پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

"لا اکراه فى الدّین قد تَبَیّن الرّشدُ مِن الغىِّ..."
ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٢  

"لا اکراه فى الدّین قد تَبَیّن الرّشدُ مِن الغىِّ..."

دیروز سعادتی شد برویم نماز جمعه . بی هیچ اجبار و با عقل و اختیار و با تمام جان و دل با تعدادی از دوستان خوبم در مرکز اسلامی اورنج کانتی حاضر شدیم و به خطبه های نماز جمعه گوش دادیم .برایم جالب بود گوش دادن به خطبه به زبان انگلیسی و بعد در صف نمازگزاران ایستادیم و نماز جماعت جمعه را خواندیم .

در این سفر معنوی با دوست خوب هنرمندم کامیار همراه بودم . او نیز با صفا و صمیمت قلبی توفیق حضور پیدا کرده بود .بعد از خطبه های نماز جمعه مدیر مسجد پشت تریبون لطف کرد و حضور من و کامیار را در جمع نمازگزاران خوشامد گفت و بعد از نماز نیز فرصت کوتاهی دست داد و با امام جماعت مسجد حجت الاسلام قزوینی دقایقی گفتگو کردیم .

نکته مهم این حضور،اختیار و انتخاب کاملمان بود .برای منی که از هر گونه اجبار گریزانم حس و حال خوبی بود.برای کامیار نیز تجربه خوبی بود . ما از دو دنیای متفاوت کنار هم اینجا حضور پیدا کرده بودیم . یکی سال های سال و از کودکی در فرانسه بزرگ شده که جامعه ای است کمتر مذهبی و من از ایران می آیم که مذهبی است و از خانواده ای به شدت مذهبی .مهم برای هر دوی ما به گمانم برگشت به اصل و هویت خودمان است. ما هر کدام ریشه و هویت داریم و گمان می کنم در تمام این سالها ریشه و هویتمان به خاطر روش های غلط جاری در جامعه برای خودمان شاید کم رنگ شده باشد اما یک آن جستجو گری شخصی و رها کردن دل با صقا و صمیمیت می تواند مسیر را روشن کند . اسلام دین مهر و دوستی است . من به این دین اعتقاد دارم در عین اینکه با هیچ دین و مرام و آیینی مشکل ندارم . هر مرام و آئینی که به نزدیکی به خدا منجر شود برای من قابل احترام است .همیشه سعی دارم از هر گونه گفتگوی اعتقادی و مذهبی و جدال درباره دین و مرام پرهیز کنم . معتقدم دین مسئله ای است کاملا شخصی و مبتنی بر هویت فردی افراد و دین با هویت بخشی به یکایک افراد است که می تواند به صورت غیر مستقیم و نه مستقیم در جامعه تاثیرگذار باشد . مومن به دل بودن بهتر است به ایمان در ظاهر . چیزی که همیشه از آن رنج برده ام . ریای در دین را از کفر بدتر می دانم و از آن به شدت می رنجم . اتفاقا همان جا یاد آیه شریفه ""لا اکراه فى الدّین قد تَبَیّن الرّشدُ مِن الغىِّ..."" افتادم .

دین یک مسئله ی اعتقادى و قلبى است و اکراه و اجبار در آن محال است و بنده مختار و مخیر مىباشد و این قولى است که با بیانات مختلف از ناحیهى مفسرین خصوصاً مفسرین معاصر ذکر شده است.قرآن خلاصهى منطقش این است که دین امرى اجبارى و غیر ارادى نیست، براى این که حقیقت روشن است؛ راه هدایت و رشد روشن، راه غىّ و ضلالت هم روشن، و آدمى در پذیرش ایمان و کفر آزاد و مختار است. هر کس مىخواهد این راه را انتخاب بکند، و هر کس مىخواهد آن راه را، و شاید بتوان از سیاق آیهى شریفه با توجه به قبل و بعد آن اصلى را استخراج نمود، که اگرچه ریشه و کاربرد آن کلامى است ولى در علوم دیگر چون علم سیاست و علم اقتصاد و ...، مورد استفاده مىباشد و آن همان اصلى است که در لسان ائمه هدى علیهم السلام به "لا جَبْر ولا تفویض بل امر بین الامرین" تعبیر شده است.

«لا اکراه فی الدین» معنای مشخصی دارد و درباره اکراهی واجباری نبودن اصل دین است برای شخص؛ یعنی خداوند هیچ کسی را مجبور نمی کند که به این دین و واجبات ومحرمات آن مقید باشد. بلکه همه انسان ها را دعوت می کند تا با تفکر و تعقل وسپس با اعتقاد قلبی بهترین دین را انتخاب کنند و تسلیم یگانگی خدا و اوامر و نواهی او بشوند.

بعد از نماز جمعه توفیق بعدی خوردن آب گوشت لذیذ بز باش با دوستان بود. امیدوارم باز هم این اتفاق خوب تکرار شود. 



کلمات کلیدی:
 
شهرزاد آرام گرفت
ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ دی ۱۳٩٢  
شهرزاد آرام گرفت
 
 


دوست خوب فیسبوکی و نادیده ام«شهرزاد جباریان» به استقبال آرامش ابدی رفت تا روحش برای همیشه به آسمان هفتم بپرد و از تن خسته اش بگذرد.
در یکی از آخرین استتوس هایش نوشته بود:« ۵٠ هزار نفر شدیم! روزى که این صفحه رو درست کردم هدفم این بود که به جاى این که بترسم و برم تو تنهایى خودم با این بیمارى بجنگم بیام و دربارش با شما حرف بزنم، امید بگیرم و امید بدم، چیزى یاد بدم و چیزى یاد بگیرم. حالا امروز نصف استادیوم آزادى داره بازى روزگار مقابل منو نگاه میکنه، شما ها تشویقم میکنید که این بازى رو ببرم و تو لحظه هاى سختم بیشتر تشویقم میکنید.»
فرصت دیدار در این دنیای خاکی نشد. قرار بود خرداد ماه آینده دیداری در کانادا داشته باشیم. مرگ ناباورانه و تکان دهنده ای بود. دوستان هنرمندم در این مدت با راه های مختلف سعی کردند به بهانه بیماری شهرزاد درباره سرطان و کمک به بیماران سرطانی اطلاع رسانی کنند و من نیز در این راه تلاش کردم به اندازه خودم سهمی داشته باشم . از امروز دیگر شهرزاد را همراه خودمان نداریم ولی بسیاری از دوستان و عزیزان دیگر هستند که امروز یا فردا ناچارند با این بیماری دست و پنجه نرم کنند پس جنبشی را که برای یاری به شهرزاد راه انداخته بودیم به احترام روح زیبای او ادامه دهیم. دیدار به قیامت دوست جان.....

اینم تفال من برای شهرزاد یک شب بعد از یلدا :
«ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست

مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او
عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست

می‌چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش
گر چه در شیوه گری هر مژه‌اش قتالیست

ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر
وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست

بعد از اینم نبود شائبه در جوهر فرد
که دهان تو در این نکته خوش استدلالیست

مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
نیت خیر مگردان که مبارک فالیست

کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد
حافظ خسته که از ناله تنش چون نالیست

 

کلمات کلیدی: شهرزاد جباریان