پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

حکایت "تقی " موفق ترین ،مطلع ترین و پردرآمد ترین جوون تهرانی
ساعت ۳:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٧  

حکایت "تقی " موفق ترین ،مطلع ترین و پردرآمد ترین جوون تهرانی

 

هوا امروز کمی سرد شده بود . به عادت همه روزه خواستم برای قدم زدن و چرخ زدن بیرون بروم . یه بلوز طوسی و جلیقه خبرنگاری همیشگی (که به قول بچه ها چسبیده به همه لباسهای فرزاده و جزو لاینفک لباسش) رو پوشیدم و زدم بیرون .

یادم اومد که باید برای فرنود چمدان ببرم (مسافره برای کنفرانسی در اصفهان در باب موضوع مهم تجارت الکترونیک) چمدان نداشت به من زنگ زدم و چمدان خواست و گفتم شب که شد برات میارم .

چمدون رو که بهش رسوندم کمی قدم زدم و با ماشیم چرخی واسه خودم زدم . عجیب بود که زمان واسم نمی گذشت .ساعت تازه 9 شب بود و زمان تا خواب دراز .دو کتاب داستان کوتاه ناخوانده در نوبت دارم ولی حس خوندنش رو ندارم . از موقعیکه کتاب "بیوتن " نوشته "رضا امیرخانی " رو خوندم یه جورایی از کتاب خوندن زده شدم . تنها کتابی بود که در 15 صفحه اول حدس زدم مزخرفه ولی از روی لجاجت تا به آخر خوندم .

حلا می فهمم بیچاره "فرهاد جعفری" چی می کشیده از اینکه میشنوه کتاب "بیوتن "پرفروش ترین کتاب امروز بازار کتابه .(یادم باشه یه چیزی واسه این بیوتن بنویسم )

یه جورایی از اون موقع با کتاب حال نمی کنم . "مرگ بازی " از "پدرام رضایی زاده " و "برف و سمفونی ابری " از "پیمان اسماعیلی "رو تو دست دارم . با اینکه کتاب خیلی کوچیکی هست اما هنوز نتونستم تموش کنم . به پدرام هم قول دادم نظرم رو براش بنویسم اما نمی دونم این "امیرخانی " با مخم چه کرده که چت شده .

داشتم از شب خودم می گفتم ببین به کجاها کشید .یکی از تفریحات جالب من تو شبهایی که حوصله ام سر میره گشتن دنبال روزنامه همشهریه بین روزنامه فروش ها یا بقالی ها ی محل . می دونم که خیلی به ندرت پیدا میشه ولی باز هم این کارو می کنم . خوب به نوعی وقت می کشه . این روزها خیلی کم همشهری گیرم میاد .یادم افتاد امشب هم برم دنبال همون بازی همیشگی :"گشتن دنبال روزنامه همشهری ."

صدایی از دورنم بیدار شد :پسر مگر یادت نیست سر ظهری که رفته بودی قبض موبایلتو پرداخت کنی یه همشهری هم از بقالی خریدی ؟؟

خوب وجدانم منو بیدار کرد پس نمی تونم اون بازی شخصیمو هم برای اتلاف وقت راه بندازم .

به فکرم رسید که یه سری به “تقی” بزنم . با دیدن اون هم کمی دلم باز می شد و هم می تونستم وقتم رو به صورت کاملا فرهنگی و مثبت تلف کنم .

 “تقی” یکی از دوستان خوب من است . امشب بعد از دیداری که باهاش داشتم به فکرم رسید یاداشت این پست رو درباره "“تقی”" بنویسم .

راستش قصد داشتم راجع به دیدار با "فاطمه حقیقت جو " و "میثم سعیدی " دو قهرمان سابق نسل دانشجویی دوران ما بنویسم . تمام جزئیات مطلب رو هم تو ذهنم ساخته و پرداخته کرده بودم و نیازمند یک یا”علی” گفتن برای فشردن دکمه های کیبوردم بود (اغلب حروف پاک شده و تایپ رو دشوار کرده ) ولی دیدن “تقی” منو از نوشتن اون مطلب منصرف کرد . بنابراین نوشتن اون مطلب رو موکول می کنم به روزهای دیگر و می دونم که مطلب جالبی از کار در میاد در مورد سرنوشت متفاوت این دو قهرمان دیروز نسل دانشجویی .

بگذریم از “تقی” می گفتم . اول از اطلاعات وسیع “تقی” صحبت کنم :

·        “تقی” اطلاعات وسیع و کاملی در مورد سینمای ایران داره . اغلب فیلم های سینمایی روز رو یا دیده یا بصورت کامل در موردشون خونده و تحلیلی شنیده

·        “تقی” بصورت کامل با ادبیات معاصر ایران و حتی جهان آشنایی داره و نقدها و تحلیل های بسیاری ور در زمینه کتابهای مختلف و روز خونده .یه بار راجع به "ابراهیم گلستان" برایم صحبت می کرد و تاثیری که او روی شعر فروغ در دروه آشناییش با او داشته گفت . (باورتون نمیشه مخم داشت سوت می کشید .)

·        راجع به آخرین فیلم های روز سینما می تونید از “تقی” اطلاعات بگیرید و حتی میزان فروش فیلم ها رو هم براتون به تفکیک در سینماهای آمریکا و اروپا میگه

·        همه اطلاعات ورزشی در مورد فوتبال و حتی والیبال و بسکتبال و ...را می تونید از “تقی” بپرسید .

·        “تقی” از زندگی خصوصی خیلی از سینماگران اطلاعات دقیق و دست اول داره :کجا زندگی می کنند ؟چند تا زن دارند ؟ به جز بازیگری چه بیزینسی دارند ؟ماشینشون چیه و...(البته اونایی رو هم که نمیدونه من بهش میگم تا به معلوماتش اضافه بشه مثلا چند وقت پیش بهش یه لیست جدید از ازدواج هنرمندها به یکدیگر رو بهش دادم برای افزایش معلوماتش )

البته در مواردی “تقی” راجع به هنرمندان چیزهایی می دونه که نباید بدونه ولی این دونسته هاشو اغلب برای خودش نگه می داره و یا با کسایی مثل من به اشتراک میزاره که می دونه سینشون صندوقچه اسراره .

·        “تقی” از زندگی خصوصی خیلی از موسیقیدان های مشهور نیز اطلاعات کامل داره .

·        “تقی” راجع به کارگردان ها و مجری های تلوزویونی نیز چیزهای زیادی می دونه .

·        “تقی” یک تحلیلگر اقتصادی کامله .برای سرمایه گذاری یا شروع یه یک کار جدید بد نیست از او هم نظر بخواهید . مطمئنا از این کار ضرری نخواهید کرد .

·        “تقی” با صنعت ساخت و ساز و خرید و فروش املاک نیز بصورت کامل آشناست .

·        “تقی” با بازار بورس ایران و حتی بازار بورسهای اروپا و آمریکا و شاخص های اونها و حتی نام دقیق شاخص هر بورس نیز بصورت کامل آشناست ولی خودش به خاطر کمبود وقتی که داره تو بورس سرمایه گذاری نمی کنه

·        “تقی” تحلیل گر خوبی دربازارسنجی موسیقی ایرانه . به نظر من خواننده های جوون اگر بخواهند کار جدیدی رو منتشر کنند نظر گرفتن از “تقی” میتونه حتما تو تیراژ فروششون موثر باشه . “تقی” حتی با یکبار شنیدن کاست یا سی دی جدید به دقت و ظرافت در مورد کیفیت کار و احتمال موفقیت یا عدم موفقیت اون نظر میده .

·        “تقی” مشاور خوبیه برای روزنامه نگاران و کسانی که دستی در امور نشر دارند .اون می تونه مشاور خوبی باشه برای هر گروه و دارو دسته ای که می خواد یک روزنامه حرفه ای (با هر گرایشی ) یا یک ماهنامه و و هفته نامه و حتی فصلنامه رو منتشر کنه و تیراژ فروش براش مهمه (این موارد شامل نشریات زرد هم میشه )

·        “تقی” اطلاعات سیاسی دقیق و کاملی از کلیه جناح های سیاسی ایران داره با اخبار و اطلاعات کامل منتشر شده و بعضا منتشر نشده .

·        “تقی” اطلاعات سیاسی زیادی در مورد اوضاع جهان داره از سیاسی و اجتماعی تا اقتصادی ..”تقی” به راحتی میتونه نوسان قیمت ارزهای مشهوری چون دلار –پوند –یورو و ین ژاپن رو برای سه ماه آتی بهتون بگه و نیز در خصوص افزایش میلیمتری یا کاهش قیمت هر اونس طلا در شش ماه آتی میتونه تحلیل ارائه کنه .

·        “تقی” در مورد بازار نفت اطلاعات خوبی داره و میتونه نمودار نوسان قیمت نفت رو از الان تا پایان انتخابات امریکا براتون بکشه و با استدلال قیمت حدودی نفت رو (با حداکثر دو دلار نوسان )براتون بگه

خوب این همه از اطلاعات “تقی” گفتم . اگر از مشخصات شخصی “تقی” بگم شاید کمی تا قسمتی مختون سوت بکشه ،یا شاید شاخ دربیارید و یا ...نمی دونم . این بستگی به خودتون داره . اما اینا که گفتم همش واقعیت بود و رسیدن به این واقعیت نزدیک یک سال برای من زمان برده . فکر می کنید این چیزهایی رو که اینجا نوشتم همینجوری نوشتم ؟نه رو تک تک اونا “تقی” رو امتحان کردم و صداقتش برام به اثبات رسیده .

اما اینم از ویژگی های فردی “تقی” :

·        “تقی” 15 سال سن دارد (بله فقط پانزده سال!!)

·        “تقی” تا پایان دوره ابتدایی درس خوانده و اول راهنمایی را نیمه کاره (خودخواسته )رها کرده است چون احساس می کرده این نوع درس خوندن فایده نداره .

·        “تقی” اغلب مواقع موهایش را از ته می تراشد چون معتقد است موی بلند مانع پیشرفت آدم است (و به همین دلیل معتقده من هیچوقت پیشرفت نمی کنم )

·        “تقی” همیشه لباس های مندرس می پوشه .

·        “تقی” معتقده بسیار شبیه به "امیر نوری " یا بچگی های "ابراهیم تاتلیس " هست .

·        “تقی” قد کوتاهی داره یه چیزی حدود 160 سانتیمترولی خوب تو سن رشده ورشد میکنه  

·   “تقی”بیشتر دوست داره شنونده باشه تا گوینده .کم حرف میزنه و اغلب مواقع هم که حرف میزنه از مشتری سئوال داره .سئوالی که تو ذهنش مونده و انو اذیت میکنه

·        “تقی” ماهیانه حدود 7تا 8 میلیون و یا به عبارتی چیزی نزدی 8 هزاردلار درآمد خالص داره . البته خودش معتقده که این درآمد قابل افزایش به سه برابر این رقم نیز هست .

 

این “تقی” کیه ؟ چه کارست با این همه اطلاعات و درآمد ؟

 شاید تعجب کنید اگر بشنوید “تقی” یک "روزنامه فروش" است .

بله “تقی” یک روزنامه فروش است اما از نوعی خاص . “تقی” سواد علمی و آکادمیک ندارد . تمام اطلاعاتش  را از همین کالایی که می فروشد دریافت می کند .”تقی” شنبه عصر "شهروند امروز" را تمام کرده (در حالیکه تا اون موقع حداقل 300 نسخه از اون رو فروخته ) و شبها قبل از آمدن دوستش حتما "کارگزاران " ."اعتماد "."اعتماد ملی "."بانی فیلم " رو خونده .

صبح ها هم یه نگاهی به بقیه روزنامه های می اندازه از "خبر ورزشی "."ایران ورزشی " ."دنیای فوتبال " تا روزنامه های کم تیراژ صبح .

اون حتی به ماهنامه ها و فصلنامه ها هم رحم نمی کنه . از "چهل چراغ " تا "نسیم " و "رویش " و "تازه " بگیر و بیا تا به "آئین " و...اون حتی صاحب امتیاز مجلات و حتی فصلنامه ها رو هم میشناسه .

درآمد صرفش از فروش جراید نیست .سیگار و چیپس و شکلات و آدامس و پفک و انواع نوشیدنی ها و فیلم و شارژایرانسل و تالیا و...نیز جزو کالاهای دکه تقی هستند . هر چند خودش معتقده فروش انحصاری نشریات نیز سود قابل ملاحظه ای داره اما اعتراف میکنه که بالاترین سود مربوط به فروش سیگاره .

اما “تقی” از میان مشتری ها برای خودش دوستان زیادی رو هم دست و پا کرده .

"رضا رشیدپور" یکی از دوستان صمیمی “تقی” است (راستش واسطه دوستی من و رضا هم همین “تقی” بود ) "مازیامیری " . "سروش صحت " ."رضا شفیع جم "."کمال تبریزی " . "رویا تمیوریان " . " مسعود رایگان "."احسان خواجه امیری"."امید عامری"."عباس رافعی "و.... تعدادی از هنرمندان مشتری “تقی” هستند(این تعداد بسیار زیاد است) . باورم نمی شد در دوران برگزاری جشنواره در به در دنبال بلیط فیلم "کنعان"  می گشتم وآخر سر بلیط ساعت 3 بامداد "ارایکه ایرانیان" رو گیر آوردم ولی اون 6 بلیط "کنعان" رو در بهترین سینما و بهترین سانس داشت .خودش می گفت کارگردان ها براش آوردن او حتی به اکران خصوصی اغبلب فیلم ها هم پیش از اکران دعوت میشه .

“تقی” هر شب اخر وقت چهار روزنامه اعتماد –اعتماد ملی –کارگزارن و بانی فیلم را بعد از اینکه کامل خونده و تهش رو درآورده به "رضا رشیدپور" که خسته و کوفته داره میره خونه تحویل میده .

اگر یه روزه هم به هر دلیلی رضا نرسه بیاد روزنامه رو بگیره فرداش میاد و “تقی” هم پولش رو تمام و کمال از رضا میگیره . چون واسه رضا روزنامه نگه داشته و این تقصیر رضا بوده که نیومده .اصولا در مورد پول با هیچکی حتی رضا شوخی نداره و اگر بتونه بیشتر هم می گیره .

تعداد زیادی از نماینده های سابق و فعلی مجلس (بخصوص بروبچ مجلس ششم ) نیز از مشتری ها و دوستان “تقی” هستند . تعدادی از مدیران دولتی و بازرگانان و نیز نزدیکان به جناح های سیاسی از “تقی” خرید می کنند و خرید آنها بیش از یک خرید معمولی طول می کشد . “تقی” در هر خرید سعی می کند چند دقیقه ای رو با اونها صحبت کنه و ببینه اوضاع از چه قراره .

یکی ازنزدیکان حزب ... هر روز از “تقی” روزنامه می خره و “تقی” از این طریق می فهمه که شیخ یا شیوخ اصلاحات در چه حالی هستند و البته دیگرگروه ها   .و از نماینده های سابق و فعلی مجلس نیز اطلاعاتی میگیره . جالبه فرزندان شخصیت های سیاسی (از نماینده مجلس تا معاون وزیز و مدیر کل و استاندار بگیر تا سفیر) نیز مشتری های “تقی” هستند و “تقی” از اونها نیز اطلاعات خوبی می گیره در مورد خصوصیات پدرشون و نیز اوضاع اقتصادی و سیاسی مملکت .

“تقی” به کسی نسیه جنس نمی فروشه . اگر مشتری پولداری به تورش بخوره به قول خودش تا دسته بهش می اندازه . شما می تونی یک جنس معمولی مثل یه پاکت سیگارو یا حتی یه پفک رو با دو یا سه قیمت متفاوت از “تقی” خریداری کنید . به قول خودش بسیاری از مشتری ها اصلا براشون مهم نیست که من جنش رو چند حساب می کنم و حتی بعضی مواقع وای نمی ایستن بقیه پولشون رو بگیرن و یعنی اصولا اهمیتی براشون نداره .

“تقی” میگه به نظر تو زیاد گرفتن از این آدما بده ؟ و بعد خودش جواب میده فکر کنم لازمه .

“تقی” میگه 99 درصد روزنامه فروش های تهران از فامیل های ما هستند و ساکن یکی از روستاهای مشکین شهر . و ادامه می ده که اون یک درصد هم که از دست ما دررفته فارس هستند و مطمئن هستم که کسب و کارشون نمی گیره و جمع می کنن .

اینارو گفتم تا برسم به یه چیز .”تقی” تو این مملکت با این سن و سال روزی 250 تا 300 دلار کاسبه و بواسطه اطلاعاتی که داره گاه بیش از اینها هم درمیاره . خودش میگه از دوهفته قبل از گرون شدن سیگار ما می دونستیم سیگار گرون میشه و 60 میلیون سیگار خریدیم و با 22درصد گرون شدنش چیزی حدود 22میلیون تومان درآوردیم و ادامه می ده :خدا بده برکت .

“تقی” یک نمونه موفق از کسایی هست که تو این مملکت از اطلاعات شفاهی و ارتباطات عمومی خودشون به بهترین نحو ممکن استفاده می کنه . اون تشخیص داده و خیلی هم زود تشخیص داده که مدرک به درد گذاشتن روی در کوزه می خوره . اون بدون اینکه به فکر مدرک گرفتن باشه درآمدشو داره و در ضمن به اطلاعات کافی هم مجهزه . به جرئت می تونم بگم اگر “تقی” توی یک محفل با لیسانسیه ها و حتی فوق لیسانس ها قرار بگیره تو مواردی که دربالا ذکر کردم یه سر و گردن  از اونا بالاتر قرار می گیره و حرف برای گفتن داره .

از وقتی “تقی” رو دیدم از خودم بخاطر بیش از 300 ساعت کار ماهانه در شش سال گذشته و کسب درآمدی معادل دو روز درآمد “تقی” خجالت کشیدم .

امشب واسش فیلم "سگ کشی " و "کنعان " رو تحلیل کردم . موقع رفتن تشکر کرد و گفت یه "شهروند امروز" وردار ببر بخون . گفتم :گرونه نمی خوام . گفت :ببر بخون .خوندنش مهمون من فردا بیارش .

من تنها کسی هستم که “تقی” در حق من لطف داره و مجلاتش رو بدون اینکه بخرم بهم امانت میده ببرم خونه بخونم و براش بیارم . خودش میگه این کار رو واسه هیچکی نکرده و نمی کنم و اصولا برای یک روزنامه فروش امانت دادن کالاش یه جورایی بده و جزو مرام و مسلک ین کار نیست وادامه میده :چه کنم که رفیقی و البته از نوع خسیسش !!

خوب چه کنم آدم زورش میاد به همه نشریات پول بده و بعد ببینه توشون هیچی ننوشته و به همین خاطر ناچارا باید از “تقی” کمک بگیریم . در مقابل بنده هم بهشون در تحلیل فیلم و کتاب و ...کمک می کنم .

اطلاعات من در مورد چیزهایی که می دونم شاید از لحاظ اقتصادی برای او منافعی نداشته باشه ولی به قول خودش باعث میشه که جاهای دیگه حرفهای بیشتری برای گفتن داشته باشه .

من فکر می کنم “تقی” یک جوون استثنایی است .اینو بخاطر موقعیتش نمی گم . او برای خودش یک پلن و برنامه شش ساله تنظیم کرده و می دونه دقیقا تا شش سال دیگه چه کارا می کنه ولی اغلب ما جوونا برنامه سه ماه دیگمون رو هم نمی دونیم . اغلب مشتری های “تقی” با من هم نظرن که هوش فوق العاده ای داره و حتما موفق خواهد شد .

خیلی از مشتری های “تقی” متوجه زرنگی او در حساب و کتاب میشن ولی آگاهانه از کنار اون رد میشن (من استثنا نمی تونم از این پرروبازیها بگذرم و به همین خاطر به من میگه خسیس )

پستی که در مورد “تقی” نوشتم می تونه یک داستان بسیار جالب باشه ولی کوتاهش می کنم برای بعد .

خوب ساعت شد از یازده و سی دقیقه هم گذشت . هم زمان گذشت هم از "تقی " چیز هایی شنیدیم و هم چند تایی مجله زرد رو سریع خوندیم و هم یه "شهروند امروز" برای بلعیدن در نیمه شب گیرمون اومد (فردا باید براش ببرم ). و هم اینکه باعث شد این پست رو بنویسم که حداقل یک ساعت و نیم از من وقت گرفت . خدا "تقی " رو برای این دفع وقت مثبتم حفظ کناد .ان شاا.. اینم از امشب . باید نوشته رو آپ کنم و برم بخوابم . سر شب با دکتر صحبت می کردم می گفت فردا میاد پیشم .فردا مهمون داریم . آخرین مهمونی که داشتیم هم همین دکتر بود . خدا حفظش کنه می خواد درد رو درمون کنه ولی نمی تونه . اینو خوب می فهمم !

 

----------------------------

توضیح غیر مهم  اسامی ذکر شده همه خیالی است یا واقعی چه فرقی می کند .مهم این است که داستان کاملا واقعی است .

توضیح بسیار مهم -لازمه بصورت رسمی بخاطر حضور دکتر در این وبلاگ و محبتشون برای خوندن این مطلب و اظهار نظرشون سپاسگزاری کنم به شدت امیدوارم بعد از بیست سال مجدادا دست به قلم بشوند. برای منی که تموم آثارشون رو خوندم و به موفقیتش یقین دارم برگشتن دوباره دکتر به نوشتن می تونه یه خبر خوب باشه تو این عالم بی وفا.