پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

احمد عزیزی شاید بازگشته باشد به جمع زمینیان ان شاا..
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٧  

در اخبار دیروز خواندم که احمد عزیزی شاعر که مدتها بود در کما به سر می برد خوشبختانه از حالت کما خارج شده است.به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، این شاعر نامدار معاصر که نیمه اسفند ماه سال گذشته بر اثر عارضه قلبی و مغزی به حالت کما رفته بود از روز گذشته قادر به تشخیص اطرافیان و نزدیکان خود شده است.
براساس این گزارش، یکی از پرسنل درمانی احمد عزیزی به خبرنگار فارس گفت: از روز گذشته دستگاه‌های ویژه بیماران خاص از وی جداشده و عزیزی در حالت هشیاری نسبی قرار گرفته است.
وی افزود: هنوز برای اعلام خبر بهبودی کامل احمد عزیزی زود است، ولی به حمدالله وضعیت وی تغییر جدی کرده و مغز وی قادر به فرمان دادن شده است.فکر می کنم که حدود هفت یا هشت سال پیش بود که احمد عزیزی را برای اولین بار دیدم . به عنوان یک شرکت کننده در برنامه مسابقه تلوزونی مشاعره شرکت کرده بودم و احمد عزیزی کارشناس اون برنامه بود . در پایان برنامه گپ و گفتی داشتیم و رفیق شدمی. من عزیزی رو بخاطر شعر معروف یاسش دوست دارم .ازش خواهش کردم چند بیتی رو برام از اون شعرش بنویسه و اون هم لطف کرد و با دست خط بسیار بدش چند بیتی از شعر رو نوشت و دست اخر شماره تلفن و ادرس منزلشو داد تا اگر کاری داشتم مزاحمش بشم. بسیار شدید سیگار می کشید و لحظه ای سیگار از دستش نمی افتاد . به مجردی که به هر دلیلی برنامه قطع می شد بلافاصله یک سیگار روشن می کرد .

هر چند عزیزی در رده شاعران نام اور قرار نمی گیرد و کارنامه شعری او چندان مورد توجه منقدان قرار نگرفته اما باید اذعان کرد که عزیزی در شعر مذهبی و انقلابی متناسب با حال و هوای خاص ایران در دهه ۶٠ و اوایل دهه ٧٠ بسیار موفق عمل کرده است . برای سلامتی احمد عزیز دعا می کنم .و امیدوارم هر چه زودتر سلامتیش رو بدست بیاره .

زندگینامه:
عزیزی در چهارم دی ماه 1337 در سر پل ذهاب کرمانشاه به دنیا آمد. وی در کودکی با عشایر سیاه چادرنشین حشر و نشر فراوان داشت و قبل از رفتن به دبستان، خواندن و نوشتن را بدون داشتن معلم و تنها از روی کنجکاوی و تأمل و دقت از نوشته‌های روی تابلوها و اسامی خیابانها و... به خوبی فرا گرفت.
وی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به دعوت شمس آل احمد به تهران آمد و موفق به دیدار شهید آیت‌الله مطهری شد. وی با آغاز جنگ به همراه خانواده به تهران آمد و سپس برای مدتی ساکن شهرستان نور شد سپس در تهران اقامت گزید و به همکاری با روزنامه جمهوری اسلامی پرداخت.

آثار:

«کفشهای مکاشفه» 1367، «شرجی آواز» 1368، «خابنامه و باغ تناسخ» 1371، «ترجمه زخم» 1370، «باران پروانه» 1371، «رودخانه رؤیا» 1371، «ملکوت تکلم»، «سیل گل سرخ» 1352.

اینم بخشهایی از شعر زیبای یاس عزیزی که خیلی دوستش دارم و دلنشین بوده برام همیشه :

 

 

 

 

 

یاس بوی مهربانی می‌دهد
عطر دوران جوانی می‌دهد

یاسها یادآور پروانه‌اند
یاسها پیغمبران خانه‌اند

یاس ما را رو به پاکی می‌برد
رو به عشقی اشتراکی می‌برد

یاس در هر جا نوید آشتی‌ است
یاس دامان سپید آشتی‌ است

در شبان ما که شد خورشید؟ یاس
بر لبان ما که می‌خندید؟ یاس

یاس یک شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یک سحر مهمان ماست

بعد روی صبح پرپر می‌شود
راهی شبهای دیگر می‌شود

یاس مثل عطر پاک نیت است
یاس استنشاق معصومیت است

یاس را آیینه‌ها رو کرده‌اند
یاس را پیغمبران بوییده‌اند

یاس بوی حوض کوثر می‌دهد
عطر اخلاق پیمبر می‌دهد

حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه‌های اشکش از الماس بود

 

 


کلمات کلیدی: