پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

Iran’s national poet, dies at 87
ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳  

Simin Behbahani

Iran’s national poet, dies at 87

 

 

I'm So in Love

I'm so in love, so in love! that I cannot see myself
I ask this mirror where my Simin has gone
Where have her eyes, revealing and raven-lashed, since gone
Her eyes that read me books by pillowside.
Her lips that tell your lips,
'Take from me whatever you want from me, for I am sweet and ripe'

Why should my doctor say, Endure the distance!
Tell him enduring is not worthy of my ways
Why should I, a restless soul, endure
I, of delicate heart, a spirit so light
Why should I endure, I'm not solemn or made of stone.

I could sum up in one line a thousand wishes of mine:
Every last wish would be to linger with a companion
What am I saying?! My time has come and gone
Youth impossible, to old age I must resign
Loving and caring are not becoming of me 
Shameful I am of one, fearful of the other indeed

But openly I speak to the mirror, that confidant of mine
That tells me of late:
Oh you eternal lover, What ask you of Simin,
For I can see nothing of her within.

 

 By Simin Behbahani

Translated from the Persian by Niloufar Talebi

××××××××××××××××××××××××××× 

Biographical Highlights & Chronology

Birth: July 20, 1927 - Tehran, Iran

Given Name: Siminbar Khalili

Father: Abbas Khalili (1893–1971)

Mother: Fakhr-e Ozma Arghun (1898–1966) 

First husband: Hassan Behbahani, divorced, three children

Second husband: Manuchehr Koushyar

Nationality: Iranian

Education: B.A., Legal Studies, University of Tehran

1951: Publishes first book Setar-e Shekasteh (Broken Lute)

1953–present: Publishes over a dozen books of poetry, develops her innovations to the style and content of the traditional ghazal

1991: Publishes the autobiography/memoir An Mard, Mard-e Hamraham (That man, my companion)

1997: Nominated for Nobel Prize in Literature

1997: Nomination for Nobel Prize in Literature

1998: Human Rights Watch / Hellman-Hammet Grant

1999: Carl von Ossietzky Medal / named president of Iranian Writers Association

2004: Latifeh Yarshater Book Award

2006: Nomination for Nobel Prize in Literature

2007: Norwegian Authors' Union Freedom of Expression Prize

2008: Association of Professors & Scholars of Iranian Heritage, Distinguished Scholar Award -

2009: mtvU Poet Laureate

2011: Farhang Foundation Heritage Award

 


کلمات کلیدی: سیمین بهبهانی
 
اخرین تصویر مادرم با مادرم
ساعت ۳:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳  

آخرین تصویر مادرم با مادرم

 


 

مادرم را فرستاده بودم پیش مادر فرهنگی ام برای رساندن سلام و دیدن روی ماهش.این عکس سه هفته پیش از پرواز سیمین گرفته شد یادگاری از دیدار و سلام به سیمین فقط برای من!
ساعت ها است دارم این عکس را نگاه می کنم.............
i.

 


کلمات کلیدی: سیمین بهبهانی
 
افسون در آریزونا
ساعت ٥:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳  

افسون در آریزونا


برشی از شعر "افسون" هوشنگ ایرانی و این دو عکس در حوالی سرخ خاک ها و سرخ کوه ها و سرخ صخره های سدونا در آریزونا ...:
«...............رهرو تندگذر آرام می گیرد
و در راز شگفت چشمها بر بی نهایت ظلمت می نگرد
و بر نارنجی یک سپیدی از دست رفته، لبان زیبا سخن بیگانه را آغاز میکند:
پرتو این جادو بر تو باد
باشد که سیلهای نایافته در اعماق فراموشی پایان پذیرد...
شکست نقش دیدار، التهاب آنسوها را بر گریز می گسترد
و رنج سرگردانی، آرامش افسون را در هم می شکند:
مرا با این دریاهای مرده کاری نیست؛
آن اقیانوس پرخروش،
اقیانوس من،
کجاست؟
بگذار تو هم رفته باشی
بگذار همه رفته باشند
توفان عظیم، صدای ربوده را باز نخواهد آورد
لرزه ی آخرین تپش، افسون حضور را بدرود می گوید:
آری داستان را پایان دهیم!...............»


 in Sedona, AZ.
 

کلمات کلیدی: هوشنگ ایرانی
 
فی فی از خوشحالی زوزه می کشد
ساعت ٥:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳  

فی فی از خوشحالی زوزه می کشد

 


قابل توجه دوستان ساکن لس آنجلس و اورنج کانتی

نمایش فیلم تحسین شده مستند "فی فی از خوشحالی زوزه می کشد"ساخته میترا فراهانی درباره زندگی "بهمن محصص" نقاش نامدار ایرانی روز 15 آگوست در لس آنجلس...تماشای این فیلم را از دست ندهید...


*******

11523 Santa Monica Blvd.

1:50pm | 4:30pm | 7:10pm | 9:40pm

*********************

FIFI HOWLS FROM HAPPINESS, a Documentary About a Gay Iranian Artist, Opens in LA 8/15

friends in LA and OC can watch this fantastic documentary in Laemmle theaters .

thanks Mitra Farahani for this awesome documentary ! 72 others.


 
روایت های موثق از وودی آلن
ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩۳  

روایت های موثق از وودی آلن

 

1-رمز و راز خوشبختی آن است که چیزهایی را که داری دوست داشته باشی نه چیزهایی را که نداری .

2-من یک کلاس مخصوص تند خوانی رفتم و توانستم "جنگ و صلح" را در بیست دقیقه بخوانم. داستانش راجع به روسیه است.

3-اگر فیلم هایم سود نداشته باشد می دانم کارم درست بوده است.

4-در کالیفرنیا مردم آشغال هایشان را دور نمی ریزند. تبدیلش می کنند به شوهای تلوزیونی !!!!!

 

-ترجمه وازریک ساهاکیان-

کلمات کلیدی:
 
ضیافت
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩۳  

ضیافت

 

فیلم "ضیافت" ساخته مسعود کیمیایی یادتونه.دیدار دوباره چند تا رفیق بعد از سالها وقتی که هر کدوم یه جایی هستند و یه کاری می کنند....یادتونه تو کافه اون ارمنیه؟؟

کاری ندارم که از اون موقع تا به حال چقدر حرف و حدیث درباره این فیلم ساخته شده ...مهم اون قرار و جمع شدن دور هم بود که خیلی خوب تو فیلم تصویر شده بود....

اینها رو گفتم به عنوان مقدمه تا برسم به داستان و روایت خودم ....اینها دوستان هم دانشگاهی من هستند که بعد ١٧سال دور یک میز بیست نفره جمع شدن .

میز می تونست خیلی بزرگتر باشه اگر بچه ها و رفقا اینطوری و به هزار و یک دلیل مهاجر نمی شدن...

فرشید و نادر و امین و شهروز کانادا...من و ادوین و محمد خوش نشین و آرمن امریکا ...محمود رضا باقربیگ و دو سه تا استرالیا ...بابک سوئد و خیلی های دیگه که الان خیلی جاها بجز ایران هستند .

بگذریم !

انتهای میهمانی هم ظاهرا با گرفتن چند عکس تاریک در کنار سردر دانشگاه در نیمه های شب همراه بود به یاد آن روزها ...نمی دونم شاید این تاریک بودن عکس ها هم یه معنایی داشته باشه شایدم نداشته باشه و فقط به خاطر ضعیف بودن فلاش دوربین ها باشه ......به هر حال نقداً دم این بیست نفر بازمانده در این ضیافت گرم.

 



کلمات کلیدی:
 
من نگهدار جمالی وسترن می سازم
ساعت ٥:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۳  

من نگهدار جمالی وسترن می سازم

 


زمان به شتاب می گذرد و روزگار را می سازد . آدم های بسیاری با زمان حرکت می کنند و همیشه همراه روزگار می مانند اما هستند آدم هایی که در جایی از زمان متوقف می شوند و با روزگار همراه نمی شوند. این ها خاطره باز هستند یا دل داده به نوستالژی . معمولا دربرابر روزگار مقاومت می کنند و هزینه مقاومت و سرکشی دربرابرش را هم تمام و کمال می پردازند. روزگار گاه گاهی هویت برخی از آنها را عیان می کند و عموم می توانند از نزدیک با این مقاوم در برابر زمان و دلداده به شیفتگی آشنا شوند و زندگی اش را از نزدیک ببینند. این زندگی ها معمولا پند آموز به بیننده و عموم نیستند ،فقط جور دیگری از زندگی هستند که باید دید تا فهمید جور دیگر زیستن و گذران هم هست.زندگی "نگهدار جمالی"نیز یکی از این نوع زندگی ها است.

چهارشنبه گذشته در ششمین جلسه از شب های داکیو نایت که به همت دوستان همزمان در بسیاری از شهرها از جمله لس آنجلس،تورنتو،نیویورک،ونکوور،سانفرانسیسکو،فرانکفورت،دبی...چهارشنبه آخر هر ماه برگزار می شود،به تماشای فیلمی جالب از کامران حیدری نشستم .

فیلم "من نگهدار جمالی وسترن می سازم"درباره یک شیرایزی ساده دل و علاقمند به سینمای وسترن است که تلاش می کند با تمام بضاعت و توانی که دارد فیلم وسترن بسازد.

فیلم با طرح و داستان از پیش نوشته شده و مبتنی بر مستند داستانی روایت زندگی نگهدار جمالی است و کارگردان برشی از زندگی او را به تصویر می کشد که او قصد دارد فیلم جدیدی را بسازد و همزمان در زندگی فردی و خانوادگی و شغلی نیز با گرفتاری هایی دست و پنجه نرم می کند اما همه این مسائل او را از ساخت فیلم منصرف نمی کند .

فیلم با همان پلانی که در ابتدا شروع شده پایان می یابد .دقیقا با دیالوگی که در ابتدا از قول جمالی در توصیف شخصیت یک وسترن می شنویم .

نگهدار جمالی را شاید نتوانیک فیلمساز حرفه ای به شمار آورد چرا که دانش و آگاهی آکادمیک درباره سینما ندارد و اصولا هیچگونه تحصیلاتی ندارد اما به سبب علاقه و پیگیری در طول چندین دهه توانسته به ابزار و امکانات حداقلی برای ساخت فیلم دست پیدا کند و با اتکا به تجربه دیداری و با حداقل امکانات و با بضاعت ناچیز دست به ساخت فیلم بزند . هر چند فیلم ها در مواردی به کاریکاتور شباهت پیدا می کند اما در طول این فیلم وقتی با زندگی واقعی کارگردان آشنا می شویم،حتی علاقمند می شویم که کارهای او را ببینیم . نگهدار فیلم سازی ایرانی است که طی ۳۵ سال اخیر در بیابانهای پیرامون شیراز فیلم هایی با الهام از سینمای وسترن ساخته است.

نگهداربی سواد است، اما به سینمای وسترن علاقه خاصی دارد و تمامی عمر خود را وقف ساختن فیلم هایی با این سبک کرده. او تاکنون بیش از ۵۰ فیلم ساخته است.

او همیشه دلش می خواسته بازیگر شود، اما هیچ کارگردانی حاضر نبود به او نقشی در فیلمش بدهد. برای همین، تصمیم گرفت خودش فیلم بسازد تا بتواند  در آن بازی کند و البته بعد از مدتی عاشق کارگردانی شد.

او هزینه لازم برای ساختن فیلم هایش را از راه کارگری و اوراق کردن اتومبیل یا دست فروشی به دست می آورد. او بازیگران فیلم هایش را از خیابانهای شیراز پیدا می کند .

این فیلم مستند در جشنواره بین المللی فیلم بوسان در کره جنوبی به نمایش درآمده است. جمالی که همزمان با نمایش فیلمش در کره، خود در شیراز بوده، در ایمیلی که برای خبرگزاری فرانسه فرستاده، نوشته است:«امیدوارم وقتی تماشاگران داستان واقعی زندگی مرا در این مستند می بینند، مرا به عنوان کارگردان خوبی بشناسند که فیلم های وسترن تأثیرگذار می سازد.»

نگهدار جمالی می گوید:«امیدوارم تهیه کنندگانی که این مستند را درباره من می بینند، از من بخواهند برایشان فیلم بسازم.»

کامران حیدری سازنده فیلم معقتد است نزدیک بوده به دام ساختن یک مستند اجتماعی بیافتد اما زود دریافته که سینما، دغدغه اصلی جمالی است و محور این مستند نیز باید عشق او به سینمای وسترن باشد. حیدری می گوید:«علاقه جمالی به سینما خیلی خالص است. او قصد پول ساختن از فیلم هایش را ندارد، اما دار و ندارش را وقف ساختن‌‌ آنها می کند. بهتر آن است که تنها قصه اش را روایت کنی و از عشقش به سینمای وسترن بگویی.»

نگهدار جمالی پوسترهای تبلیغاتی فیلم هایش را خود درست می کند و به دیوار می چسباند و فیلم را روی دیوار میدانی نزدیک خانه اش به مردم نشان می دهد. فیلم های او در هربار نمایش، حدود ۲۰ تماشاگر دارد که روی قالی های کهنه ای که او بر زمین پهن می کند، می نشینند و فیلم را تماشا می کنند.

کامران حیدری، می گوید که جمالی از فیلم هایش کپی می گیرد و آن ها را به رایگان به مردم محله اش می دهد.

حیدری می گوید تا نیمه های ساختن مستند زندگی جمالی نمی دانسته که او بی سواد است. جمالی سناریوی فیلمش را از روی کاغذهایی «می خوانده» که به نظر می رسیده نوشته است و آنها را هم به کسی نشان نمی داده، چون نمی خواسته کسی بفهمد که او سواد خواندن و نوشتن ندارد. جمالی تمام فیلم هایش را به شکل بداهه می سازد.

این مستند سازدر ادامه صحبت هایش در باره این فیلم گفته است عباس کیارستمی به او گفته که جشنواره های فیلمی از جمله جشنواره بوسان، جایی مناسب برای شناساندن نگهدار جمالی است و او امیدوار است که از راه این جشنواره، هم مستند خودش و هم فیلم های جمالی را به دنیا بشناساند تا شاید مجموعه ای از دی وی دی های فیلم های جمالی به همراه مستندی که درباره او ساخته شده، به محافل سینمایی جهان ارائه شود.

نگهدار جمالی درباره فیلم مستندی که با محور زندگی او ساخته شده، می گوید:«اول فکر کردم باید مثل وسترن های خودم، در این فیلم هم نقش بازی کنم. اما بعد فهمیدم که در این فیلم باید خودم باشم تا مردم مرا بشناسند و زندگی واقعی ام را ببینند.»

کارگردان : کامران حیدری

تدوین : بهمن کیارستمی

برنامه ریزو دستیارکارگردان :انسیه علوی زاده

تصویر: کامران حیدری

صدابردار: ساسان کاوه

صداگذار: کامیار بهبهانی ،فرشید زرمهر

عکاس : سجادآورند

پژوهش : کامران حیدری

تصحیح رنگ : حمید رضا فطوره چیان

پوستر و دی وی دی:احمد رضایی

ترجمه و زیرنویس : صنم کلانتری ،کامبیز صفاری

تهیه کننده : مهرداد منوریان


کلمات کلیدی: