پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

یادداشت های جشنواره فیلم فجر -1
ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧  

یادداشت های جشنواره فیلم فجر٨٧ -1

 

یادداشت اول - زاد بوم

روزهای اول جشنواره بیست و هفتم است . همونطور که می دونید جشنواره چند سالی است که مثلا بین المللی شده و بنابراین تایم اون به دو قسمت نامساوی تقسیم شده که بخش اول، بخش مسابقه بین الملل است و بعد از پایان آن ، بخش اصلی و پرطرفدار یعنی بخش سینمای ایران شروع میشه .

امسال تو بخش بین الملل چند فیلم بخش سینمای ایران نیز شرکت داشتند : وقتی همه خوابیم(بهرام بیضایی ) ، سوپر استار (تهمینه میلانی دربخش معناگرا)، زادبوم(ابولحسن داوودی)،میزاک(حسینعلی لیللستانی)،عیار 14(پرویز شهبازی) و اگر چیزی از قلم نیفتاده باشه فیلم های ایرانی این بخش بودند .

تو چند روز اول فرصت تماشای دوتای این فیلم ها رو پیدا کردم .خوشبختانه کیفیت اونها در حدی بود که زیاد لازم نیست برای یادداشت نوشتن در موردش وقت گذاشت و می شه تو چند کلمه کوتاه در مورد هر کدومشون نوشت .

اولین فیلمی که تونستم ببینم فیلم "زادبوم" بود به کارگردانی "ابوالحسن داوودی" .

فیلم قبلی اقای داوودی(تقاطع) رو که حتما همتون دیدید. مطمئن هستم اگر سینما نرفته باشید حتما سی دی فیلم رو که از طریق شبکه های پخش توزیع شده دیدید. فیلمی بسیار زیبا  دلنشین که از طرف خیلی از منتقدان هم مورد توجه واقع شد.

من این فیلم رو خیلی دوست داشتم .بخصوص بازی های "بیژن امکانیان" و "سروش صحت" رو که هردوتاشون از دوستان خوبم هستند .

یادمه وقتی "بیژن امکانیان" رو برای اولین بار پس از اکران این فیلم دیدم گفتم :"همه سالهای بازیگریت یک طرف و این نقش یک طرف . فوق العاده بودی تو تمام دقایق کوتاه نقشت ." و ادامه دادم :"می دونی زیباترین بخش بازیت کجا بود ؟وقتی که از سرتنهایی و بی کسی به سیگار پناه می بری و پک های عمیق به اون می زنی ....بازی حسی وبی نظیر .."

بنده خدا امکانیان که نمی دونست در برابر این زیر سئوال بردن سابقه بیست و هفت ساله و تعریف از این نقش چی بگه به یک جمله اکتفا کرد :مرسی ..ممنون !

فکر کنم کمی تند رفته بودم . هنرمند جماعت حساسه و اینطوری نباید حالشو گرفت ولی چه کنم که در سینما با کسی شوخی و تعارف ندارم . اینو خیلی از اونهایی که رو در رو باهاشون حرف زدم و نظرم رو در ورد کارهاشون گفتم و یا در موردشون نوشتم و خوندن می دونن.

القصه این همه مقدمه گفتم تا برسم به اینجا که داوودی در زادبوم خواسته بود با بهره گیری از الگوی موفقی که در تقاطع تجربه کرده بود ،اینبار نیز موفق عمل کند .

در تقاطع ما شاهد چند داستان به ظاهر مستقل هستیم که در مقاطعی (تقاطع) به هم می رسند و مرتبط می شوند . این روایت همزمان چند داستان و نقاط اتصالشان از زیبایی های فیلم تقاطع بود .

در زاد بوم نیز دقیقا شاهد همین موضوع هستیم . چند داستان که اینبار به هم پیوسیتگیشان ظاهرا بیشتر از داستانهای تقاطع است چرا که در پایان فیلم می فهمیم داستانهای روایت شده همه متعلق به یک فامیل از هم گسیخته از سه نسل است .

اما متاسفانه داوودی درزادبوم به هیچ عنوان موفق عمل نکرده است .

داستان های در هم تنیده شده به هدفی که در پشت آن پنهان است (داوودی در مصاحبه خود به خبرنگاران این فیلم را دکترین خود معرفی کرده است)نتوانست با تماشاگر خوب ارتباط برقرار کند .

ما دراینجا شاهد چند داستان هستیم :

1.  داستان بیژن(مسعود رایگان) یک مدیر سیاسی اقتصادی که غرق در فعالیت های انتخاباتی برای ریاست جمهوری است و تصور می کند به زودی معاون یا مشاور ارشد رائیس جمهور آتی خواهد بود .

2.  داستان همسر (رویا تیموریان)این مدیر که ظاهرا دکترای محیط زیست دارد و علاقمند به طبیعت و اغلب در خارج از تهران در حال انجام ماموریت است و بنا به دلایلی بدون جداشدن رسمی عملا جدا از همسرش زندگی می کند .

3.  داستان امیر علی (بهرام رادان)پسر خانواده  که در آلمان پس از اخذ مدارج عالیه در یک موسسه تحقیقاتی معتبر مشغول کار است و با یک دختر تحصیلکرده آلمانی کمی تا قسمتی دچار داستان عاشقیت شده (مجید ظروفچی روحت شاد!).

4.  داستان سارا(پگاه اهنگرانی ) دختر خانواده که با شوهر ظاهرا هرزه و خیانتکار خود(مهدی سلوکی )در دبی زندگی می کند و سودای مهاجرت به کانادا را دارد.

5.  و داستان آخر داستان سرهنگ(عزت ا..انتظامی )یک فعال نظامی و سیاسی علاقمند به سلطنت (ظاهرا) که در یک قایق توریستی به تنهایی و به سختی در بندر هامبورگ زندگی می کند و ما در دقایق آخر می فهمی که پدربزرگ امیر علی و نهایتا پدر بیژن است .

6.  پس ما در اینجا پنج داستان و روایت اصلی از زندگی یک خانواده داریم . البته یک داستان فرعی به که من اسمش را گذاشته ام "پورفسور آلمانی و نوه اش" هم در میان داستانامیر علی و مادرش گاه و بیگاه طرح می شود.

هرچقدر روایت های درهم تنیده در تقاطع جذاب و پرکشش و دیدنی در آمده اینجا به عکس طولانی و خسته کننده و بی روح درآمده است .حتی مدت زمان 114 دقیقه ای فیلم هم نتوانسته به روایت خوب این همه داستان کمک کند.

فحوای کلام کارگردان و مولف یعنی داوودی که این فیلم را بر اساس طرحی از "رضا میرکریمی" ساخته است داستان سرگشتگی و پریشانی خانواده های مهاجراست که دچاراز هم گسیختگی شده اند .

داوودی در مصاحبه های خود اظهار می کند که این طرح با الهام از سفرهایی که به خارج از کشور و گاه بازدید از بستگانش داشته است ساخته شده و می خواسته بگوید ایرانیان هر جا که هستند هر چند ممکن است موفق باشند (مثل امیر علی)و کار خوب و تحصیلات بالا و زندگی مرفهی دارند اما از یک چیزی رنج می برند .

لاک پشت ها در اینجا موضوعی شده برای طرح این موضوع . اصولا به نظرم لاک پشت حیوان محترمی است و بر اساس آنچه در فیلم مطرح شده و واقعیت نیز دارد لاک پشت ها عاشق ترین موجودات نسبت به سرزمیشنان هستند . ظاهرا لاک پشت ها (از نوع پوزه عقابی) از سی سالگی به بعد تخم گذاری می کنند و برای انجام این کار هر جای دنیا که باشند دوباره به همان سرزمینی برمی گردند که آنجا به دنیا آمده اند و تخم گذاری را در همان جایی که متولد شده اند انجام می دهند .

ظاهرا این داستان واقعی می تواند یک استعاره خیلی خیلی واضح و دهان گشاد باشد برای طرح فلسفی موضوعی که داوودی عزیز مد نظر داشته است .

غافل از اینکه اساسا داستان لاک پشت ها چیز دیگری است و داستان این خانواده درب و داغون چیز دیگری ...لاک پشت ها عرق به وطن دارنداین درست ..اما ما در هیچ کجای فیلم از هیچ کدام از شخصیتها(به استثنای سارا)بی زاری از وطن و تلاش برای دور شدن را نمی بینیم . ما تنها شاهد یک از هم گسیختگی هستیم و این از هم گسیختگی بیشتر از آنکه به جامعه و محیط ارتباط داشته باشد ناشی از خانواده است .

اگر پدربزرگ را استثنا فرض کنیم که به دلیل شرایط بعد از انقلاب ناچار به مهاجرت شده بقیه اعضای خانواده از روی اختیار و دانسته چهارپایه صندلی خانواده را شل کرده اند و هر یک در گوشه ای جدا زندگی می کنند .

دختر ظاهرا در پی یک ازدواج با اهداف سیاسی در شانزده سالگی به اصرار پدر به عقد فرزند یکی از دوستان پدر در می آید و در طی چندین سال می فهمد که بازی قدرت اصولا چیز بدی نیست و بنابراین در پی کسب آن می رود .

مادر و پدر نیز به نوعی در پی قدرت هستند یکی قدرت علمی و دیگری قدرت اقتصادی ...این تلاشی است که پدربزرگ خانواده نیز در سالهای دور داشته و حالا نیز که به یک موجود حقیر تبدیل شده به آن فکر می کند (مبارزه سیاسی از طریق شبکه های ماهواره ای )

ظاهرا تنها کسی که در پی قدرت نیست فرزند پسر خانواده است ...اما نه چرا ؟او نیز در صحنه ای از پول بیشتر برای ارائه تخقیقات به روسها سخن می گوید .

آنچه در این خانواده شاهد هستیم تلاش ناکام تک تک اعضای آن برای کسب قدرت در دایره های به ظاهر مستقل و متفاوت ازدیگری است .اما در کنار همه اینها ظاهرا اعضای خانواده دغدغه بی پاسخی را در ذهن و درون دارند که مدام آزارشان می دهد . آنها خودشان را گم کرده اند و حالا لاک پشتها دلیلی شده برای رسیدن به هم .......بماند .

فیلم را در سینما آزادی دیدم . برای اولین بار پس از بازسازی سینما و شاید پس از حدود 18 سال دوباره به سینما آزادی می رفتم . تو پرانتز یک تشکر کاملا واقعی واقعی از دکتر قالیباف عزیز بخاطر همت عالیش در بازسازی و احیای این سینما ..دمت گرم دکتر ..حتما یه روز حضوری ازت تشکر می کنم . به عنوان یک شهروند فعلا ساکن تهران این رو وظیفم می دونم .

 خوشبختانه داوودی عزیز نیز در این اکران با ما به تماشای فیلم نشسته بود . در پایان نمایش او را در کنار جایگاهی که مردم نظر خود را در مورد کیفیت فیلم هابه صندوق می انداختند، دیدم .

اغلب (و نیز من )امتیاز متوسط را به این فیلم می دادند . چیزی که برای عده ای جالب بود میزان هزینه صورت گرفته برای این فیلم بود .

با توجه به دو سال مدت زمان تولید و نیز فیل برداری با سه گروه مجزا در چهار لوکیشن تهران ،قشم،دبی و هامبورگ آلمان به نظر فیلم پر هزینه ای می آمد .

داوودی قبل از پاسخ به سئوال ما از من پرسید تو چی فکر می کنی :گفتم چیزی بین 400 تا 500 .

لبخندی زد و گفت : 630میلیون تومان

با تعجب گفتم : و انتظار داری چقدر تو اکران برگرده ؟  -شانه هایش را بالا انداخت -

و ادامه دادم :چرا اسپانسر نگرفتی داخل فیلم . با توجه به تعدد لوکیشن ها و نیز لوکیشن های خارج از ایران می توانستی بخشی از هزینه رو از این طریق تامین کنی.

با تعجب در جوابم گفت :نمی دونم تا به حال بهش بصورت جدی فکر نکرده بودم و لابد دوستان تهیه کننده و مجری نیز به این مضوع اعتقاد نداشتند .

تشکر از داوودی به خاطر دو سال تلاشش آخرین سکانس حضور من در سینمای نوستالژیک کودکیم بود و بعد خروج .

 

نکته ها

· میزان هزینه فیلم 630میلیون تومان و در سه لوکیشن ایران ،امارات و آلمان فیلم برداری شده است . جالب آنکه "بهرام رادان" در بخشی از این فیلم سرمایه گذاری کرده است .

· بازی "بهرام رادان" در این فیلم زیاد جالب و حیرت انگیز نبود . خودش معتقده که در بخش هایی که آلمانی صحبت کده موفق بوده و با اینکه حتی یک کلمه آلمانی بلد نبوده خوب توانسته از پس نقش بر بیاد ولی من و خیلی از تماشاگرها اینطوری فکر نمی کنیم . از او بیش از اینها انتظار می رفت .

· در مورد "پگاه آهنگرانی" چی بگم . حتما همه شما از نظرات من در مورد این پگاه خانم و مادر محترمشون آگاهید دیگه ..به نظرم پگاه یک بی استعداد واقعی است در سینمای ایران که همچنان بعد از "دختری با کفشهای کتانی"و طی این هفت هشت سال ، تونسته دوام بیاره اونهم به مدد مادر محترمش و روابط حاضر در سینمای ایران . این روزها هم که میهمان دویچه وله در آلمان است برای جشنواره برلین . خیلی سست و ضعیف بازی می کنه و میره رو اعصاب ولی از انصاف نباید گذشت گریمش کمی تا قسمتی زیباتر کرده بودش وگودی مشکی تو ذوق زن زیرچشمهاشو کامل گرفته بود . اگر "پگاه آهنگرانی" واقعی را می خواهید ببینید فیلم" سه زن" مامانش رو خوب ببینید .اونجا پگاه دقیقا خودشه .

· نکته جالب دیگه نقش مقابل "پگاه آهنگرانی" یعنی "مهدی سلوکی" است که او هم یک بی استعداد فطری در عالم سینما است . این نظر خیلی از کسایی که بازی های اون رو دیدن .

· بازی "عزت ا..انتظامی" در نقش پیرمرد مفلوک با در نظر گرفتن سن و سالش در هر دو زبان فارسی و آلمانی خوب بود . جای احترام داشت .

· بازی رویا تیموریان به نسبت همسرش سرتر بود اما نوعی سردی و بی روحی صورت و رفتار معمول خود را در فیلم نیز شاهد بودیم که در بعضی صحنه های احساسی توی ذوق می زد .

·  بازی دختر آلمانی که احتمالا نباید زیاد حرفه ای باشد جالب توجه بود .