پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

در خانه عبدلله نوری دیدم : شیخ روزه نبود!!
ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ مهر ۱۳۸٧  

 

عبدا..نوری در منزل

در خانه عبدلله نوری دیدم : شیخ روزه نبود!!

 

این روزها در چند جای مختلف یادداشت هایی درباب ورود شیخ عبداله نوری به انتخابات دیدم و خواندم و نیز خبری را شنیدم از اینکه تعدادی از روزنامه نگاران و اهل قلم به خانه ایشان رفته و از وی خواسته اند برای حضوردر صحنه آمادگی خود را اعلام کند.

به این بهانه یاد خاطره ای افتادم از عبدا..نوری و خواستم چیزکی اینجا بنویسم برای خودم .

 

سال 81- عبدالله نوری پس از ماجراهای روزنامه خرداد و شوکران اصلاح و زندان و دربند بودن اکنون که با فوت نابهنگام دکتر علیرضا نوری بارغمی سنگین بر دوش خود احساس می کرد از "دربند بودن" به "دربند" منتقل شده بود .

پنجشنبه آخر هر ماه شیخ مراسمی را در منزلش واقع در دربند خیابان فناخسرو برگزار می کرد . بهانه این مراسم در سال اول به یادبود برادر تازه درگذشته بود .

کم کم این مراسم ادامه یافت و آنگونه که شنیدم تا به امروز نیز ادامه دارد . من در سال 81 با اطلاع دوستی در چند مراسم در خانه وی حاضر شدم و شاهد مراسم بودم .

مراسم با تفسیر و سخنرانی برگزار می شد و در هر جلسه سخنرانی وجود داشت و صحبت هایی را می کرد و در پایان حضار از سخنران سئوالات خود را می پرسیدند . یادم می آید آنکس که بیش از همه جلسه را و سخنران را به چالش کلامی می کشید دکتر محسن کدیور بود .

مراسم بار مذهبی داشت و هیچگونه سخنرانی سیاسی در آن نبود . شیخ عبدا..نوری در ابتدا و قبل از شروع مراسم به همراه پدرش در جلوی درب منزل به حضار خوشامد می گفتند و با آغوش باز پذیرای میهمانان بودند و این ماجرا در پایان مراسم نیز تکرار می شد .

یکی از ناراحت کننده ترین صحنه هایی که یکبار در یکی از این مراسم ها دیدم زمانی بود که دختر کوچک دکتر علیرضا نوری در رثای پدر مطلبی را برای حاضرین خواند وبه شدت ایشان را تحت تاثیر قرار داد .

سال 87- این روزها مرتب از شیخ می خواهند روزه سیاسی خود را بشکند و به میدان بیاید . من در سال 81 دیدم که شیخ روزه نبوده که بخواهدامروز روزه خود را بشکند .میهمانان یکی از مراسم های شیخ نوری را برایتان اسم می برم که به چشم خود دیدم : دکتر محمد علی نجفی – غلامحسین کرباسچی – احمد خرم – دکتر محسن کدیور – سعید لیلاز – محمود دعائی –محمود علیزاده طباطبایی – محمد عطریانفر-هاشم آقاجری -یوسفی اشکوری -مهندش توسلی -نعمت احمدی -  و تعدادی از نمایندگان مجلس و وزار که الان نامشان را بخاطر ندارم و حتی افراد جالبی مثل علی اکبری (معروف به دکتر علی اکبری که با انرژی درمانی ها و حواشی پیرامونی آن در داخل و خارج از کشور و ماهواره ها بسیار شناخته شده است و من در یکی از مراسم ها با کمال تعجب او را نیز در منزل شیخ دیدم )

 

 

با نگاهی به حاضرین در مراسم می فهمیم که این مراسم فراتر از یک مراسم ساده مذهبی بوده و هر چند در اصل مراسم سخنی از سیاست نبود اما در پایان هر مراسم سعید لیلاز به عنوان مجری با طرح مباحثی با حاضرین گفت و شنودهایی را موجب می شد .

در واقع من می توانم از این مراسم ساده مذهبی به عنوان یک دید و بازدید سیاسی آخر هر ماه اسم ببرم . اصل این اتفاق نیز نه زشت است و نه زیر سئوال که در یک مراسم مذهبی عده ای از هم مسلکان سیاسی یکدیگر را ملاقات کنند ولو اینکه حرفی از سیاست به میان نیاید .

بنابراین نمی توان گفت که نوری در این مدت روزه سایسی داشته که بر عکس در کمال آرامش و با فراغ بال در گوشه منزلش در فناخسرو که به تهران نیز احاطه دارد اوضاع سیاسی را زیر نظر داشته و دارد . این نکته را می توان از لابلای صحبت های عبدا...نوری در ملاقات با روزنامه نگاران هم فهمید .به بخشی از این صحبت های ایشان توجه کنید :

.... بیش‌تر دوستان به روزه‌ی سیاسی و سکوت من اشاره کردند. البته واقعن این طور نبوده، جایی که ضرورتی ‏پیش آمده یا حس کردم که لازم است حرفی گفته شود، گفته‌ام، اما خب همیشه آدم کم حرفی بوده ام...... دوستان البته خیلی اشاره کردند به این که [به صحنه] بیایم. اما من اگر تاثیرگذار باشم، اگر بشود رفت دنبال ‏اصلاحات ساختاری و بنیادین به صحنه می‌آیم، وگرنه شهوت ریاست که ندارم. من برای خودم خط قرمز و ‏پای‌بندی به اصول دموکراسی‌خواهی را قائلم. اعتقاد دارم که آدم باید به قولی که به مردم می‌دهد، پای‌بند باشد، سر ‏اصولش ایستادگی کند، هزینه بدهد، حتا برود زندان، ... اگر قرار باشد روزی درباره‌ی انتخابات تصمیم بگیریم، این شرایط ‏را دارد....

این ها بخش هایی از صحبت های عبدا..نوری بود . با نگاهی دقیق به صحبت های وی در می یابیم که او نه تنها در این مدت از دنیای سیاست کناره نگرفته بود بلکه دقیقا در بطن ماجرابوده و در بسیاری از مسائل نظرات مستقل و قابل توجهی داشته است و اجازه می خواهم از این هم جلوتر بروم و بگویم از برآیند سخنان وی و بخصوص این چند جمله ای که من آوردم می توان نتیجه گرفت که شیخ در مورد سودای ریاست جمهوری در خلوت خود نیز اندیشیده است .

گذشته از این ملاقات ها در برخی روزنامه ها شاهد یادداشت هایی در باب حضور ایشان هستیم که یکی از ضعیف ترین این یادداشت ها نوشته ای بود از عبدا..مومنی سخنگوی ادوار تحکیم وحدت که در روزنامه کارگزاران به نقل از سایت اصلاحات آمده بود .

شیوه نگارش و استدلال های ضعیف مومنی برای نتیجه گیری آخر که همانا دعوت به حضور نوری در انتخابات بود به نوعی بیش از آنکه کارکرد تبلیغاتی داشته باشد یک نوع کارکرد ضد تبلیغاتی داشت . به بخش هایی از این یادداشت توجه کنید :

....ما معتقد هستیم که گروه‌های تحول‌خواه و اصلاح‌طلب باید ساز و کار و مکانیسم‌های جدی برای تغییر این شرایط و مطلوب‌تر کردن وضع زندگی طیف‌های مختلف جامعه اتخاذ کنند تا بتوانند با ایجاد یک شرایط مطلوب‌تر منافع ملی را نیز حفظ کنند..... در این شرایط اصلاح‌طلبان تنها سرمایه‌ای که دارند اعتماد مردمی است و باید تلاش کنند که به این سرمایه اجتماعی بزرگ خود، بار دیگر اعتبار ببخشند و با یک برنامه‌ریزی مدون و مشخص زمینه‌های لازم را برای تغییرات دموکراتیک و مردمی در آینده فراهم سازند. اگر اصلاح‌طلبان بار دیگر برای تحقق مطالبات دموکراتیک مردم تلاش و اهتمام لازم را نکنند تجربه ناموفق هشت سال گذشته را تکرار می‌کنند...... در شرایط کنونی باید اصلاح‌طلبان به سمت جنبش اجتماعی بروند چون بر اساس تجربه گذشته‌شان باید درک کنند که چانه‌زنی در بالا و اصلاح از بالا ناکارآمد است و باید به بدنه اجتماعی و جنبش‌های اجتماعی متکی شوند.... افرادی همچون نوری با این سابقه روشن می‌توانند اعتبار از دست رفته و اعتماد فراموش شده به اصلاح‌طلبان را بازگردانند. همچنین اگر نوری از مقابل فیلتر‌های موجود بگذرد، می‌تواند رای مردم را جذب کند. کاندیداهایی که بدون پشتوانه اجتماعی و بدون حضور جنبش‌های اجتماعی بخواهند وارد میدان شوند، نمی‌توانند در اصلاح شرایط موفق شوند.....

خوب به استدلال های مومنی دقت کردید . متوجه شدید که از لابلای سخنانش نفی خاتمی و کروبی به گوش می رسد . و جالب آنکه این سخنان را مومنی به عنوان سخنگوی ادوارتحکیم وحدت به زبان می آورد که دردودوره اخیراز حامیان سرسخت خاتمی بودند .

نوری فردی شجاع و بی باک است و با رفتن به زندان به خاطر پافشاری بر عقیده خیلی چیزها را ثابت کرد . اما بنده با طرح موضوع کانیداتوری وی به ریاست جمهوری به دلایل زیر مخالفم . هر چند در چند مراسمی که در منزلش حاضر بودم نان و نمک این شیخ شریف را خورده ام اما یقین دارم از طرح این نظر ناراحت نمی شود و به عقیده دیگران احترام فراوان می گذارد :

اول – نوری تایید نمی شود و نمی تواند از صافی های فعلی عبور کند ،چه ما بخواهیم و چه نخواهیم . تصور اینکه نوری همانند معین در آخرین لحظات تایید شود بسیار بعید است و بنابراین مطرح کردن نام نوری برای انتخابات به نوعی مترادف با تحریم انتخابات است و اگر منظور برخی از گروه ها این موضوع است می توانند  از هم اکنون در این باب تلاش کنند و بدون آنکه به فکر انتخابات باشند در تدارک آن جنبش اجتماعی که می گویند باشند تا در این جنبش جایگاه و پایگاه خود را در میان آحاد مردم بیابند و پلن جنبش اجتماعی را از هم اکنون تدوین نمایند.

دوم – اصلاح طلبان حکومتی دیروز و خارج از حکومت امروز بر خلاف تصور علاقمندان به نوری از پایگاه اجتماعی قوی و قابل اتکائی برخوردار نیستند .به تعبیر دکتر زیباکلام کار امروز اصلاح طلبان در به صحنه کشیدن مردم از سال 76 نیز دشوارتر است چراکه اصلاح طلبان برای تقویت جایگاه خود باید تلاش کنند آن 20 میلیون نفری را که در چند انتخابات اخیر حاضر نشده اند پای صندوق ها بیاورندو آنها را برای حضور در انتخابات ترغیب و تشویق کنند . بدین لحاظ و با توجه به محدودیت ابزارهای اطلاع رسانی و تبلیغاتی اصلاح طلبان به صحنه آوردن 20 میلیون نفر کار دشواری می نماید .

سوم – کشور در شرایط خاصی قرار گرفته است و خواهی نخواهی انتخابات به سمت یک انتخابات دوقطبی حرکت خواهد کرد و حتی اگر انتخابات با حضور چندین کاندیدا نیز برگزار شود.در در نهایت دو نفر اصلی تعیین کننده انتخابات خواهند بود . دو سری که یک سویش از هم اکنون مشخص است و مردم نیز توصرشان از انتخابات در شرایط فعلی چنین چیزی می باشد یعنی تقابل اصلاح طلبان و اصولگرایان. در واقع انتخابات همچون میدان مبارزه ای است که یک رقیب از هم اکنون دوران تمرین را پشت سر گذاشته و آماده مبارزه است(اصول گرایان) اما در سوی دیگر میدان هنوز رقیبی برای حضور پیدا نشده است .

هنر اصلاح طلبان این است که این رقیب را برای مبارزه معرفی کنند و در گام بعدی با موجودیشان وی را مهیای مسابقه کنند .

چهارم – ظواهر نشان می دهد افتراق میان اصلاح طلبان با حضور و تایید کروبی در انتخابات از هم اکنون صورت گرفته است .هر چن این افتراق تاثیری ولو کوچک در پیروزی اصول گرایان در میدان نخواهد داشت .چرا که اصولا کروبی حتی اگر با موافقت کامل تمامی اصلاح طلبان به عنوان کاندیدای منفرد و یگانه ایشان نیز به مردم معرفی شود و از جانب ایشان حمایت شود، نیز نمی تواند آرای لازم را کسب نماید . چرا ؟دلیل واضح و روشن است چون کروبی در دور قبلی نتوانسته بود آن 20 میلیون رای را به صحنه بیاورد .حضور کروبی که در مواقعی از نظر شیوه مبارزه انتخاباتی شباهت هایی را به دکتر احمدی نژاد دارد تنها منجر به کسب رای محدود و بیشتر رای منطقه ای وبومی خواهد شد .مگر اینکه کروبی با طرح وعده هایی جدید بتواند بخشی از رای عامه مردم را در نقاط دور افتاده و خارج از کلان شهرها را از جانب احمدی نزاد به سمت خود متمایل کند .

پنجم – خاتمی را همه ما می شناسیم . رئیس جمهوری که در آخرین ماه های ریاست جمهوری و پس از 8 سال خود را تدارکاتچی نامید و بس و در خیلی جاها که باید عمل می کرد به هر دلیل نکرد .اما چرا این روزها همه از او سخن می گویند ؟ به اعتقاد من خاتمی و دوران او نزدیکترین و ملموس ترین شرایطی است که مردم می توانند آن را با شرایط فعلی مقایسه کنند و از این رو با وجود همه انتقادهایی که به خاتمی دارند دوران مدیریت وی را در کشور به هیچ وجه با دوران کنونی قابل مقایسه نمی دانند .با توجه به وسواس مرم در ورود به صحنه و حضور در پای صندوقهای رای به جرات می توان گفت که مردم و بخصوص آن 20 میلیون رای خاموش بدون دلیل و انگیزه ترغیب و تهییج کننده در انتخابات حاضر نمی شوند .مسلما حضور افرادی چون کروبی و عارف نمی تواند عامل ترغیب باشد .حتی عبدا..نوری با آن سابقه و اعتبار و آبرویی که با استواری خود در عقیده خرید نیز نمی تواند چندان موثر باشد . چرا ؟ پاسخ روشن است . مردم امروز به دنبال رسیدن به یک شرایط حداقلی سکون و آرامش هستند و حداقل از نظر نوع نگرش و سیاست ورزی با خاتمی آشنا هستند می دانند که تندروی نخواهد کرد تا کشور دچار هرج و مرج شود –در هر شرایطی – و سعی خواهد کرد با تدبیر ره به جایی ببرد اما چه تضمینی وجود دارد که شیخ نوری همان رفتارهای دکتراحمدی نژاد را از زاویه اصلاح طلبی تکرارنکند و اینچنین چون وی بر هر نوع تصمیم و سیاست مورد نظرش به هر قیمتی پافشاری نکند ؟ برخلاف تصور نوری و دوستانش مردم در شرایط فعلی رسیدن به انچه در دوران خاتمی داشتند را نیز مغتنم و ب گرانبها می شمارند.

ششم – شیخ نوری با وجود همه احترامم به وی کاریزمای ریاست جمهوری را ندارد . عده ای در این خصوص خواهند پرسید مگر احمدی نزاد داشت ؟ و در پاسخ خواهم گرفت در شرایط فعلی خاتمی بیش از دیگران این کاریزما را دارد و دکتراحمدی نژاد نیز با این عملکرد سه ساله خود به نوعی کاریزمای خاصی را نه در ایران که در جهان پیدا کرده است . کاریزمای جهانی دکتراحمدی نژاد از جنس هوگو چاوز و مورالس است و وقتی می گویم انتخابات دو قطبی خواهد بود یعنی تقابل یک کاریزمای میهنی چون خاتمی و یک کاریزمای جهانی چون احمدی نژاد و در صورت حضور هر فردی غیر از خاتمی عبارت انتخابات دو قطبی محل تردید خواهد بود .تقابل این دو نوع کاریزما نیز در انتخابات بسیار دیدنی خواهد بود .

هفتم – هوادارن و علاقمندان شیخ نوری به هیچ روی حتی در شرایط فعلی با طرفداران خاتمی قابل مقایسه نیستند . بر خلاف بسیاری من هنوز هم معتقدم سید خندان با آن عبای شکلاتی و تامل های دلنشین در سخنرانی هایش می تواند در دل ها نفوذ کند و اگر نه تمام بلکه بخش زیادی از آن 20 میلیون رای خاموش را دوباره به صحنه برگرداند . نه از باب محبوبیتش که از باب تهییج خرد فردی آن 20 میلیون نفر برای خرد جمعی از نوع ملی .

هشتم – تمام این نظرات برای شرایط فعلی صادق است و گرنه اگر امکان این وجود داشت که همه واجدین شرایط امکان حضور داشتند مسلما رای من برای مدیریت کشور افرادی همانند دکتر محمد علی نجفی بود تا خاتمی .