پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

به هفت دلیل خسرو گلسرخی نمی تواند زنده باشد !
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧  

به هفت دلیل خسرو گلسرخی نمی تواند زنده باشد !

بازگشت اسطوره  ؟

نه !!

خسرو گلسرخی

این روزها در سایت های اینترنتی ایران شایعات زیادی در مورد زنده بودن خسرو گلسرخی مطرح شده است . منبع درج این خبرگروهی موسوم به "پارس" هستند که به نقل از فردی به نام "مریم اتحادیه " این خبر را منتشر کرده اند . مریم اتحادیه از جمله اعضای گروه دوازده نفری بود که به رهبری خسرو گلسرخی و کرامت‌الله دانشیان قصد ربودن فرزند محمدرضا پهلوی در فستیوال فیلم کودک سال ۵۲ را به قصد آزادسازی زندانیان سیاسی داشتند که با نفوذ ساواک و لو رفتن طرح , همه اعضای گروه دستگیر شدند. هر چند که از این گروه بجز کرامت‌الله دانشیان و خسرو گلسرخی که اعدام شدند , سه تن به حبس ابد محکوم شدند (طیفور بطحایی , رضا علامه زاده , عباس سماکار) ولی مریم اتحادیه از جمله افرادی بود که با درخواست عفو از شاه و همسرش پس از سپری کردن زندان کوتاه مدتی آزاد شد.

پس از انتشار اولیه این خبر در روزهای آغازین ماه اسفند از طریق یکی از سایت های اینترنتی که در مقام تحقیق برای صحت خبر به گفتگو با احسان نراقی پرداخته بود(آینده) ،سایر سایت های اینترنتی و خبری و نیز روزنامه های مختلف چاپ تهران نیز عینا این خبر و گفتگوی با احسان نراقی را منتشر کردند و در نهایت تحلیلی در رد یا قبول این شایعه ارائه نشد .واحسان نراقی ضمن عدم تکذیب خبر زنده بودن گلسرخی افزود: "باید از خانم اتحادیه بپرسید که چرا در این مرحله خبر زنده بودن گلسرخی را مطرح می کند و من نمی توانم این خبر را تکذیب کنم."

 

 شایعه یا واقعیت ؟

آنچه در اینجا مورد بررسی قرار می گیرد بررسی چگونگی پیدایش این شایعه و مروری بر نمونه های مشابه خواهد بود و در نهایت صحت و سقم آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت .

"خسرو گلسرخی" با هر عقیده و مرامی که داشت با توجه به دادگاه جنجالی و نوع دفاعیاتی که مطرح کرد و نیز انتشار گسترده آن در اذهان تاریخی مردم ایران جایگاه ویژه ای را پیدا کرده است و در سالهای مبارزه اواخر دهه پنجاه و اوایل دهه شصت به جایگاهی در حد یک اسطوره برای مبارزین سیاسی رسید .

"خسرو گلسرخی" این جایگاه را همچنان پس از سی و پنج سال از مرگش حفظ کرده است و بسیاری از ایرانیان جدا از عقاید شخصی وی او را به عنوان یک مبارز جسور و استوار بر عقایدش می ستایند.

حالا با درج چنین شایعه ای در نگاه اول خدشه ای بر جایگاه اسطوره ای گلسرخی وارد می شود .

این اولین بار نیست که چنین شایعاتی در مورد افراد و اشخاص مطرح منتشر می شود و در هر بار انتشار نیز مدتی جنجال ایجاد می کند و خیلی زود به فراموشی سپرده می شود .

 

 نگاهی به بخشی از شایعات مطبوعاتی برای افراد مطرح

اول – پروین اعتصامی

در اواخر دهه پنجاه فردی در گفتگو با نشریات ایرانی مدعی شد که "پروین اعتصامی" شاعر نبوده و آنچه به عنوان اشعار به وی منتسب است تمام توسط شخص "ملک الشعرای بهار" شاعر مشهور دوران مشروطیت سروده شده است .

وی مدعی شد ملک الشعرا به سبب دوستی نزدیکی که با پدر پروین اعتصامی دارد این اشعار را به نام او سروده است .

این جنجال مطبوعاتی در ان سالها در نهایت با پاسخ مناسب تعدادی از ادیبان و شعرا که با دیدی تحلیلی به بررسی اشعار پروین پرداخته بودند و در آن به روشنی ظرافت ها و روح زنانه یافته بودند ،پایان یافت و در نهایت تنها چیزی که عاید مدعی شد شهرت محدود چند هفته ای و پس از آن دریافت عنوان دروغگو بود.

 

دوم- زنده بودن هیتلر وزیستن او در ایران

حدود یک دهه پیش نویسنده ای ناشناس در نشریه مهر که توسط حوزه هنری در تیراژ بالا منتشر می شد و خوانندگان فراوانی داشت شروع به درج مطلبی با موضوع خاطرات یک پیرمرد عجیب کرد .در این سلسله مطالب که همراه با عکس وی منتشر می شد ،این فرد مدعی ارتباط با خیلی از افراد و شخصیت های سیاسی از رضا خان تا قوام و مصدق و هیتلر بود و در نهایت مدعی شد که هیتلر پس از جنگ جهانی دوم مدت های زیادی را هم در ایران زندگی کرده است .

این نوشته ها در کوتاه مدتی از طرف مردم و خوانندگان نشریه جدی گرفته شد و در نهایت با توجه به واکنش های مردم و خوانندگان نویسنده مجبور شد حقیقت ماجرا را توضیح دهد .

نویسنده این مطلب ابوالفضل زرویی نصر آباد(در عرصه طنز ملقب به ملانصرالدین) بود و عکس منتشره نیز تصویر پدر وی بود و تمامی مطالب منتشر شده تنها یک شوخی بود.

اما همین مطلب به ظاهر طنز از طرف مردم آنچنان جدی گرفته شده بود که خیلی واکنشها را در پی داشت .در صورتی که با دقت در ادعاهای این پیرمرد در مورد تاریخ معاصر ایران و جهان و شرح ملاقاتهایش باید متوجه می شدیم که این پیرمرد دست کم باید صد و پنجاه سالی عمر داشته باشدکه اینچنین در بطن تمام حوادث حضور داشته است .

این نوشته زرویی نصر آباد فراتر از جنبه طنز خود هشداری بود برای باورپذیری شایعات قلمی توسط مردم و کم دقتی انها به مطلب منتشر شده و بازتاب دادن آن توسط مردم بدون توجه و تدقیق در اصل مطلب و بررسی و کنکاش در صحت و سقم آن .

 

سوم – فرار ملکه کاترینا از روسیه به ایران

این مطلب نیز چند سال پیش منتشر شد . ظاهرا ملکه کاترینا پس از ظهور بلشویکها و انقلاب سرخ به ایران فرار کرده بود و با خود گنجی افسانه ای را هم داشت . در ایران در شهر اصفهان اقامت می گزیند و با تاجری اصفهانی ازدواج می کند و چند سال قبل هم می میرد و حالا تعدادی ازایران و نیز تعدادی هم از روسیه در جستجوی آن گنج افسانه ای هستند .ظاهرا توضیحات فریبنده در مورد گنج افسانه ای خیلی از کسانی را که این خبر را خواندند از توجه به اینکه اصولا چنین شخصی در تاریخ وجود داشته یا خیر و چگونهبه ایران آمده بازداشته بود.

 

چهارم – زنده بودن الویس پریسلی

این شایعه بارها و بارها در بسیاری از نشریات منتشر شده و هیچ وقت نیز دلایل و استدلال های مناسبی مبنی بر تایید خبر ارائه نشده است .

چه لزومی دارد که الویس در اوج محبوبیت به یکبارهاز انظار ناپدید شود و زندگی پنهانی را آغاز کند ؟در نهایت همواره منبع خبر برای مدت کوتاهی مورد توجه قرار می گرفته و در کانون توجه بوده است و در این مدت به آنچه در نظر داشته رسیده است(عوما شهرت).

  

تحلیل خبر زنده بودن گلسرخی

اینجا با چند استدلال صحت این خبر را زیر سئوال می بریم :

اول – گلسرخی به خاطر مبارزه با رژیم شاهنشاهی در دادگاه محاکمه شد . اگر گفته خانم اتحادیه را درست فرض کنیم، چرا پس از سقوط رژیم پهلوی و اوایل انقلاب گلسرخی خودش را به دیگران نمایان نکرده است و در شرایطی که فضای مناسبی را برای گسترش مبارزه فراهم می دید دوباره به فضای مبارزاتی برنگشت ؟ مطمئنا هدف مبارزه برای یک مبارز ارزشمند تر از اسطوره ماندن است .

دوم – مریم اتحادیه در گروه دوازده نفری مبارزین جزو کسانی بود که به خاطر همکاری با ساواک و نیز درخواست عفو از شاه کمترین صدمه را دید و خیلی زود از زندان آزاد شد و بنابراین جزو کسانی بود که زود از عقاید خود برگشت . به نظر شما اگر به فرض گلسرخی زنده هم باشد حاضر می شود با چنین شخصی بعد از سی و پنج سال ملاقات کند آن هم در یکی از کافه های پاریس ؟

سوم- پاریس شهر بزرگی است و از قبل از انقلاب نیز مرکز تجمع و زندگی خیلی از ایرانیان و بخصوص ایرانیان علاقمند به هنر بوده است . بدیهی است که حضور فردی به شهرت گلسرخی در چنین محیطی خیلی زود مشخص می شود و نمی تواند از چشم ها دور بماند .

چهارم – "عاطفه گرگین" همسر گلسرخی و دامون فرزندش به فاصله کوتاهی بعد از دادگاه وی از ایران خارج شده اند و اتفاقا در فرانسه و پاریس اقامت می گزینند. اگر گلسرخی زنده بوده پس باید در تمام این سالها با خانواده خود زندگی می کرده و یا حداقل با ایشان در ارتباط بوده باشد . بنابراین حتی اگر فرض کنیم که گلسرخی برای زندگی در پاریس تغییر قیافه هم داده باشد ،رفت و آمد او به خانه عاطفه گرگین که در پاریس شخصیت شناخته شده ای  است ،خیلی نمی توادن راحت و دور از چشم انظار باشد و در تمام این سالها حقیقت اشکار می شد .

پنجم- اگر باز هم فرض را بر صحت گفته های خانم اتحادیه بگیریم ،زنده بودن فردی چون گلسرخی در تمام این سی و پنج سال بدون هیچ خبر و حرکت و اثر و حضوری در واقع همانند مرگ او در سی و پنج سال پیش خواهد بود . در واقع اگر فردی با مشخصات گلسرخی با آن عقایدی که در دادگاه ابراز کرد حاضر باشد برای زنده ماندن از عقایدش کوتاه بیاید زنده اش با مرده اش  فرقی نخواهد داشت . این نظری است که خیلی از علاقمندان به اسطوره گلسرخی نیز با آن موافقند و با خصوصیاتی که از گلسرخی سراغ دارند انتخاب این نوع زندگی را (که صرفا معنای زنده ماندن می دهد)از سوی گلسرخی باور نمی کنند.

ششم – منابع منبع خبر در انتشار این خبر چیست ؟ من فکر می کنم اگر منبع خبر خانم اتحادیه باشد با انتشار خبر دو منظور را دنبال می کند :

1-  پاسخگویی به نیاز طبیعی بشر برای شهرت و نیز در کانون توجه قرار گرفتن همانند سایر تولید کنندگان این نوع خبر ها در سراسر جهان آن هم بعد از سی و پنج سال .

2-  تبرئه کردن خود و گذشته . با درج این خبر اتحادیه می تواند خود را به خاطر همکاری با رژیم و نیز درخواست عفو تبرئه کند و مدعی شود که کاری را که به آشکاری انجام داد شخصی مانند گلسرخی هم در خفا انجام داده و در نهایت هر دو جانشان را حفظ کرده اند و اینگونه با تخریب گلسرخی دست به تبرئه خود می زند.

بدیهی است با جدی گرفتن حرف های خانم اتحادیه ایشان می تواند به عنوان منبع خبر در سایر مسائل نیز مطالبی اینچنینین را منتشر کندو نسبت به فراگیر شدن آن امیدوار باشد.

هفتم –"عاطفه گرگین" همسر "خسرو گلسرخی" این خبر را تکذیب کرده است . سکوت خبری اغلب سایت ها و نشریات و درج عین خبر جالب و البته تعجب برانگیز بود و انگاری در این میان تنها احسان نراقی خود را موظف به پاسخگویی کرده بود حال آنکه این خبر می توانست با برخورد و تحلیل های مختلفی بازتاب پیدا کند.

 

و در پایان نگاهی داریم به زندگی خسرو گلسرخی :

 

خسرو گلسرخی کیست ؟

خسرو گلسرخی در روز دوم بهمن 1322 در شهر رشت متولد شد نام پدرش قدیر بود که در سن 5/1 سالگی فرزندش از دنیا رفت مادرش شمس الشریعه وحید نام داشت که بعد از مرگ همسرش، خسرو و برادر دو ساله اش فرهاد را نزد پدرش "حاج شیخ محمد وحید" که در قم می زیست، برد .خسرو زیر نظر وی تعلیم دید. در سال 1341 پدر بزرگش فوت کرد . بعد از فوت پدربزرگش او باید چرخ معاش خانواده را بگرداند به همین دلیل او و برادرش فرهاد به تهران عزیمت کردند .او روزها کار می کرد و شب ها درس می خواند. وی در این سالها از ادبیات نیز غافل نبود در طی این سالها اشعار و مقالات و نقدهای بسیار بر آثار ادبی از سوی او با نام های غیر واقعی و مستعاری چون دامون – خ ، گ – بابک رستگار – افشین راد – خسرو کاتوزیان به چاپ رسید در این زمان گلسرخی، با آموختن زبان فرانسه به طور کامل و زبان انگلیسی در دوره دانشگاهی، دست به ترجمه های ادبی نیز می زد.کار جدی او در شعر از سال 45 شروع شد. در سال 48 با عاطفه گرگین شاعر و نویسنده همفکرش ازدواج کرد زندگی در کنار عاطفه و تاثیر پذیری از افکار او آثار گلسرخی را غنی تر کرد بطوری که دوران شکوفایی فکری و خلاقیت او در مطبوعات در سالهای 48 تا 52 می باشد هیچ اثری از خسرو در زمان حیاتش، به جز آنچه در مطبوعات و جنگ ها انتشار یافت به صورت کتاب چاپ نشد. تنها چیزی که میتوان به عنوان کتاب چاپ شده در میان نوشته های او سراغ گرفت، مقاله ای ست با عنوان ” سیاستِ هنر، سیاستِ شعر” این مقاله برای اولین بار به صورت جزوه از سوی انتشارات (کتاب نمونه) به مدیریت بیژن اسدی پور انجام گرفت. اما بعدا” کاوه گوهرین مجموعه آثار خسرو را در دو مجموعه به نام های ”دستی میان دشنه و دل” و ” من در کجای جهان ایستاده ام” چاپ کرد که این دفتر نیز در آن است. گلسرخی برای چاپ کتابهایش با (کتاب نمونه) قرارداد بسته بود که به انجام نرسید و بعدها یکی از این دو مجموعه، با نام انتخابی خود گلسرخی “ ای سرزمین من“ چاپ شد. انتخاب نام “پرنده خیس” برای مجموعه دوم به توصیه "عمران صلاحی" انجام شده است. "عمران صلاحی" و"بیژن اسدی پور" که از دوستان گلسرخی بودند تأکید کرده اند که خسرو قصد داشت این نام را بر مجموعه ای از شعرهایش بگذارد.

او چهار سال در کنار همسرش زندگی کرد و ثمره این ازدواج فرزندی به نام "دامون" بود .مدتی بعد از دستگیری گلسرخی "عاطفه گرگین" نیز دستگیر شد و در دادگاه نظامی به چهار سال زندان محکوم شد با به زندان افتادن او سرپرستی دامون به برادرش سپرده شد.

خسرو گلسرخی در 29 بهمن 1352 به جرم شرکت در طرح گروگانگیری رضا پهلوی علیرغم اینکه به خاطر بودن در زندان ساواک هرگز نمی توانست چنین کاری را انجام دهد و صرفا” به خاطر دفاع از عقایدش در دادگاه نظامی به اعدام محکوم و در میدان چیت گر تیر باران شد . دادگاه نظامی گلسرخی و دوست همرزمش کرامت الله دانشیان و دفاعیه ای که خسرو گلسرخی کرد یکی از جنجالی ترین دادگاه ها در تاریخ قضایی ایران است که در زمان خود و تا سالها بعد از آن پخش تلوزیونی آن جنجال های زیادی را در پی داشت .

 در تاریخ هجدهم بهمن 85 شبکه ۳ سیمای جمهوری اسلامی ایران فیلم دادگاه خسرو گلسرخی در برنامه‌ای به نام «فوق‌العاده» با حذف بخش‌هایی پخش و باعث شد نسل امروز هم با او آشنا شوند.

 

 

شعر سهراب سپهری در یادبود گلسرخی

 سهراب سپهری در غم اعدام خسرو گلسرخی  ,شاید در گیر و دار اعدام خسرو گلسرخی سهراب سپهری اینچنین سرود :

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شاید اینست

که در افسون گل سرخ شناور باشیم

.....