پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

خواسته های گاه و بی گاه انسان
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩۳  

خواسته های گاه و بی گاه انسان

هامون چای لیپتونی با آب گرم شیر درست می کند .لیوان را بر می دارد و با دستنوشته های پایان نامه به سمت بالکن می رود . روی صندلی می نشیند و کارش را شروع می کند :

«انسان از آن چیزی که بسیار دوست می دارد خود را جدا می سازد.

در اوج خواستن نمی خواهد...(خواستن را خط می زند و جایش تمنا می نویسد)در اوج تمنا نمی خواهد.

دوست می دارد اما در عین حال می خواهد که متنفر باشد.

امیدوار است اما امیدواراست امیدوار نباشد.

همواره بیاد می آورد اما می خواهد که فراموش کند.»

(تمام نوشته ها به باد می رود...)


 
 
 

کلمات کلیدی: هامون
 
استاده بر مدار تماشا
ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ شهریور ۱۳٩۳  

استاده بر مدار تماشا، بر همان عهد پیشینم هنوز...دوست و دوستدار انسان،شعر،موسیقی ،ادبیات ،ایران و ٍسفر در گذر زمان.......

in Los Angeles Downtown


کلمات کلیدی:
 
قاصد یار
ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۸ شهریور ۱۳٩۳  

بخشی از شعر بلند حضرت شهریار سرده شده در فراق همسر :

«ســـن یاریمین قاصدی سـن
ایلش ســنه چــــای دئمیشم
خـــیالینی گــــوندریب دیــــر
بسکی من آخ ، وای دئمیشم
آخ گئجه لَـــر یاتمـــــامیشام
مــن سنه لای ، لای دئمیشم
ســـن یاتالــی ، مـن گوزومه
اولـــدوزلاری ســـای دئمیشم
هــر کـــس سنه اولدوز دییه
اوزوم ســــــــــنه آی دئمیشم»

 

ترجمه:

تو قاصد یارم هستی

بشین گفتم برات چای بیاورند

بس که آه و ناله کرده ام

خیالش را سمت من روانه کرده 

چه شب های بسیاری که نخوابیدم

من برای تو لالایی می خواندم 

تو در خواب ناز بودی و من با جشمان باز

تا سحر ستاره ها را می شمردم

هر کس به تو "ستاره" گفته باشد

من همیشه "ماه" صدایت کرده ام





کلمات کلیدی: