پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

روایت من از پویش (کمپین)دعوت از خاتمی
ساعت ٤:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٧  

 

 

 روایت من از پویش (کمپین)دعوت از خاتمی

روایت من از پویش (کمپین)دعوت از خاتمی 

پویش (کمپین )دعوت از خاتمی از مدتها پیش قصد برگزاری مراسمی را داشت که چندین بار تاریخ آن به دلایل مختلف از جمله مهیا نشدن سالن مناسب ،به تعویق افتاد .

درنهایت بعد از چند بار تغییر برنامه ،در تاریخ 16آبان ماه برگزار شد . به دعوت یکی از دوستان در این مراسم حاضر شدم . حضور در چنین مراسمی هرچند از نظر کیفی از مراسم ها و میتینگ های سالهای گذشته سطحی به مراتب پایین تر داشت اما نوعی یادآوری خاطرات پرشور دوران دانشجویی بود که اتفاقا با دوره دوم خرداد و ریاست جمهوری خاتمی همزمان بود و فکر می کنم کسانی که همچون من در سالهای 76 تا 81 دانشجو بودن را تجربه کرده اند با من موافق باشند که دریکی از پرشورترین دوران های تاریخ معاصر ایران دانشجو بوده اند .

مراسم به میزبانی جمعی از جوانان تشکیل دهنده پویش برگزار می شد. نیم ساعتی زودتر به مراسم رسیده بودم و از نزدیک شاهد تلاش هایشان برای برگزاری خوب مراسم بودم . جوان بودند و پرتلاش دستشان درد نکند.

مراسم به رسم معمول تمامی مراسم های ایرانی با تاخیری حدود نیم ساعتی برگزار شد. مجری مراسم خانم ژاله صادقیان (مجری محبوب من )برگزار می شد که آخرین باردر مراسم "سلام خاتمی " در آخرین روزهای ریاست جمهوری خاتمی نیز اجرای مراسم را برعهده داشت . شروع مرام با ارائه مانیفست پویش توسط سخنگوی آن یعنی محمد رضا جلایی پور بود . تمام جملات پرشور و احساساتیش به کنار به این یک جمله که به دلم نشست و عینا در حین سخنرانی جلایی پور نوشتم دقت کنید :"نقدهای زیادی به دولت خاتمی در تجربه قبلی داریم و خدمان (اعضای پویش)نیز گاه با یکدیگر اختلاف نظرهای اساسی داریم اما معتقدیم در این شرایط خاتمی باید بیاید "

سخنران اول مراسم استاد فرزانه و محبوب من با آن لهجه شیرین آذری نویسنده و منتقد شهیر دکتر موحد بود . خوشحال از اینکه این فرهیخته را از نزدیک دیده ام به سخنانش (که از روی کاغذی که با دستان لرزانش نگه داشته بود می خواند )گوش سپردم :

"دولت خاتمی دو شاخصه مهم داشت اول – حرکتی به جا در بیداری مردم داشت برای فاصله گرفتن از آفت شعار زدگی ودوم – تمرینی بود برای حرمت نهادن به سلیقه ها و شیوه های متفاوت "

و جمله پایانی دکتر :"از قوره به صبر حلوا برآید و چون حلوا مهیا شد محال است که مجدد قوره شود "

سخنرانی دکتر موحد با تشویق زیاد حاضرین در سالن و سالن های مجاور همراه شد .

سهیل محمودی سخنران بعدی بود . اما سهیل نیز حرفهای جالبی زد : " نفس حضور در جمعیت های اینچنینی یعنی اینکه جامعه امروز ایران خصوصا نسل جوان شدیدا در جستجوی کرامت انسانی است که پیش از این در دوره خاتمی تجربه کرده و می خواهد مجددا از آن کرامت برخوردار شود ."

سهیل محمودی از حضور هشت نفر از هنرمندان به نمایندگی از جامعه هنرمندان ایران (ساعدباقری،عموزاده خلیلی،کمال تبریزی،حسین خسروجردی،حسام الدین سراج،عبدلجبار کاکایی،احمدرضا درویش و خودش) در دو جلسه طولانی چهارساعته در ایام ماه رمضان با آقای خاتمی سخن گفت و از اصرار ایشان به دعوت از خاتمی در این دو جلسه خبر داد . و در نهایت ترانه ای رو خواند که پیش از این با اجرای زیبای شادمهر همه شنیده بودیم :

"دل من سیاه ست

ولی آبی رو خیلی دوست دارم

روزای روشن و آفتابی رو خیلی دوست دارم ...."

دکتر توفیقی از اهل سنت و کرد و فرزند شهید سخنران بعدی بود و بعد از وی سعید شریعتی به نمایندگی از سعید حجاریان مطلبی از وی را به نام "خاتمی بین المحذورین "خواند که حاوی مطالب جالبی بود .

ابطحی که جزو باحال ترین اعضای کابینه خاتمی بود و این روزها با وبلاگ و موبایلش کلی برای خود خواننده دارد سخنران بعدی بود که کوتاه و مختصر گفت :"اول –خاتمی تراز ملت ایران است .در این سالها ما در سطح داخلی و خارجی تحقیر شده ایم و این تحقیر تاریخی باید جبران شود دوم –خاتمی باوربه انسان محوری دارد سوم – خاتمی در شرایط فعلی دیگر نمی تواند کاندید شود و این باورعمومی وجود دارد که خاتمی رای کسب خواهد کرد . "

مجید انصاری نیز سخنرانی جالبی داشت و به نقدسیاست های دولت فعلی در خصوص حساب ذخیره ارزی و مدیریت و نیز بودجه نویسی و هزینه بودجه پرداخت و حرفهای جالب تری هم زد که بماند برای بعد .

از سخنان همسر شهید موسوی و علیرضا علوی تبار نیز بگذریم و برسیم به میهمان ناخوانده جمع زوج هنری مطرح سینمای ایران :لیلا  حاتمی و علی مصفا .

برای اولین بار لیلای حاتمی را می دیدم (که بازیگر یکی از محبوب ترین فیلم های من یعنی لیلا بود . )کوتاه و مختصر سخن گفت و گریه امانش داد تا سخنانش را تمام کند و جمعیت را تحت تاثیر قرار داد و به شدت مورد تشویق واقع شد .

نیما دهقانی با خواندن شعر گونه ای طنز در قالب نامه ای به خاتمی کمی فضا را عوض کردو بعد سعید فائقی این هم ولایتی جالب با آن لهجه شیرین دقایقی را سخن گفت تا نوبت به علی مصفا رسید که به جای حرف زدن به خواندن شعری به نقل از پدرش اکتفا کرد .

در سه بخش از مراسم نیز کلیپ هایی پخش شد که یکی از آنها مربوط به مصاحبه تصویری اعضای پویش بود با عزت ا..سحابی ،ابراهیم یزدی ،بهزاد نبوی ، آیت ا..خوئینی ها ، دکتر نجفی ،دکتر عارف و دکتر ملکیان .و نیز دو کلیپ موسیقیایی که از نظر کیفی ضعیف بود و بیشتر متشکل بود از تعدادی از عکس های خاتمی و متن های و صداگذاری هایی ضعیف و غلط وبی کیفیت و موسیقی ضعیف (البته به استثنا بخش هایی که از موسیقی شجریان بهره برده بودند )

و از بقیه بگذریم و چند نکته از حاشیه مراسم :

·  تعدادی از دوستان و همکاران سابق را در مراسم دیدم که تصور نمی کردم در چنین فضاهایی سیر کنند و جالب اینکه از شهرستان برای حضور در این مراسم نیز آمده بودند و خوشحال شدم از دیدنشان بعد از حدود دو سال

·  محمد نعیمی پور را بعد از سالها دوباره دیدم و خوشحال شدم . نعیمی پور را 10 سالی است که می شناسم و باعث آشنایی نیز برادر شهیدش مجید است که از هم دوره های دکتر بود . تغییر نکرده بود شکر خدا بعد از کسالتی که داشت خوب بود. حال و احوالی کردیم .

·  مجید انصاری را پس از حدود هفت سال دوباره دیدم .حافظه خوبی دارد این مرد .

·  فخرالسادات محتشمی پور را بعد از پنج  سال دیدم.آخرین بار در یک میهمانی افطاری که به دعوت شهاب شرکت کرده بودم او را دیده بودم . بزنم به تخته فرقی نکرده ولی تاج زاده چرا پیرتر شده .

·  مراسم بدون مشکل خاصی برگزار شد و پذیرایی خوبی هم از میهمانان در پایان مراسم شد.

·  یه سوتی کوچک داشت وسط پخش موسیقی قبل از مراسم و اون هم پخش آهنگ "کهن دیارا"بود از "داریوش اقبالی" که زود توسط مسئول مربوطه قطع شد.

·  هادی ساعی و کیومرث پوراحمد هم جزو میهمانان ویژه بودند که هر کدام بنابه دلایلی در این مراسم حضور نیافتند .

·        و اما فیلمی که پخش شد منو یاد یه چیزهایی انداخت از اون دوران پرشور 77 و 78 تا به امروز :سحابی پیر و فرتوت شده و نیز ابراهیم یزدی ، حجاریان ناتوان و نیازمند به کمک و در گفتار و حرکت مشکل دارد ، گنجی که حیف شد ، باقی کجاست ؟ عبدی چه شد ؟ آقاجری کجاست ؟ حقیقت جو ؟مهاجرانی ؟ و...

اصلاحات قربانیان زیادی داشت و نیز مهره هایی را نیز سوزاند . با خودم فکر می کردم در صورت نشستن اینها بر سریر قدرت قربانیان بعدی یا سوخت شدگان بعد چه کسانی خواهند بود ؟

و اما بعد .خبر نگاری در پایان نظر من را در مورد همایش پرسید و گفت در یک جمه نظرم را بگویم و گفتم :" در شرایط فعلی متاسفانه  چاره ای نداریم  جزدعوت برای آمدن خاتمی "

دوباره فضاهای هشت و نه سال پیش زنده شد خواندن "یاردبستانی" و "ای ایران" و "ایران سرای امید" شجریان و ...یادآورد آن خاطرات قدیمی بود ولی به جد معتقدم این بچه های جوان باید در دست مایه های خود تغییرات اساسی را داشته باشند . دل بستن به این چند آهنگ و برگزاری مراسم های تکراری با چند کلیپ فلش بچه گانه و بعضا احمقانه و نیز اجرای مراسم هایی به سبک "چل چراغ" و "مردی با عبای شکلاتی" به نوعی تاریخ مصرف گذشته است .

ما از استانداردهای برگزاری یک میتینگ سیاسی خیلی فاصله داریم . به میتینگ ها "باراک اوباما" دقت کنید تا ببینید چه می گویم .کجا سراغ دارید که جایی "باراک اوباما" از یک خواننده محبوب و یک سیاستمدار یکجا دعوت به سخنرانی کرده باشد . "لیلا حاتمی" چه قرابت نزدیکی فکری و علمی  با "مجید انصاری" دارد ؟ و اصولا چرا باید این دو در یک محفل سخن بگویند ؟

میهمانان می توانستند تخصصی تر انتخاب شود ولی چون این مراسم به نوعی دعوت از خاتمی است می توان این نقصان را به حساب اشتیاق همه اقشار برای حضور و دعوت از وی گذاشت .باید کارهای جدیدی را در عرصه تبلیغات انجام داد .بزرگواران علاقمند به خاتمی در صورتی که مایل به پیروزی باشند با توجه به اینکه از منابع محدود و ابزارهای اندکی برخوردارند باید یک کمپین تبلیغاتی خوب را تهیه و تدارک و برنامه ریزی کنند .

و اما بعد. خاتمی هنوز تصمیم به آمدن را قطعی نکرده . بعد از پایان مراسم از یکی از نزدیکان به وی پرسیدم از حالش و گفت که هنوز تردید دارد در آمدن و اگر بیاید ما جوانهای دیروز که اکنون به میانسالی نزدیک می شویم ضمن اینکه انتقادهای خیلی جدی به مشی و شیوه او در دو دوره گذشته داریم این بار انتقادهایی (البته مستدل و سازنده) جدی و اساسی را پیش و پس از انتخابات (در صورت پیروزی احتمالی )مطرح خواهیم کرد . ما دیگر آن جوانان پرشور و احساساتی 77 و 78 نیستیم . تقریبا اغلب دوستان به اصطلاح دوم خردادی را خوب می شناسیم و می دانیم که هر کدام چگونه افرادی هستند و چه در سر دارند و بنابراین اگر امروز تا این حد از دولت احمدی نژاد و خود وی انتقاد می شود (که البته بسیاری بجاست ) یقین بدانید در دولت آتی خاتمی( که به نوعی خودمان را در آن شریک و سهیم می دانیم )از هر گونه رانت بازی و کسب قدرت بدون رعایت شایسته سالاری و طی سلسله مراتب جلوگیری خواهیم کرد(در محدوده توان و قدرتی که داریم ) . من این مطالب را به نمایندگی از دوستان هم دوره ام زدم ولی به جد معتقدم که متاسفانه راهی به جز خاتمی در شرایط فعلی نداریم . یقینا اگر شرایط عادی بود انتخاب من و بسیاری خاتمی نبود چرا که خاتمی پیش از این نشان داده که چگونه و تا چه حد از اختیارات خود استفاده می کند . مگر از زمان خاتمی تا احمدی نژاد اختیارات رئیس جمهوری تغییری کرده که احمدی نژاد اینچنین با آرامش خاطر چنین تصمیمات بزرگ و جنجالی را می گیرد و خود نیز اجرا می کند ؟ در مطالب قبلی گفتم از خصوصیات احمدی نژاد که انتقادات زیادی شد و ایمیل های زیادی دریافت کردم و فحشهای زیادی هم شنیدم . یکی به شوخی می گفت کاش می شد احمدی نژاد و خاتمی را میکس کرد . ما رئیس جمهوری می خواهیم با تدبیرخاتمی و جرات احمدی نژاد .همین !!!

 

توضیحات اضافه :

 اول- اگر پست طولانی شد ببخشید و احتمالا غلط های تایپی هم زیاد داره . دوم- از شکیبا ممنون سوم – این صرفا یک گزارش با یک یادداشت کوتاه در حاشیه آن بود که نوشتم  و به یقین جزو مطالب وعده داده و برنامه ریزی شده این وبلاگ نیست .