پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

ملاقات با محمود احمدی نژاد
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٧  

اگر از دیدارهایم بنویسم :

اول - ملاقات با محمود احمدی نژاد

 محمود احمدی نژاد

 یکی از کارهای جالبی که از ده سال پیش برای خودم شروع کرده بودم نوشتن شرح حال دیدار با افراد و اشخاص مختلف بود که در مجامع عمومی و میهمانی ها و همایش ها و کنفرانس ها و مصاحبه ها و...بود . در دیدارهایی که با ایشان داشتم  گاه پیش می آمد که  گپ  و گفتی هم صورت می گرفت . مواردی هم پیش آمد که صرفا ملاقاتی صورت گرفت بدون هر گونه گفتگوی خاص و بحثی و در چنین حالتی من برداشتم را از این شخص و نحوه برخوردش را و رفتارش را نوشته ام .

مرور و این یادداشت ها گاهی خالی از لطف نیست برایم و شاید اگر  بخواهم قدری پر وبالشان دهم و توصیفاتش را افزون کنم امروز و دراین فضا خواننده بسیار پیدا کند .امروز اولین شرح دیدار را می نویسم و نکاتی را نیز امروز به آن اضافه می کنم تا ببینم بازخور آن از طرف خواننده ها چیست .                

 اولین شرح را ریسک کردم و به دیدار با محمود احمدی نژاد اختصاص دادم .دیدارهای دیگری هم داشته ام با افرادی چون سید محمد خاتمی ، سعید حجاریان ، عطا ا...مهاجرانی ،غلامحسین کرباسچی ، فاطمه حقیقت جو ،میثم سعیدی و...از جماعت سیاست پیشگان و محمد رضا شجریان ،حسن علیزاده ،کاوه یغمایی ،خشایار اعتمادی،شادمهر عقیلی و..از دلدادگان موسیقی و بهرام بیضائی،رسول ملاقلی پور، نیکی کریمی، رسول صدر عاملی ، فریدون جیرانی ، کمال تبریزی و...از جماعت کارگردان هاو عاشقان سینما ولبته روزنامه نگاران به نامی در دوران اصلاحات چون عباس عبدی، محمد قوچانی ،عمادالدین باقی، اکبر گنجی ، ابراهیم نبوی ، علیرضا رجائیان ،نیک آهنگ کوثر و..

دیدارم با محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران و گفتگویی کوتاه با او یکی از این دیدارهای جالب و البته حاوی نکات جالب است . او را وقتی دیدم که هنوز رئیس جمهور نشده بود و در کسوت شهرداری تهران خدمت می کرد و شایعات زیادی در مورد کاندیداتوری او بود .

«حاج احمد» واسطه دیدار ما بود .این دیداری بود بین او و تعدادی از خبرنگاران در حاشیه یک مراسم رسمی در مورد ناوگان تاکسیرانی . او با ماشینی معمولی به همراه حاج احمد به میان جمع آمد و از طرح بازدید کرد. در طول بازدید حاج احمد( با اون شور و حرارات همیشگی اش و در حالیکه هر گاه کنار افرادی که دوستاشان دارد محکم و بدون توجه به اطراف راه می رود و گاها با اطرافیان نیز تنه  می زند)مدام او را همراهی می کرد و گاه میدیدم سرعت حاج احمد از او بیشتر است اما احمدی نژاد با آرامش خاصی حرکت می کرد و به دقت همه چیزها را زیر نظر داشت و درمورد طرح سوالاتی را می پرسید .           

تا لحظه ای که به او نزدیک نشده بودم نمی دانستم قدی کوتاه دارد .به نسبت من که قدی معمولی دارم کوتاه قد به نظر می آمد . لبخندی بر لب داشت و انگاری آرامش جزئی از شخصیت او بود . خیلی راحت و خودمانی با من و دیگر دوستان همراه  برخورد کرد و با وجودیکه حاج احمد او را برای رفتن ترغیب می کرد و تعجیل داشت ایستاد و پاسخگوی سئوالات من و سایر دوستان خبرنگار شد و بعد با همه دستی داد و آرزوی توفقیق کرد و رفت .            

(بعدها او رئیس جمهور شد و حاج احمد را در سمت مهمی بکار گرفت . چند وقت پیش حاج احمد را از تلوزیون دیدم اومده بود مجلس به همراه فردی که لازم بود گزارش مهمی را به مجلس ارائه دهد . او کنار تریبون ایستاده بود و مراقب اوضاع بود و باز هم مشغول تنه زدن و نمی گذاشت خبرنگاران بیشتر از حد به تریبون نزدیک شوند تا آن آقا بتواند راحت گزارشش را بدهد .)             

این آرامش عجیب احمدی نژاد را بعدها هم که رئیس جمهور شد در تمامی دیدارها و مصاحبه هایی که از طریق تلوزویون دیدم ،می شد کاملا حس کرد . او همونجوری بود و هیچ فرقی نکرده بود دقیقا همان میمیک و رفتار و عکس العمالهایی رو داشت که من از نزدیک دیده بودم . این آرامش عجیب در رفتار و برخورد او که نمی تواند یک نمایش باشد و قریب به یقین جزئی از شخصیت ذاتی اوست حیرت بسیار را برانگیخته است و هر کس در مورد آن حرفی را می زندو نظری را دارد .انتخابات ریاست جمهوری دوره قبل در عین اینکه کمتر کسی پیش بینی می کرد احمدی نژاد برنده شود و در خوشبینانه ترین حالت تصور بر این بود که از اصولگرایان قالیباف برنده خواهد شد نتیجه ای دیگر را رقم زد .

قالیباف برای رئیس جمهور شدن انصافا از یک کمپین تبلیغاتی قوی بهره برد . عکسهای زیبا با کت و شلوار سفید ، دست کردن حلقه ازدواج ،تغییر دادن فریم عینک و حتی تمرکز بر روی نحوه راه رفتن و حرکات – که شنیدم یکی از کارگردانهای مشهور روی این بخش نظارت داشت – و البته تمرکز روی لهجه و حرف زدن حین سخنرانی – بخاطر پوشاندن لهجه مشهدی – اما این همه در ذهن مردم موثر نیفتاد .

به اعتقاد من در تمام انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده در ایران تا کنون دکتر قالیباف از قوری ترین ابزارهای تبلیغاتی بهره برده و به خوبی این ابزار را در خدمت اهداف سیاسی در آورده بود :طراحی های فوق العاده گرافیکی –پوسترهای  متنوع و بسیار جذاب با طراحی های اسلیمی و نمادهای ایرانی و اسلامی – تابلوهای خوب – بکارگیری موسیقی و تهیه و تولید کاست .سخنرانی های با شکوه و پوشیدن لباسهای محلی و قومی نقاط مختلف کشور همه نشان از یک کمپین قوی داشت که به دقت و مرحله به مرحله به اجرا در آمد ولی در نهایت اقبالی را به همراه نداشت .       

احمدی نژاد اما این همه را نداشت .با یک کت و شلوار ساده و در موارد زیادی هم با کاپشن بهاره چینی – که بعدها به کاپشن احمدی نژادی معروف شدو مثل پیراهن دیپلماتیک کلی پرفروش وپرطرفدار در بین مدیران - در تبلیغات انتخابات شرکت می کرد .پوستر زیادی نداشت و تنها تراکت ها و بروشورهای دورنگی از او منتشر می شد و از رسم مالوف تبلیغات سیاسی نیز کمترین بهره را برد . 

من کاری به آنچه که در روزهای انتخابات نوشتند و در مورد آرا و صحت آن و این مسائل ندارم .در این نوشته تنها هدفم بررسی جایگاه و شخصیت احمدی نژاد است( با اتکا به دیداری که از نزدیک با او داشتم و نیز با توجه به مشاهداتم از روزهای انتخابات) .     

می خواهم بگویم او در عین اینکه از چهره و فیزیک مناسبی برخوردار نبود و نیز ابزارهای تبلیغاتی مناسبی را به کار نگرفت یقینا در بین اصولگرایان در نتیجه معلوم شد که اول است( در خصوص حمایت های پشت پرده و این داستانها هم به نظر نمی رسد که این داستانها تا این حد غلیظ باشد) .      

در اینکه در روزهای آخر تبلیغات مشخص شده بود که احمدی نژاد از همه اصولگراها بالاتر است که بحثی نیست اما در بین اصلاح طلبان ما دکتر معین را داشتیم که از نظر چهره و فیزیک و کاریزما در ردیف احمدی نژاد قرار می گیرد با این تفاوت که نتوانست کمپین تبلیغاتی مناسبی را ارائه کند و ازویژگی های شخصیتی مناسبی برای تحت تاثیر قرار دادن نیز برخوردار نبود . و البته درگیری های درون گروهی در حمایت از یک کاندید واحد و اجماع بر سر او نیز که اجماعی کامل نبود نیز موثر بود.مهدی کروبی نیز با داستان 50کدورت خاطر از عدم اجماع اصلاح طلبان بر روی نام او و نیز داستان هزارتومانش تنها در بخش هایی از جامعه بخصوص در نقاط دورافتاده کمی جدی گرفته شده بود و هاشمی رفسنجانی نیز داستان دیگری داشت .    

 شاهد بودم که در دور دوم انتخابات خیلی ها فقط به خاطر اینکه هاشمی رفسنجانی رای نیاورد به احمدی نژاد رای دادند .بازگشت اصلاح طلبان به سمت هاشمی وبرگزاری میتینگ های خیابانی در میادین شهر به نفع هاشمی نیز در آن شرایط ره به جایی نمی برد و به نوعی باعث تعجب مردم شد . به جرات می توان گفت حمایت اصلاح طلبان در دور دوم انتخابات از هاشمی که به نوعی سیاست ورزی و ائتلاف خوانده شد در کاستن از محبوبیت هاشمی رفسنجانی در بین هواداران سنتی وی موثر بود. مردم باورشان نمی شد اینها همان هایی هستند که هاشمی را "عالیجناب سرخپوش و یا خاکستری پوش" می نامند و حال چطور شده که او را به عنوان منتخب ریاست جمهوری پیشنهاد می کنند .   

بنابراین به اعتقاد من احمدی نژاد در عین بهره بردن از انشقاق در جبهه اصلاحات و وضعیت خاص هاشمی رفسنجانی با اون خودباوری بسیار عجیبش و نیز آرامش خاصی که داشت تونست از این موقعیت تاریخی بهترین بهره را ببره .        

حالا نزدیک دوره جدید انتخابات ریاست جمهوری می شویم . احمدی نژاد از نظر رفتار و برخورد کوچکترین تغییری نکرده با این تفاوت که کارکرد بیرونی افکار و سخنانش او را تا حد یک فرد جهانی مشهور کرده و عملکرد او تیم همفکرانش هم در دولت کاملا مشخص است .      

باید ببینیم احمدی نژاد با این پیش زمینه سه ساله از دولتش در ذهن مردم ،تا چه حد می تواند از ویژگی های شخصیش در انتخابات بهره ببرد و آیا این ویژگی ها باز هم شگفتی خواهد آفرید یا نه . یقیننا ویژگی رقبا و کمپین های تبلیغتی ایشان و بخصوص عملکرد و خصوصیات ذاتیشان نیز در نتیجه انتخبات و تعداد آرا احمدی نژاد موثر خواهد بود.  

اما اینکه کاریزمای خاص و آرامش درون و یقین خاص احمدی نژادی با جمع کارنامه سه ساله وی تا چه حد برگ برنده او در انتخابات آتی خواهد بود سئوالی است که خیلی ها علاقه به شنیدن پاسخش دارند . باید منتظر ماند.....