پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

چرا بعضی از این همه از "رضا کیانیان" بدشان می آید ؟؟
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ دی ۱۳۸٧  

چرابعضی ازاین همه از"رضا کیانیان"بدشان می آید؟؟

 

رضا کیانیان

برداشت اول – نظر همکاران کیانیان  

به اتفاق دوستی دعوت شده ایم به دفتر یکی از بازیگران ظاهراشهیر سینما و تلوزیون . شنیده ایم  قرار است فراتر از کسوت بازیگری سایر حیطه ها را هم بیازماید و این بار قصددارد حرفه "تهیه کنندگی" را تجربه کند واز ما یاری خواسته برای این مهم .

نهار را میهمان او هستیم . به موقع رسیده ایم ولی اوهنوز نیامده است . خبر می دهد که نهار را بکشید که در راهم .آشپز دفتر امروز آب گوشت پخته است . بوی آبگوشت دفتر سینمایی را برداشته است :یاد فردین می افتیم بی خودی !

بالاخره می رسد . اولین بار است که همدیگر را دیده ایم . برخورد سرد و خشکی می کند و می گوید: قبل از گفتگو اول آبگوشت را بزنیم تو رگ !

به قول خودش مشغول میشیم به تو رگ زدن !  شروع می کند در حین غذا خوردن در مورد سینما صحبت کردن و اینکه بازیگری کار هر کس نیست و این حرفها .

آن روزها مشغول کار روی یکی از کارهای سینمایی کارگردان های مشهور سینما بود .

می گوید:" یه عده که از ننشون قهر ردن اومدن و از هر دری وارد شدن و بازیگر شدن و یه عده هم که قدیمین رفتن تو ادا و اطوار و کارهای عجیب و غریب تا هر روز توآنتن باشن و خودشون شدن منشا خبر و حاشیه برای خودشون."

 و ادامه داد:"نمونه اش همین "کیانیان" ! به نظر من اصلا بازیگر خوبی نیست ولی همیشه واسه خودش حاشیه داره !"

نتونستم سکوت کنم و شکوندن حرفش رو واجب دونستم : "چرا فکر می کنید کیانیان بازیگر بدیه ؟به نظر من که فوق العاده است . شما ببینید کارهاش رو و کارنامه اش رو و نیز ببینید تلاش هاش رو برای بازیگری . نمونه اش همین فیلم "خانه ای روی آب"از "بهمن فرمان آرا" . اگر یادتون باشه واسه اینکه نقش اون پزشک رو بازی کنه مجبور شد بیش از 15 کیلو به وزنش اضافه کنه . شما کدوم بازیگری رو تو سینمای ایران می شناسید گه همچی کری رو کرده باشه ؟"

بازیگر مورد نظر سریع حرفم رو قطع کرد و گفت :"صبر کن !تند نرو . در مورد اون فیلم "خانه ای روی آب" که اضافه وزن چرت بود و کیانیان از شکم بند استفاده کرده بود و اینا همش حرفه . در مورد کارنامه بازیگری هم که گفتی بیا کارنامه اونو با من مقایسه کن تا بفهمی کدوم سابقه مون بیشتره !"

گفتم :"شاید شما بیشتر تو این سینما باشی ولی .....

سخن به اینجا که رسید یهو دوستم که کنارم نشسته بود پامو لگد کرد که یعنی بحث رو ادامه نده و تو گوشم گفت :"مگه نمی بینی خودشیفته است ول کن دیگه بزار ناهارمونو کوفت کنیم . "

بحث را ادامه ندادیم .

اون شب یاد بحثمون افتادم . نگاهی کردم به کارنامه بازیگریش . تقریبا هم سن و سال رضا کیانیان بود و جالب آنکه هیچ کار ماندگار و روشنی که بشه در سینما ازش مثال بزنید نداشت و تا دلتون بخواهد کار تلوزویونی داشت .

جالب بود از یک هم صنف که موفقیت همکارش رو نمی تونست ببینه با وجودیکه موفقیت کیانیان نیاز به توضیح و تفسیر نداره و به قول خود آقای بازیگر کارنامه همه مشخصه !

 

نکته اول – اون روز نون و نمک آقای بازیگر رو با اون آب گوشت مشتی خوردیم بنابراین از آوردن اسم ایشان به حرمت همین نان و نمک معذورم ودر غیر اینصورت بخاطر این بخل بیش از حدآوردن نامش را و کمی نواختن قلمی را بسیار پرچرب تر از اینی که نوشتم جایز می دانستم !

نکته دوم – به همان دلیل و سایر دلایل امکان همکاری با این آقای بازیگر میسر نشد .

نکته سوم - ظاهرا این حس نسبت به رضا کیانیان بین خیلی از بازیگران سینمای ایران بخصوص جنس مذکر و بخصوص بازیگرانی که از نظر سنی به رضا کیانیان نزدیک هستند وجود دارد حالا چرا ؟نمی دانم !

 

برداشت دوم – برخورد با خود کیانیان

کنسرت گروه "دارکوب" در "اریکه ایرانیان" برگزار می شو د . از طریق دوستی بلیط کنسرت به دستم رسیده است . کنسرت میهمانان ویژه ای دارد .

وارد لابی اریکه  که می شوم تعدادی از میهمانان را می بینم : "نیوشا ضیغمی" – "علیرضا عصار" – "باران کوثری"و..

داخل سالن می شویم شماره صندلی و ردیف را تو بلیط و روی دیوار و صندلی کنترل می کنم . بعد از کمی جستجو پیدا می کنم . می خواهم بنشینم که می بینم اول ردیف "رضا کیانیان" نشسته است .

به محض اینکه می رسم بلافاصله بلند می شود و با من دست می دهد و حال و احوال می کند . تشکر می کنم و حدس می زنم منو با کسی اشتباه گرفته چون اولین بار است که او را دیده ام و هیچگونه سابقه آشنایی قبلی نداشتیم . رندی می کنم و به روی خودم نمی آورم . پس از حال و احوال می گویم :"مثل اینکه جای من کنار شماست . باعث خوشحالیه برای من ! "

با فروتنی و محبت می گه :"برای من هم همینطور ! "(دیگه مطمئن هستم که حتما منو با کس دیگه ای اشتباه گرفته )

با همسرش "هایده" خانوم آمده برای تماشای کنسرت . در طول زمان قبل ازشروع کنسرت چندین نفر به بهانه های مختلف برای عکس انداختن و امضا گرفتن به او مراجعه می کنند و او در کمال فروتنی و افتادگی همه را پذیراست .

در یک مورددختر بچه خردسالی در حالیکه یک بروشور کوچک از جنس کاغذ گلاسه داشت به او نزدیک شد و خواست که این کاغذ را برایش امضا کند. از همسرش خواست که یک برگه مناسب از دفترچه شخصیش بکند و به او بدهد تا بتواند در یک کاغذ مناسب برای دختر بچه امضا کند . در طول مدتی که همسرش داخل کیفش را جستجو می کرد جوری با بچه هم صحبت بود و به گرمی با او حرف می زد که فکر می کردی دخترخودش و یا نوه اش هست .

نکته شبانه - اون شب یک نکته به ذهنم رسید . کارنامه بازیگری روشن و مشخص است . رفتار اجتماعی در بالاترین و بهترین کیفیت ممکن و همراه با تواضع و فروتنی زیاد . و علاوه بر حرفه اصلی در نوشتن و عکاسی و ...نیز دستی داشتن در بالاترین سطح کیفی . همه اینهاست که از "رضا کیانیان" اون چیزی رو ساخته که هست !

 

برداشت سوم – دلمشغولی های رضا کیانیان

"رضا کیانیان" در کنار بازیگری ، گاهی طراحی صحنه و لباس را انجام می دهد ،در مورد سینما و بازیگری کتاب و گاهی مطلب هم می نویسد . مجسمه سازی می کند و عکاسی نیز و....

همه اینها دلمشغولی های اوست برای پاسخگویی به نیازها و کشش های درونیش که اتفاقا محصولات این دلمشغولی ها در بین خواص و عوام با استقبال خوب مواجه شده است :کتابهایش خوب می فروشد . نمایشگاه هایش با استقبال مواجه می شود و در آخرین نمایشگاه عکسش کارهایش با استقبال مواجه شد و سریع فروش رفت .

این همه استقبال موجبات کدورت خاطر عکاس ها و نقاشها و مجسمه سازها را فراهم آورده است .چرا تحمل موفقیت او را ندارند ؟ شاید فکر می کنند که کیانیان کمتر زحمت و مرارت در نقاشی و عکاسی و مجسمه سازی برده است و طبعا حق ندارد بدون زحمت اینقدر موفق باشد ولی کیانیان موفق هست . تقصیر او چیست که موفق هست ؟!!

او از امکان و ابزارهایی استفاده می کند که دیگرانی که سالها است رنج و زحمت کشیده اند نیز استفاده می کنند و آثارش نیز چون آنها در همان نمایشگاه ها و گاه بصورت مشترک شرکت داده می شود .

بیننده و تماشاگر عام و خاص با میل و رغبت خود از کارهای رضا کیانیان در حرفه ای جز بازیگری استقبال می کند . فکر می کنم برگزاری نمایشگاه های بعدی او این موضوع را اثبات کند .

 

برداشت چهارم – صورت سنگی دوست داشتنی

خشک است در ظاهر ، ظاهرش در نگاه اول کمی عبوس نشان می دهد ،برخی از نقش هایش را دوست نداریم (منظور بیشتر زمانیاست  که کاراکترنقش منفی بازی می کند نه نوع بازیش را) ،به نظر عصبی می رسد،تو کارنامش همیشه در اوج نبوده و برخی مواقع کار ضعیف هم داشته ، ...همه اینها قبول ولی او یکی از نادر صورت سنگی های دوست داشتنی است برای من و یک حرفه ای به تمام معنا و جزو نادر شخصیت های مشهور همیشه متواضع و فروتن و دور از هر گونه غرور بی جا ! همین .


کلمات کلیدی: رضا کیانیان ،فرزاد حسنی