پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

به شکرانه سی و هفتمین بهارم
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٤  

آخرین پست سال نود و چهار

به شکرانه سی و هفتمین بهارم

 

 «در لحظه تحویل و دگر گشتن سال

با سبزه و تنگ ماهی و آب  زلال

بر بوی گلی که بشکفد از تو مرا

مانند نسیم می پرم بی پر و بال»

باید خدای تعالی را شاکر باشم که فرصت حضور در این دنیا را به من داد و توانسته ام تا به امروز سی و شش بهار و شکوفایی زمینش را ببینم. سی و شش بار پیاپی سعادت دیدن شکوفه  های بهاری و بو کردن عطر بهار را یافته ام و این نعمت شکر هزار هزار دارد.

فردا که رسد سی و هفتمین بهار را تجربه خواهم کرد. مثل هر سال و به رسم دیرین این آخرین شب یادداشتی می نویسم و به مرور سالی که گذشت می پردازم .راه های رفته را مرور می کنم و مسیر پیش رو را پیش ذهنم تصویر می کنم.

سعی می کنم نشانه های مسیر آمده را ثبت و ضبط کنم تا مگر در باقی مانده راه راهنمایم شود و باشد که سالم و سلامت و با عزت به سرمنزل مقصود رسم .

سالی که گذشت در بطن خودش حوادث تلخ و شیرین بسیاری را برای بسیاری به ارمغان آورد. نمی توان کتمان کرد که در سال گذشته حجم و اندازه تلخی به شیرینی می چربید اما باکی نیست زندگی قطعا با همین تضاد و در کنار هم قرار گرفتن تلخی و شیرینی است که معنا می گیرد.

بخت و اقبال همیشه به تو روی خوش نشان نمی دهد. اینک با کوله باری از تجربه نیک دریافته ام که هر تلخی و اندوهی نشانه ای است برای فردا. برای اینکه قدر شیرینی و لذت را خوب بدانی و شاکر باشی.

در سالی که گذشت اتفاق های خوبی برای بوم و برم رقم خورد . سایه سیاه تحریم و دشواری های اقتصادی اندک اندک از سر ملتی با ریشه گذشت و اندک اندک فضای لازم برای رشد و توسعه کشورم آنچنان که شایسته و بایسته است فراهم شده است. امیدوارم به همت آنها که مانده اند روز به روز کشورم در مسیر رشد و تعالی قرار گیرد و شادمانی جمعی ملتم را در سال جدید نیز شاهد باشم .

در سال گذشته خوشبختانه همچون سال گذشته توفیق دیدار و گفتگو با بسیاری از شخصیت های برجسته جهان در حوزه های مختلف را داشتم. این دیدارها و گفتگوها مسلما به دانش و اگاهی و تجربه ام بسیار افزود .

دیدار و گفتگو با دالایی لاما رهبر مذهبی بوداییان جهان فرصت تازه ای بود تا از نزدیک با حس و حال کسی که سالها تجربه مهاجرت و دور ماندن از وطن دارد،آشنا شوم و تلخی و دشواری دورماندن از وطن را به خوبی حس کنم.

در سال گذشته رفیق خوب دوران کودکی ام صاحب فرزندی زیبا شد و خیر و برکت و شادمانی را برای او به همراه آورد و من از خوشحالی او شادمان تر از پیش گشتم.امیدوارم در سال جدید نیز شاهد تولدهای شادمانه برای تحکیم زندگی خانوادگی دوستان عزیزم باشم.باور دارم که هر تولد نویدبخش بهار و عطر خوش یک زندگی است و باعث استمرار خیر و برکت در روزگار نامراد می شود.

در سال گذشته دوست سال های خوب دوران جوانی ام برای زندگی به شهر فرشتگان مهاجرت کرد و فرصت بسیار خوبی را فراهم کرد برای مرور خاطرات خوب گذشته و یادآوری دوران طلایی شادمانی و خنده و لذت از زندگی . امیدوارم این دوست عزیز و خانواده عزیزش بتوانند زندگی خوب و آرامی را در شهر فرشتگان تجربه کنند.

همینطور در سال گذشته تلاش بسیاری کردم تا دایره دوستی خود را در میان امریکایی ها گسترده تر کنم و خوشبختانه دوستان بسیار خوبی را پیدا کردم که به من در شناخت فرهنگ و آداب و رسوم این کشور کمک کردند. از آنها چیزهای بسیاری آموختم. مهمترین آموخته من مهرورزی بدون چشم داشت و رعایت امانت داری و احترام به حقوق دیگران و پرهیز از دروغ بود.

در این سال سفر همچون همیشه یاورم بود برای یاد گرفتن در راه . امسال توفیق دیدار از چند ایالت جدید امریکا را داشتم و توانستم بسیاری از مکان های تاریخی و مهم امریکا را از نزدیک ببینم و برای اینکه آموخته ها و دیده های خودم را با دیگران قسمت کنم گزارش های تصویری خوبی را هم تهیه کردم و در کانال یوتیوب خود به اشتراک گذاشتم.

دقت کردن در احوال زندگانی ایرانیان مهاجر برای آموختن یکی دیگر از برنامه های مستمر من در سال گذشته بود. به صورت بسیار کوتاه بخشی از این بررسی را قلمی کردم و به اشتراک گذاشتم با واکنش های مختلفی را نیز دریافت کردم. متاسفانه مهاجرت بسیاری از ارکان زندگی هر انسانی را در جامعه میزبان تغییر می دهد و بسیاری خواسته یا ناخواسته دچار تغییرات ماهوی می شوند. این تغییرات گاهی باعث دگرگونی در ارزش های اخلاقی و عرفی نیز می شود. شرایط و تسهیلات اجتماعی کشورهای میزبان مهاجران فرصت مناسبی را برای تجربه های ناکرده به مهاجر می دهد اما بررسی من در احوال زندگی شهروندان عادی کشورهای مهاجر پذیر نشان می دهد بر خلاف آنچه باور عمومی است ،آزادی های اجتماعی فراگیر منجر به سو استفاده و سو برداشت و پا گذاشتن بر ارزش های اخلاقی نبوده و نیست و کثیری از این جماعت در کمال سلامت زندگی می کنند و به شدت به ارزش های اخلاقی پایبند هستند و مهاجرین ریشه بسیاری از بی اخلاقی ها و مشی ناصواب زندگی خود را باید در جای دیگری جستجو کنند. از همین منظر نتیجه گرفتم که ما به صورت جمعی نیاز به یک دگردیسی عمیق در بطن فکر و ذهنمان داریم و این دگردیسی شاید چندین نسل طول بکشد.

دریافتم که مسئله ما تنها با مهاجرت حل نمی شود و ما خصلت های زشت و بد خود را نیز در مهاجرت همراه خود می آوریم و به سادگی نمی توانیم از آنها دست بشوییم و طوری با آنها خو گرفته ایم که آن را بسیار عادی و طبیعی می دانیم.

امیدوارم در سال جدید بتوانم همچنان کشف و شهود خود را در سفر ادامه بدهم و توفیق سفر به جاهای دیگر را پیدا کنم.

و همچنان آرزو می کنم بتوانم تجربه های خودم را به نحوی شایسته مکتوب کنم باشد که به کاری آید.

در سال جدید تلاش خودم را برای برقراری ارتباط با مردم امریکا بیشتر خواهم کرد و می کوشم در عرصه های اجتماعی و فرهنگی و هنری این کشور در حد توان و بضاعتم نقشی ایفا کنم.

تلاش خواهم کرد که بدی ها را راحت تر ببخشم و کمتر قضاوت کنم و تنها روی مسیری که برای خودم ترسیم کرده ام حرکت کنم و مانع هر چیزی که در مسیرم تداخل ایجاد کند شوم.

تلاش می کنم ارتباط خودم را با حضرت باریتعالی آنچنان که خودم می دانم حفظ کنم و از درک حضورش در زندگی لذت ببرم و با اتکا به محبوب قدم های بزرگ و هدفمندی بر دارم .

متن امسالم کمی کوتاه تر از سال های پیش است و مسلما این کوتاهی به سبب تغییر در اوضاع و احوال و کمبود وقت است یا هر چیز دگر.برای شما عزیزان دلم در سال جدید صحت و سلامت و شادکامی را آرزو می کنم. به رسم هر ساله ابتدای یادداشت نوروزی ام را با شعری از دکتر شفیعی کدکنی شروع کردم و انتهای متن را با شعری از فاضل نظری به پایان می برم که گویای حال است .حق نگهدارتان

«ای زندگی بردار دست از امتحانم

چیزی نه میدانم نه می‌خواهم بدانم

 دلسنگ یا دلتنگ، چون کوهی زمینگیر

از آسمان دلخوش به یک رنگین‌کمانم

 کوتاهی عمر گل از بالانشینی‌ست

اکنون که می‌بینند خارم، در امانم

دلبسته‌ی افلاکم و پابسته‌ی خاک

فواره‌ای بین زمین و آسمانم

 آن روز اگر خود بال خود را می‌شکستم

اکنون نمی‌گفتم بمانم یا نمانم

 قفل قفس باز و قناری‌ها هراسان

دل‌کندن آسان نیست! آیا می‌توانم؟»

 

 


کلمات کلیدی:
 
فصل آشنایی
ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳٩٤  

فصل آشنایی

سال ها سال پیش وقتی نسل اول خوانندگان موسیقی پاپ بعد از انقلاب تازه تازه مطرح می شدند برای معرفی آنها آلبومهایی در قالب نوار کاست منتشر می شد که در آن هر خواننده یک آهنگ داشت. یکی از این نوار کاست ها "فصل آشنایی "نام داشت که توسط شرکت سروش به بازار عرضه شد. آلبومی با صداهای علیرضا عصار،حسین زمان،قاسم افشار ،محمد اصفهانی،خشایار اعتمادی و شادمهر عقیلی .

این آلبوم برای من یکی از خاطره انگیزترین آلبوم های موسیقی بوده و هست. آهنگ خاطره انگیز و نوستالژیک "عیدانه" در همین کاست عرضه شد و آهنگ زیبای "وقف پرنده ها"توسط قاسم افشار که اولین آهنگ با مضمون محیط زیست بود.همینطور آهنگ بسیار زیبای"من و تو و درخت و بارون"خشایار اعتمادی با شعری از شاملو .

همه این آهنگ ها یک طرف و آهنگ "فصل آشنایی"که نام آلبوم نیز برگرفته از این ترانه است در طرفی دیگر.یکی از اولین اهنگ های شادمهر عقیلی که کمتر کسی شنیده و در اجراهای کنسرتی نیز به خاطرم ندارم که این آهنگ اجرا شده باشد.برخی در ذهنشان ممکن است این ترانه را با عنوان "قسمت" نیز به خاطر سپرده باشند. هر چند با گوش موسیقی امروز ممکن است ایرادهایی به تنظیم وارد باشد ولی اجرا و ترانه و موسیقی برای من خیلی تاثیر گذار بود.این آهنگ یکی از نوستالژیک ترین و خاطره ساز ترین آهنگ های موسیقی برای من بوده و هست.ماشین من هم سی دی دارد و هم ضبط پخش نوار کاست. دیروز که برای خرید میوه و خرت و پرت رفته بودم منطقه ولی و کیومارکت دیده جلوی سوپرکارکت جعبه بزرگی نوار کاست گذاشته اند برای فروش . در میان همه جعبه برخوردم به "فصل آشنایی" و این نوار را به قیمت 50 سنت خریدم. با خودم فکر کردم حالا که نوستالژی "نوار کاست" و "فصل آشنایی" یک جا به سراغ من آمده است چرا باید پس بزنم این نشانه را . گاهی مرور گذشته هم خوب است .حالا چه اشکالی دارد این مرور در اتوبان 405 باشد یا هر جای دیگر .گذشته را نمی توان کند و خاک کرد. هست در گوشه ذهنت می رود و می آید. وقت برگشتن از ولی تا سانتامونیکا من و فصل آشنایی با هم دیگر خلوتی کردیم جانانه . اگر دوست داشتید این ترانه را بشنوید.


کلمات کلیدی: