پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

این پگاه ما
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠  

 این پگاه ما

پگاه در صحنه ای از فیلم زندان زنان

 پگاه همیشه یکی از اسم­های پرحاشیه بوده است. پگاه که در کنار باران و گلشیفته و ترانه به عنوان نماد نسل جوان و نسل سوم از کودکی و نوجوانی وارد عرصه سینما شده بود همچون هر سه نام دیگری که اسم بردم تا مدت­ها در یک تب و تاب داخلی و در جستجوی هویت خاص خود بود.

او که به سبب روابط خانوادگی و فعالیت پدر و مادرش درسینما و آشنایی آنها با "رسول صدرعاملی" وارد عالم سینما شده بود و تا سال­ها انگ بی­استعدادی و بازی­های ضعیف و حضور در سینما به خاطر روابط خانوادگی را می خورد. از زمانی به بعد با تحولات درونی که سر منشأ آن فکر و اندیشه باز بود،توانست خط و مسیر مشخص و ویژه خود را تعیین کند .

در همین تحولات درونی بود که در مسیر بازی­های سینمایی خود تغییر مسیر داد. بازی در فیلم "آتش سبز" به کارگردانی "محمد رضا اصلانی" و فیلم "خواب زمستانی" به کارگردانی "سیامک شایقی" با حضور "سیمین معتمد آریا" و "لادن مستوفی" یکی از مظاهر بارز این تغییر مسیر بود .

پگاه در این فیلم "آتش سبز"بدون حضور بازیگر بدل آنچنان از خود مایه گذاشت که در حین فیلمبرداری دچار سانحه شد و تا مدت­ها به خاطر این حادثه بستری بود .

بازی در پروداکشن مهیج و بزرگ  تاریخی "راه آبی ابریشم" به کارگردانی "محمد بزرگ نیا" و نیز فیلم "زادبوم" ساخته "ابولحسن داوودی" که همچنان بعد از سه سال امکان نمایش را پیدا نکرده است،از جمله تجارب جدید پگاه در عرصه بازیگری بود که ضمن غنی کردن کارنامه بازیگری او تفاوت آشکار در انتخاب نقش و مسیر بازیگری او را نمایان می کرد .

پگاه همچون باران و گلشیفته ،که نسبت به ترانه کمی بی پرواتر و جسورتر در اظهارنظر و بیان هستند، از مقطعی به بعد تلاش کرد با حضور مستقیم و روشن در فعالیت­های سیاسی و عرصه اندیشه ورزی برای خود موقعیتی فراتر از یک بازیگر را فراهم کند و برای رسیدن به این فضا و موقعیت مسیر آزمون شده، بازیگران تجاری سینما را طی نکرد .

معمولاً این­گونه بازیگران با ورود به حیطه­هایی مثل عکاسی و نقاشی و نظایر ان سعی می کنند از شهرت خود برای توفیق در سایر حوزه­ها نیز بهره گیرند اما پگاه در سایر عرصه ها بدون توجه به شهرت سینمایی خود تلاش کرد آنچنان که شایسته و بایسته است و توانش اجازه می دهد خود نمایی کند.

بازی در تئاتر و ساخت فیلم مستند از جمله تجارب جدید پگاه در این دوران بود . تجربه بازی در تئاتر"منهای دو" به کارگردانی داوود رشیدی با حضور باران کوثری و نیز تئاتر جنجالی "متولد 61" به کارگردانی پیام دهکردی از جمله موارد مهم قابل اشاره فعالیت های هنری پگاه در این حوزه است.

پگاه در عرصه انتخابات جنجال برانگیز 88 نیز همچون دوره قبلی به صورت روشن و آشکار وارد فعالیت­های انتخاباتی شد و با حضور در ستاد هنرمندان به عنوان یکی از ارکان اصلی این ستاد در آمد و در تجمع بزرگ 20 هزار نفری ورزشگاه آزادی نیز در سخنانی کوتاه در حضور سید محمد خاتمی به بیان دیدگاه های خود پرداخت و از نامزد متبوع خود دفاع کرد .

این حضور روشن و آشکار که از جسارت خاص پگاه و سر پر شور او داشت در سال های پس از انتخابات نیز به نوعی دیگر تکرار شد .

پگاه تلاش کرد با حضور در کارها و تجارب متفاوت به ویژه در عرصه تئاتر و نیز حوزه روزنامه نگاری و نیز ساخت فیلم مستند در این دوران نیز کارنامه هنری خود را فارغ از محدودیتی به نام سینما پربارتر کند .

اما حاشیه برای پگاه از آنجا شروع شد که اعلام کرد قصد دارد جام جهانی فوتبال زنان را پوشش دهد.

پگاه همیشه عاشق فوتبال بوده و هست. خودش در مورد فوتبال می گوید :

 "یادم هست آنقدر عاشق رونالدینیو بودم که اولین باری که به بارسلون رفتم، اولین کاری که کردم این بود که بلیط دیدار رئال مادرید با بارسلونا در نیوکمپ را تهیه کنم و به تماشای بازی بروم..."

پگاه قصد داشت جام جهانی فوتبال زنان را برای شبکه دویچه وله پوشش دهد و مشاهدات خود را در سفرش به آلمان و دیدن بازیهای جام جهانی در وبلاگی ویژه بازتاب دهد.او پیش از این جشنواره برلین را برای این شبکه پوشش داده بود.

فوتبال و جذابیت های خاص آن پگاه جوان را آنچنان شیفته کرده بود که برای ارضا این شوریدگی خود حتی تا استادیوم نیوکمپ نیز برود . پگاه از تجربه حضور در استادیوم نیوکمپ به شیرینی سخن می گفت :

"این اولین باری بود که من به استادیوم فوتبال رفتم و آن قدر برایم جذاب بود که شب خواب فوتبال دیدم."

پگاه پیش از این درباره جام جهانی فوتبال زنان گفته بود :

"من تا حالا فوتبال زنان را ندیده‌ام و اصلاً نمی‌دانم سطحش چه جوری هست. البته صحنه‌هایی تا به حال دیده‌ام، ولی آنطور که باید و شاید، نه. به همین خاطر هم جذاب‌ترین بخش این دعوت دویچه وله از من، یکی این بوده که می‌آیم استادیوم فوتبال ببینم، و یکی هم این که فوتبال زنان را می‌توانم ببینم که شاید برایم از فوتبال مردها خیلی جذاب‌تر باشد، چون هیچ ایده‌ای ندارم که چه اتفاقی توی زمین می‌افتد."

پگاه در مورد هدف خود از این سفر گفته بود :

" در واقع من به دیدن چهار بازی از مسابقات جام جهانی فوتبال زنان می‌روم، ولی از لحظه‌ای که سفرم شروع می‌شود، یعنی از ایران حرکت می‌کنم، شروع می‌کنم به نوشتن یاداشت‌هایی و اگر چیز جذابی هم دیدم که می‌شود از آن عکاسی کرد، عکس هم می‌گیرم و همه این‌ها توی یک وبلاگ می‌آید که خود دویچه وله آن را راه‌اندازی کرده. در واقع تجربیاتی‌ست که من در این سفر به ‌دست می‌آورم و هر روز می‌نویسم. اتفاقاتی که آن روز در سفر افتاده، چیزهای جدیدی که دیدم؛ مشاهدات من است از جام جهانی فوتبال زنان و از آن جوی که در محیط و در استادیوم هست."

جام جهانی فوتبال زنان یکشنبه شب با قهرمانی تیم فوتبال ژاپن پس از غلبه بر آمریکابه پایان رسید. پگاه ما نتوانست تماشاگر این بازی ها باشد و شور و نشاط فوتبالی او در نطفه خفه شد .

به نظر می­رسد جدیدترین تجربه پگاه که اکنون ناخواسته آن را تجربه می کند، نیز پلی باشد برای گذر او از دوران پر شور جوانی به میانسالی . پگاه در اوج جوانی چیزهای جدیدی را تجربه می کند .

اتفاقات چند سال اخیر ایران درکنار تجارب شخصی او با هوشمندی خاصی که او در سینما و به ویژه فعالیت در سینمای مستند دارد، در آینده می تواند آثار مثبت فراوانی را برای او به همراه داشته باشد. پگاه اکنون فراتر از وابستگی­های خانوادگی،دور از مادر جنجالی و پدر آرامش، خودش هویت و شخصیت مستقلی پیدا کرده است. خودش به تنهایی اکنون و در بند مشغول کسب تجربه است. مثل همه دوست دار رهایی از حصر و بندش هستم و برای آزادی­اش دعا می کنم اما یقین دارم در حبس و بند، پگاه بزرگ تر خواهد شد. پگاه ،گلشیفته ،باران و ترانه چهار نامی هستند که فارغ از سینما و کارنامه بازیگری به عنوان نمادها و سمبل های یک نسل پرشور حرف­های بسیاری در آینده خواهند داشت. شک نکنید .

این روزها به این فکر می کنم که او از گوشه پنجره اش در شمالی ترین نقطه تهران صبح ها پگاه را چگونه تماشا می کند و در پگاهان به چه فکر می کند این پگاه ما !!!


 
فرزاد حسنی فعلا زنده است!
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠  

فرزاد حسنی فعلا زنده است!

ضعیفیم و کمی تا قسمتی بی تحمل  وقتی درد هجوم می آورد .تعارف که نداریم . همه ما اینگونه ایم یا حداقل بیشترمان .

 مثلا همین هفته پیش دوشنبه که یکهویی نمی دانم این" درد "سر و کله اش از کجا پیدا شد و زد به پهلوها و کاری کرد کارستان ....پنج ساعتی از درد به خود می پیچیدم و جالب تر آنکه ناچار بودم همزمان بدون اینکه آرام و قرار داشته باشم بدوم .

پارادوکس جالبی بود نفس نفس زدن های آدمی در عین درد کشیدن ...مثل خری که سنگ آسیاب را در یک دور تسلسل باطل می چرخاند .

 دکتر اورولوژ معتقد است سنگ کلیه از درد زایمان فراتر و اسفناک تر است و جالب آنکه در این پنج ساعت سه و نیم کیلو وزن کم کردم !

و من بعد از دو روز بارداری بالاخره فرزندِ مضرسی و تند و تیز کلسیمی بزرگم را با کمک تنی چند از پزشکان حاذق با هزار سلام و صلوات و در اتاق عمل زاییدم و بعد از این به هیچکس در مورد نداشتن ورثه جوابگو نیستم .

خدایا شکرت! ...برای لذت ،برای درد و برای حکمت ....

من هنوز نفس می کشم و هنوز هستم ،بی درد یا به قولی تا درد بعدی که لابد دیر یا زود فرا خواهد رسید ....غریبه نیست با ما دردِ روزگار و کم پیش می آید تنهایم بگذارد ....رفیق تام و تمام و کامل است ....از همه دوستان و عزیزان در داخل و خارج از کشور و اقصی نقاط جهان که جویای حال و احوال بودند صمیمانه سپاسگزارم ....فرزاد حسنی فعلا زنده است !


کلمات کلیدی:
 
قایم باشک
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ تیر ۱۳٩٠  

قایم باشک

سال هاست نمی بینی مرا ،

مرا که اینجا زیر نور ماه ایستاده ام،

مرا که چشم ها را بسته ام ،

و مثلا پنهان شده ا م ،

تا شاید تو پیدایم کنی،

پیدا نکردیم و من هنوزمنتظر  ،

نگفتی،انتهای این بازی قایم باشک کجاست؟

سپیده کی به دل مهتاب حمله می کند؟

من کی پیدا می شوم ؟!


کلمات کلیدی:
 
دخترم
ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ تیر ۱۳٩٠  

دخترم

دخترم !

ای کاش پدرت بودم ،

تا در سرزمین حرامیان،

آسوده و رسا،

فریاد بر می آوردم :

                          آنک ،مردم !

                             من نیز هستم !

                                  جدا از شما شوربختان ،

                                            کوله بار سفر را بستم !


کلمات کلیدی:
 
بانکی که فیلم می سازد
ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠  

بانکی که فیلم می سازد

 

زنده یاد "علی حاتمی" در قسمتی از فیلم "کمال الملک" از زبان "مظفرالدین شاه" می گوید:

"همه چیزمان به همه چیزمان می آید."

با این مقدمه و جمله تاریخی از یک فیلم سینمایی می خواهم یک بحث جالب فرهنگی و اقتصادی را شروع کنم .

شاید هنگامی که سرمایه اولیه تأسیس بانک در کشور ابتدا از 60 به 350 میلیارد تومان رسید و پس از آن شورای پول و اعتبار به دلیل ایجاد انگیزه در بخش خصوصی آن را به 200 میلیارد تومان کاهش داد، هیچ کس تصور نمی کرد روزی فرا برسد که تعداد تقاضا برای تأسیس بانک به مرز عدد 100 برسد. بانک های دی، تات، گردشگری، ایران زمین، حکمت ایرانیان، مهر و انصار در کنار چند بانک دیگر طی دو سال اخیر مجوز فعالیت دریافت کردند تا حضور آنها در جمع 26 بانک کشور نمایان باشد.

تاکنون تعداد زیادی تقاضا برای تأسیس بانک خصوصی توسط اشخاص حقیقی و حقوقی و یا مؤسسات مالی و اعتباری مختلف به بانک مرکزی ارائه شده است و در انتظار بررسی به سر می برد .

چیزی که در این میان قابل پیش بینی است رقابت فشرده بانک های تازه تأسیس یا در حال تأسیس برای جذب مشتری است .با توجه به ثابت بودن و بخشنامه­ای بودن نرخ خدمات مختلف از جمله بهره وام  در کلیه بانک ها و ابلاغ آن توسط بانک مرکزی ،رقابت بر سر نرخ خدمات توسط بانک­ها کارکرد و کارایی چندانی ندارد و بنابراین بانک­ها باید از طریق سایر راهکارها دست به جذب مخاطب و مشتری بزنند.تبلیغات و اطلاع رسانی در مورد خدمات مختلف و تلاش برای نوآوری در خدمات از جمله مهمترین برنامه هایی است که در دستور اغلب بانک­های کشور وجود دارد.

 

تبلیغات غیرمستقیم با مسئولیت­های اجتماعی

اخیراً تعدادی از بانک­ها با تکیه بر مسئولیت­های اجتماعی خود تلاش دارند تا از این منظر نیز دست به جذب مشتری و مخاطب بزنند .

با اتخاذ این راهکار بانک­ها تلاش می کنند با مشارکت در برنامه­های فرهنگی و هنری و حضور در جشنواره ها و فستیوال های مختلف ضمن پرداخت بخشی از هزینه­های آن، به صورت غیر مستقیم به معرفی خدمات خود بپردازند .

حضور و مشارکت فعال "بانک سامان" در برگزاری چند کنسرت موسیقی در دوسه سال اخیر مؤید همین نکته است.

"بانک اقتصاد نوین" نیز از طریق شرکت­های اقماری خود به ویژه "بیمه نوین" معمولاً در اینگونه برنامه­ها مشارکت می کند . مشارکت در جشنواره موسیقی فجر و بخشی از فستیوال فیلم فجر از جمله موارد مشارکت بانک اقتصاد نوین در یک مسئولیت اجتماعی بود.

 

بانک پاسارگارد بانکی عجیب

اما عملکرد بانک پاسارگاد در میان سایر بانک­ها از همه عجیب­تر و قابل اعتناتر است. یکی از اقدامات جالب این بانک تأسیس موزه نگهداری آثار هنری و ورود به موضوع خرید و فروش آثار هنری بود.

خرید آثار "پرویز تناولی" و فروش آن در حراجی­های معتبر دبی از جمله اتفاقاتی بود که پیش از این اخبار آن در رسانه­ها منتشر شده بود. 

رفیعی مدیر روابط عمومی بانک پاسارگاد در نشست خبری پیش افتتاحیه نخستین گنجینه هنری بخش خصوصی کشور متعلق به بانک پاسارگاد در اسفند 87، گزارشی از عملکرد بانک پاسارگاد در این حوزه را اعلام کرد.

او با اشاره به کارنامه این مؤسسه مالی و اعتباری و مشارکت در فعالیت­های هنری از جمله جشنواره­های هنری، همچون جشنواره سیمرغ و تهیه جوایز جهت هنرمندان، خاطرنشان کرد: «این مؤسسه آمادگی حضور جدی در عرصه حمایت از هنرمندان کشورمان را دارد و با تمام توان و امکانات خود در این عرصه می ماند.»

در ادامه این مراسم، امین تفرشی عضو هیأت مدیره و سرپرست نگارخانه بانک پاسارگاد، با اشاره به عملکرد بانک­ها و مؤسسات خصوصی در سرمایه گذاری­های هنری و در اختیار داشتن بزرگترین مجموعه­ها و گنجینه-های هنری در کشورهای اروپایی یادآور شده بود: «ما می خواهیم در ایران نیز این شور و هیجان را ایجاد کنیم.»

تفرشی  برنامه­های آتی این مؤسسه را حمایتی عملی از اقتصاد هنر در ایران، حمایت از نخبگان در سطوح مختلف دانشگاهی، تأسیس اولین دانشگاه فوق تخصصی به عنوان یک حرکت عظیم آموزشی و عملی توسط بخش خصوصی در کشورمان، حمایت از ورزش و ورزشکاران ایرانی و سرانجام تأسیس نگارخانه بزرگ آثار هنری و زمینه سازی ورود هنر ایران به بازارهای بین المللی عنوان کرد و گفت: «اندیشه ورود جدی به عرصه اقتصاد هنر از نزدیک به دو سال پیش در بانک پاسارگاد عملی شد و با استفاده از نظرات کارشناسان برجسته هنری امروز به نقطه ای رسیده­ایم. ما جایگاهی را در مجموعه و کلکسیون جمع­آوری شده به دست آورده­ایم که قابل استفاده برای همه هنرمندان و هنردوستان ایرانی باشد و تصمیم داریم این حرکت را استمرار بخشیده و گنجینه موجود را از طریق خرید آثار با ارزش و نفیس هنری غنی تر سازیم و آثار را به طور مستمر جایگزین و روزآمد کنیم.» او هدف نهایی این رویکرد را ورود آثار هنرمندان ایرانی در عرصه بازارهای بین­المللی معرفی کرد و اولین نمونه این حرکت را عرضه مجسمه استاد پرویز تناولی به بالاترین قیمت ممکن در خاورمیانه توسط این بانک، در حراج کریستی دبی شمرد که رکورد جهانی جدید را به نام ایران ثبت کرد.

تفرشی در خصوص موزه بانگ پاسارگاد افزود: «بیش از 150 اثر هنری، در این موزه عرضه    می شود و در صورت پیشنهاد خرید، این آثار به فروش نیز می رسند.»

تفرشی همچنین گفت: «ما تنها آثار هنرمندان ایرانی را جهت این گنجینه هنری خریداری می کنیم و این به دلیل تعهد و رسالت بزرگی است که در حمایت از هنر کشورمان احساس می کنیم.»

 

بانک پاسارگاد و ورود به فیلمسازی

اما تأسیس موزه و خرید آثار هنری، همه فعالیت­های بانک پاسارگادر در حوزه به اصطلاح اقتصاد هنر نبود.

بانک پاسارگاد در حوزه سینما نیز با سرمایه گذاری در دو فیلم سر و صدای زیادی به پا کرد. فیلم اولی که بانک پاسارگاد در آن سرمایه گذاری کرد فیلی با نام "میزاک " به کارگردانی "حسینعلی لیالستانی" و تهیه کنندگی "جهانگیر کوثری" بود که به هنگام اکران در جشنواره فیلم فجر با اعتراض شدید خبرنگاران و درگیری بازیگران و خبرنگاران مواجه شد و بسیاری از خبرنگاران مشارکت بانکی خصوصی را در پرداخت هزینه­های چنین فیلم ضعیفی را زیر سئوال بردند.

جهانگیر کوثری در جلسه جنجالی بررسی این فیلم در فستیوال فیلم فجر؛ در پاسخ به این سوال که چرا روی چنین فیلمی سرمایه‌گذاری کرد گفت: ابتدا از حضور نویسندگان و منتقدان در این جمع اظهار خوشحالی می‌کنم، چون حضور این افراد در این جلسه نشان‌دهنده این است که سینما جایگاه خوبی دارد و پدیده‌ای است که بعد از انقلاب به‌خوبی به کارش ادامه داده و در تمام ژانرهای موفق بوده و حتی در ژانرهای جدید هم مثل دفاع مقدس توانسته موفق باشد.

کوثری در پاسخ به این سوال که میزان شرافت فیلم‌ها را چگونه اندازه‌گیری می‌کنید گفت: فیلمی که مبتذل نباشد، عوام‌فریبی نکند و دانش تماشاگر را متوقف نکند، فیلم شریفی است. اگر فیلمی تماشاچی را به فکر بیندازد و مسخره هم شود، باز هم ایرادی ندارد چون تماشاگر می‌تواند مسخره کند اما بدون عوام‌فریبی فکرش از کار باز نمی‌ماند. این فیلم نوآوری دارد. نوآوری‌ای که از ذهن کارگردانش درآمده من هم تهیه‌کننده‌ای هستم که فیلم اکران نشده زیاد دارم، اما شرافت را در کارم حفظ کرده‌ام و به هیچ وجه قصد فریب مردم را نداشته‌ام.

وی همچنین در مورد بودجه این فیلم گفت: من به همراه بنیاد سینمای فارابی که به تمام پروژه‌های سینمایی کمک می‌کند و بانک پاسارگاد سرمایه‌گذاران این فیلم بودیم.

فیلم میزاک  از آن موقع تاکنون موفق به اکران و حتی نمایش در شبکه نمایش خانگی نشده و هیچوقت معلوم نشد دلیل سرمایه گذاری و مشارکت بانک پاسارگاد در این فیلم به چه دلیل بوده.

اما ادامه فعالیت بانک پاسارگاد در این حوزه نشان داد که این بانک به راحتی حاضر نیست از میدان پا پس بکشد.

بانک پاسارگاد و جدایی نادر از سیمین

در دومین تجربه سرمایه گذاری ساخت فیلم، بانک پاسارگاد سراغ کارگردان نام آشنای سینمای ایران رفت و کل سرمایه­گذاری فیلم را به تهیه کنندگی اصغر فرهادی وتوسط نگاراسکندرفرد به عنوان مجری طرح، انجام داد .

با اکران موفقیت آمیز فیلم در جشنواره فیلم فجر و نیز جشنواره معتبر برلین، فیلم در نوروز امسال در سینماهای تهران و شهرستان­ها به نمایش درآمد و موفق به فروش چند میلیاردی شد.

اصغر فرهادی با اشاره به سرمایه‌گذار «جدایی نادر از سیمین» که بانک پاسارگاد است،توضیح داد: تمام مسائل اقتصادی فیلم به بانک پاسارگاد مربوط می‌شود. این فیلم، فیلم پرخرجی بود و به اندازه‌ی دو فیلم سینمایی مرسوم هزینه شد.

فرهادی­درباره‌ی­تأثیرگذاری­سرمایه‌گذاری­بانک­پاسارگاددرساخت­فیلم­که بر خلاف سرمایه گذاری های مرسوم است ،پاسخ داد:یکی از شانس‌های فیلم سرمایه گذارش بود که بیشتر از اینکه به فیلم نگاه اقتصادی داشته باشد، نگاه فرهنگی داشت. این سرمایه‌گذار حتی کوچکترین تبلیغی در رابطه با بانک از ما نخواست.

وی یادآور شد: ما پیش از آنکه سرمایه گذار را پیدا کنیم در فیلم‌نامه شخصیت فیلم‌نامه‌مان کارمند بانک بود و با سرمایه‌گذاری این بانک خاص این پتانسیل وجود داشت که این کارمند بانک، کارمند بانک پاسارگاد باشد اما خوشبختانه دوستان دربانک حتی اشاره هم نکردند که این کارمند، در بانک پاسارگاد شاغل باشد. رفتارشان و برخوردشان با فیلم کاملاً فرهنگی بود، بنابراین من هیچ محدودیتی از سمت سرمایه‌گذار نداشتم و خیلی راحت و با فراغ بال کار کردم.

 

موفقیت­های بانک پاسارگاد

بعد از تجربه تلخ میزاک به نظر می رسد که بانک پاسارگاد از نظر هنری و اقتصادی موفق به کسب نتایج خیره کننده و شگفت انگیزی شده است.

همزمان با شروع اکران فیلم در تهران و شهرستان­ها، تمامی شعب بانک پاسارگاد با پخش تیزرهای جدایی نادر از سیمین به نوعی فضای مانیتوری شعب خود را در اختیار این فیلم قرار دادند تا مشتریان به هنگام انتظار برای دریافت خدمت، با این فیلم بیشتر آشنا شوند .

بعد از اکران میلیاردی فیلم در ایران، اکران جهانی فیلم شروع شد  در کمتر از دوهفته فروش فیلم در فرانسه از مرز یک و نیم میلیون یورو عبور کرده و پیش بینی می شود این میزان حتی از دو برابر رقم فعلی نیز بالاتر برود . همچنین اکران جهانی فیلم در خاور دور و کشور تایلند نیز شروع شده و به تدریج در سایر کشورها نیز به نمایش در خواهد آمد.

طبق برآوردهای من این فیلم با اکران داخلی و جهانی حداقل 15 میلیارد تومان فروش خواهد داشت. فیلمی که بنا به اظهار کارگردانش حداکثر دو برابر فیلم­های معمولی و رقمی حدود یک میلیاردتومان هزینه داشته، توانسته سودی چند درصدی را نصیب سرمایه گذارانش یعنی بانک پاسارگاد کند.

 

شبهات

حالا سئوال این است که این برای رسیدن به موفقیت فعلی مطالعه صورت گرفته و یا مشارکت دراین فیلم نیزهمچون فیلم قبلی و به واسطه دوستی و آشنایی صورت گرفته است؟

اگر این فیلم نیز شکست می خورد و یا به هر دلیلی توقیف می شد، بانک پاسارگاد چه پاسخی برای سهام داران خود در مجمع عمومی سالیانه داشت ؟

اگر از منظر مسئولیت­های اجتماعی به این قضیه نگاه کنیم، حمایت بانک پاسارگاد از چنین فیلم فاخری ارزشمند است، اما اگر از منظر اقتصادی به این کار نگاه کنیم و خطرات فعالیت در سینمای ایران را نیز بپذیریم، حضور و مشارکت بانک در ساخت یک فیلم سینمایی مخاطره آمیز می نماید.

نکته جالب این که ترکیب قاسمی مدیرعامل بانک و رفیعی مدیر روابط عمومی در ساخت هر دو فیلم میزاک و جدایی نادر از سیمین مشارکت داشته­اند و با توجه به تفاوت­های فاحش این دو فیلم در حوزه محتوا و داستان و کیفیت ساخت این نکته به ذهن متنبادر می شود که عناصر تصمیم گیرنده در بانک حداقل با مولفه سینما به صورت کامل و دقیق آشنا نیستند و انتخاب­ها برای مشارکت و سرمایه­گذاری یا بر پایه روابط شکل می گیرد یا بر اساس تصمیمات آنی غیرکارشناسی .

 

حرف آخر

موفقیت و مشارکت بانک پاسارگاد در فیلم فاخر "جدایی نادر از سیمین" ارزشمند است و جای تبریک دارد . اما همین موفقیت می توانست به نتیجه نامطلوبی مثل پروژه "میزاک" تبدیل شود .

به عنوان حرف آخرباید دوباره به جمله ابتدایی خود اشاره کنم. فقط در کشوری که چیزی سرجای دقیق خودش نباشد، بانک­ها سرمایه گذار فیلم می­شوند و در مقابل کار، درانجام وظایف معمول خود مثل دادن وام، دچارمشکل هستند .

زنده یاد علی حاتمی در قسمتی از فیلم کمال الملک از زبان مظفرالدین شاه می گوید :

"همه چیزمان به همه چیزمان می آید."

 


 
وارثان زمین
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠  

وارثان زمین

.....و سرانجام ،زمین میراث مهربانان خواهد شد .

نیک می دانم که در آن روز زمین را بی چانه ،با شیفتگان دنیا ،به ثمن بخس معامله می کنند و به بهایش شیرینی می خرند برای شیرین کام کردن جهانیان .

و گل می خرند برای تغییر شامه ی کپک زده مان .

مهربانان برانگیخته شده اند برای خوشی ساختن از لحظه

.....عمرشان جاودان باد و مهرشان افزون .....


کلمات کلیدی:
 
SEN AĞLAMA
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠  

SEN AĞLAMA

ترجمه یکی از سحر انگیز ترین ترانه های سوزان آکسو،با عنوان "گریه نکن " :

 

SEN AĞLAMA

 گریه نکن

Hasret oldu ayrılık oldu

حسرت و جدایی اتفاق افتاد

Hüzünlere bölündü saatler

حزن و اندوه بین همه لحظاتمان تقسیم شد

Gördüm sarkan iki damla yaş

دو قطره اشک معلق دیدم،

Ayrılıkta sevgiyle beraber

وقت جدایی عاشقانه .

Bir şarkı bir şiir gibi

همچون یک ترانه و یا یک شعر،

Yaşadım canım acıları

با دردهای درونم زندگی کردم.

Senden bana hatıra şimdi

ازتو برای من چه خاطره ای باقی مانده

Sakladığım sevgili kederler

من درد و رنج دوست داشتنت را حفظ کردم،

Bir sır gibi saklarım seni

همچون رازی تو را در درونم نگه می دارم .

Bir yemin bir gizli düş gibi

همچون یک سوگند و همچون یک  راز در خواب،

Ben bu yükü taşırım sen git,

من این بار را بر دوش می کشم ،تو برو

Git acılarla....

بروید ای درد و رنج ها

Sen ağlama dayanamam

گریه نکن ،نمی توانم روی پا بایستم،

Ağlama göz bebeğim sana kıyamam

عزیزکم ،نور دیده ام ،دلم نمی آید گریستنت را ببینم .

Al yüreğim senin olsun

بیا بگیرش،تمام جان و دلم برای تو،

Yüreğin bende kalırsa yaşayamam

باور کن اگر بند دلت پاره شود ،دیگر نمی توانم زندگی کنم

 

توضیح - شعر را قبلا به یحیی تقدیم کرده بودم .


کلمات کلیدی: سوزان آکسو ،sen ağlama
 
درد و دل با کرگدن
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠  

درد و دل با کرگدن

 

خستگی شایسته تقدیر ،

و دلبستگی بایسته تنفیر،

کرگدنا!

 بیرون از گله ی وامانده شو !

تنها و بی کس،

از مرغزار مرداب وار بگذر!

کرگدنا!

خسته شو !

بسته شو!

اما در چراگاهان میان راه،

 برنگزین همسفری!

در نیامیز با رهگذری !

دل مبند به دلبری!

کرگدنا !

به دست خود با تقدیر پنجه میفکن ،

تباهی در پایان تنهایی منتظر است!


کلمات کلیدی: