پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

کمی تا قسمتی تکمیل حرفهام در بی بی سی
ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٧  

کمی تا قسمتی تکمیل حرفهام  در بی بی سی

درباره حضور میر حسین موسوی در انتخابات

دیروز شبکه بی بی سی در برنامه شما در مورد کاندیداتوری "میرحسین موسوی" برنامه ای را پخش کرد . برنامه ساعت هفت و ده دقیقه عصر شروع می شد . روز سه شنبه "میرحسین موسوی" آخرین نخست وزیر ایرن بعد از بیست سال سکوت و انزوا و گوشه گیری از فعالیت های سیاسی برای حضور درانتخابات اعلام آمادگی کرد . این اعلام آمادگی و حضور برای بسیاری از کسانی که اخبار انتخابات را دنبال می کردند تا حد زیادی تعجب برانگیز بود. بعد از تعارفات رد و بدل شده میان میرحسین و خاتمی و اعلام حضور خاتمی در بیستم بهمن و نیز حضور "شیخ مهدی کروبی" که زودتر از اینها به میدان آمده بود حالا نفر سوم هم وارد مسابقه شد . میر حسین در چند وقت اخیر با حضور در برخی مراسم ها و برنامه ها و نیز با راه اندازی چند سایت اینترنتی توسط دوستانش که اخبار او را پوشش می دادند تا حدود زیادی فعال شده بود . دریافت مجوز روزنامه در فاصله چند روز اخیر توسط او که در این بیست سال دوری از فعالیت های سیاسی ،به عنوان کسی که سابقه روزنامه نگاری هم داشت و می توانست در سال های سکوتش در این حوزه فعال باشد، نیز کمی عجیب می نمود . این بار انگاری جدی آمده است . اما این آمدن بعد از تاخیرهای مکرر حضور خاتمی و بعد از کدورت پشت پرده اتفاق افتاده میان وی و خاتمی را چگونه می توان توجیه کرد ؟آیا خاتمی و میرحسین تا پایان رقابت در انتخابات باقی خواهند ماند ؟ تا اینجای کار برخی مفسران و تحلیل گران گمان می کردند که خاتمی و بخصوص اطرافیانش در تعارفات رفاقتی میان این دو نفر با فشار به خاتمی و با اعلام حضور او خارج از توافق با میرحسین موسوی ،در این دوره نیز شاهد حضور او نخواهند بود و این پافشاری را یک گل موثر در دقیقه 80 تلقی می کردند و به امید برد نشسته بودند . حالا میر حسین موسوی در دقیقه 94 دو گل به فاصله چند ثانیه زده است . در مورد این فوتبال هم توضیح بدم که ظواهر امر نشان می دهد که  همه حریفان فعلا به اتفاق  به یک سمت گل می زنند. خاتمی در جایی جمله ای را برزبان آورده بود که اگر میرحسین موسوی کاندید شود او در انتخابات حاضر نمی شود و از او حمایت خواهد کرد و چون خاتمی را اخلاق گرا می دانیم حالا رفتار وعکس العمل او را باید در برابر حضور میرحسین در این فاصله بینیم . حدود پنج دقیقه مانده به شروع برنامه بی بی سی تصمیم گرفتم روی خط در مورد حضورش صحبت کنم  و در اوایل برنامه با "پونه قدوسی" گزارشگر بی بی سی به گفتگویی کوتاه پرداختم . در این نوشته آنچه را که گفتم و بخش هایی را که نتوانستم بنویسم را می آورم :

به پونه گفتم که میر حسین برای حضور در انتخابات اگر بخواهد به تمام سبد جمعیتی بالقوه برای رای دادن فکر کند و برای همه سبد و به تفکیک ویژگی هاشان برنامه داشته باشد با یک قشر بسیار مهم و موثر مواجه خواهد بود به نام "نسل سوم" و "نسل چهارم" انقلاب . نسل سومی ها کسایی مثل ما هستند که در سال های انقلاب به دنیا اومدن و کودکیشون مصادف بوده با نخست وزیری موسوی و نسل چهارم که از اواخر جنگ به بعد متولد شده اند . این قشر جمعیت مهم و قابل ملاحظه ای است که هر کاندیدایی برای حضور در انتخابات باید روی آن حساب ویژه ای باز کند و برای جلب مشارکت آن برنامه ویژه ای داشته باشد. حالا دشواری میرحسین در مواجهه با این قشر این است که کسی او را نمی شناسد و این تاخیر حضور او در فاصله 90 روز مانده به انتخابات آنقدر فرصت ها را کمرنگ کرده است که او نخواهد توانست خود را به این جمعیت میلیونی مهم  بشناساند . تنها اطلاعاتی که شاید برخی از نسل سومی ها از میرحسین در این چند سال شنیده اند اخبار فعالیت های هنری اوو اطلاعاتی در مورد ساده زیستی او و سالم بودن او بوده است( این اخبار و شنیده ها بیشتر برمیگرده به سال 84 یعنی زمانی که میرحسین می تونست نقشی تاریخی رو با حضورش ایفا کند و علی رغم اصرار خیلی ها حاضر نشد وارد صحنه شود) . از نظر شیوه زندگی میرحسین موسوی شباهتهای زیادی به احمدی نژاد دارد هرچند این دو در منتهی علیه چپگرایی و راست گرایی در حکومت قرار می گیرند اما مشی و شیوه زندگی خصوصیشان شبیه هم است و شاید تنها تفاوت این دو در ساده زیستی شان در این باشد که احمدی نژاد پژو 504سوار می شود و میرحسین پیکان (و این اواخر پراید) . هر دو به ساده زیستی شهره اند . هستند کسانی که دیده اند و نوشته اند احمدی نژاد در دوران پس از ریاست جمهوری هم گاهگاهی سوار همان پژو شده و یا میر حسین را دیده اند که کنار خیابان با سادگی و آرامش زیاد در حال تعویض لاستیک پنچر شده خودرواش بوده . متن بیانیه میر حسین هم نشان از این می دهد که در بخش هایی هر دومشابه و خیلی کلی  حرف می زنند با این تفاوت که ما تاکنون رفتار پوپولیستی احمدی نژاد را در چند سال اخیر دیده ایم و خوب می شناسیم اما از روشها و برخورد میرحسین هیچ شناختی نداریم . کسی چه می داند .ما که تاکنون سخنرانی عمومی و منتشر شده زیادی از میرحسین نشنیده ایم شایددر عمل هر دو نقاط مشترک زیادی داشته باشند و تنها تفاوت هایشان در کیش شخصیتی و منش و رفتار متفاوتشان باشد که اتفاقا در غیر قابل پیش بینی بودن هم اشتراک دارند . به نظر می رسد بیانیه میرحسین که با ادبیات ضعیف و تاریخ مصرف گذشته ای تهیه و تدوین شده انتقادات زیادی را در میان جوانان و دانشجویان برانگیخته است و پرسش های زیادی را در این قشر موجب شده است . من فکر می کنم میر حسین در این فاصله زمانی روی این قشر باید بیشتر کار کند تا آنها را برای رای دادن قانع کند .

به پونه گفتم یک چیز دیگر را هم نباید فراموش کنیم که این انتخابات مثل سال 76 نیست . در اون سال خاتمی در همین حدود زمانی مانده به انتخابات اعلام حضور کرد و در عین ناشناخته بودن اون نتیجه شگفت انگیز رو رقم زد . حالا 12 سال از اون تاریخ گذشته . یک تجربه تلخ اصلاخات رو پشت سرگذاشته ایم و مهمتر از آن تکنولوژی نیز پیشرفت کرده و در اختیار نسل سومی ها ونسل چهارمی ها قرار گرفته است .حالااین قشر موثر برای رای دادن خوب مطالعه و بررسی و کنکاش می کند و با دقت و ظرافت و خیلی سخت و بسیار قاطعانه تصمیم می گیرد و این تصمیم در برخی مواقع و درصورت نیافتن پاسخ های قانع کننده برای پرسشهای ذهنی به عدم حضور هم منتهی می شود . فکر می کنم 90 روز فرصت کمی برای قانع کردنشان .من فکر می کنم اگر خاتمی روی حساسیت های اخلاقی در این برهه بخاطر حرفی که زده کنار برود و میر حسین باقی بمونه تو این فاصله محدود برنده شدنش بر رقیب پوپولیستش خیلی سخته .از طرف دیگر پیش بینی می کنم در چنین شرایطی اگر خاتمی از انتخابات کناره گیری کنه ممکنه با یک سورپرایز بزرگ در انتخابات مواجه بشیم و در چنین شرایطی در اواخر فروردین کسی وارد صحنه شود که درعمل محاسبات این هر دو نفر را به هم بزند . کسی که در عین شناخته شدن و فعال بودن در چند سال اخیر توانسته خوب خودش را به مردم معرفی کند و اتفاقا بسیاری هم به او خوشبین شده اند .این شخص فراتر از حرف های کلی و پوپولیستی احتمالا برنامه جامع و کاملی را ارائه خواهد کرد و وعده های دقیق و شفاف عملی و کارشناسانه ای را به مردم خواهد داد، از حاشیه های پوپولیستی فاصله خواهد گرفت ،از ابزاهای مناسب تبلیغاتی بهره خواهد گرفت و با یک کمپین دقیق و کامل تبلیغاتی وارد صحنه خواهد شد (اینها حدس منه برای مزیت های حضور این شخص ). نمی دونم شاید اگر خاتمی نیاید احتما برنده شدن احمدی نژاد ضعیف تر شود از زمانی که خاتمی و احمدی نژاد در صحنه باشد .اگر خاتمی نیاید  حتی ممکن است حضور احمدی نژآد در انتخابات با تردیدهایی مواجه شود . اگر این اتفاق بیفتد یعنی خاتمی به نفع میرحسین کنار بکشد احتمال وقوع سورپرایز فروردین زیاد است .

فکر می کنید این سورپرایز چه کسی است ؟؟؟

بنابراین من فکر می کنم مهمترین بازیگر فعلی انتخابات تواین مدت محدود خاتمی است که با اومدن و یا نیومدن خودش خیلی از معادلات رو به هم میزنه . موندنش و ائتلاف سه کاندیدا با هم یعنی قبول بازی کردن دو طرفه فوتبال با تمام توان و قرار گرفتن در برابر احمدی نژاد با تمام توان و امکانات موجود و بسیج همه طرفداران و اتفاق نیفتادن هیچ سورپرایز خاصی  و نیومدنش ممکنه موجب اون اتفاقی که گفتم رخ بده :یه سورپرایز بزرگ  ....باید بشینیم و تماشا کنیم

****             ****           ****

این مقاله هم نوشته احمد زید آبادی است در روزآن لاین که من باهاش موافق نیستم .به عنوان یک تحلیل که این روزها برخی ها از اون صحبت می کنند خوندش ضرر نداره :

کاندیدای نظام؟

در باره مفاد این مطلب، نه اطمینانی دارم و نه قرائن و شواهدی روشنی برای آن می‌شناسم. بنابراین، تنها یک ‏حدس است، حدسی البته نه از سر ولنگاری فکری بلکه بر مبنای "منطق امور" منطقی که برای تحلیل وقایع ‏سیاسی من به آن بسیار اهمیت می دهم.‏تصوری در بین بسیاری از اصلاح طلبان وجود دارد که طبق آن، رهبر عالی نظام، خواهان تجدید دوره ‏محمود احمدی نژاد در مقام ریاست جمهوری است، حتی اگر چنین خواسته‌ای علنی هم مطرح نشود، در خفا ‏در حال پیگیری است.‏تصور فوق می تواند گمراه کننده باشد، زیرا دلایلی قابل طرح است که آقای احمدی نژاد گزینه مناسبی برای ‏رهبری نظام نیست.‏آقای احمدی نژاد مسلما در چند مورد استراتژیک از جمله برنامه هسته‌ای ایران طبق نظر رهبری نظام عمل ‏کرده و از همین رو، مورد حمایت قاطع قرار گرفته است، اما این به تنهایی برای حمایت بی چون و چرا از ‏ادامه ریاست جمهوری وی کفایت نمی‌کند.‏در واقع تصور ادامه حمایت رهبری از آقای احمدی نژاد در صورتی متقن است که آنچه آقای احمدی نژاد در ‏مقام ریاست جمهوری و در جهت اجرای خواسته‌های ایشان انجام می‌دهد از هیچکس دیگری جز وی بر نیاید.‏اما می‌دانیم که چنین نیست، زیرا افراد بسیاری یافت می‌شوند که حاضرند در جهت اجرای خواست‌های ‏رهبری بکوشند بدون آنکه هزینه‌‌های خاص آقای احمدی نژاد را به وی تحمیل کنند.‏واقعیت این است که رهبری نظام جمهوری اسلامی معمولا در تصمیم‌گیری‌های خود، رضایت دایره‌ای از ‏نیروهای مختلف را مورد توجه داشته است که عبارت بوده اند از قشر به نسبت وسیعی از روحانیون محافظه ‏کار و سنتی، بخشی از دیوانسالاری کشور، نمایندگان بخش تجاری، نظامیان و حتی طیفی از اصلاح طلبان ‏خط امامی.‏حضور آقای احمدی نژاد در مقام ریاست جمهوری به نوعی نارضایتی بخش‌های مهمی از نیروهای فوق را ‏در پی داشته و آنها را در مقابل دولت قرار داده است. در مقابل، رهبری نیز برای حفظ دولت در برابر ‏فشارها، اقدام به حمایت قاطع از آقای احمدی نژاد کرده و این مساله در دایره‌ای که ذکر آن رفت، مشکلات ‏پیچیده‌ای را به وجود آورده است.‏رفع این مشکلات ممکن است در دستور کار رهبری نظام باشد که این نیز مستلزم حضور فردی در مقام ‏ریاست جمهوری است که در چند مساله استراتژیک عملکردی مانند آقای احمدی نژاد داشته باشد، اما ‏هزینه‌های فراوان ناشی از رفتارهای خاص او را بر سران نظام تحمیل نکند.‏اگر ادامه برنامه هسته‌ای، سیاست منطقه‌ای مبتنی بر نفی موجودیت اسرائیل را در کنار نوعی توجه به اقتصاد ‏خرد و سیاست کنترلی در حوزه‌های فرهنگی و سیاسی، رئوس برنامه‌های مورد توجه رهبری تلقی کنیم، به ‏نظرم می‌رسد افراد دیگری به جز آقای احمدی نژاد نیز حاضرند این برنامه ها را با ظرافت بیشتر و حساسیت ‏برانگیزی کمتری دنبال کنند.‏بر این اساس، بر مبنای برخی اظهار نظرهای میر حسین موسوی می‌توان ایشان را همان فرد مورد نظر ‏دانست.‏اینکه نزدیکان آقای خاتمی می گویند آقای موسوی فقط برای طرح دیدگاههای خود و زمینه سازی برای تشکیل ‏یک حزب، وارد بحث‌های انتخاباتی شده، به نظرم دقیق نیست. نوع ورود آقای موسوی به موضوع انتخابات و ‏لحنی که برای کاستن از برخی حساسیت‌های تاریخی در باره خود در پیش گرفته، رفتاری در جهت خروج از ‏انزوای سیاسی نیست، بلکه حکایت از برنامه‌ای ارام و تدریجی اما کاملا جدی برای حضور در میدان رقابت ‏انتخاباتی است.‏قاعدتا اگر میر حسین موسوی به طور رسمی وارد رقابت انتخاباتی شود، آقای خاتمی بنا به وعده خود مبنی ‏بر حضور یکی از آن دو، در عرصه انتخابات و ترجیح اقای موسوی بر خود، در محذور ناشی از این گفته ‏قرار خواهد گرفت و به رغم فشار دوستانش، به نفع آقای موسوی کنار خواهد رفت.‏آقای کروبی هم به نظرم حاضر به رقابت با آقای موسوی نخواهد شد و در مقابل او، همان راهی را خواهد ‏رفت که آقای خاتمی می‌رود.‏بدین ترتیب در جبهه اصلاح طلبان فقط یک کاندیدا باقی می‌ماند و آن آقای موسوی است، اما روشن است که ‏آقای موسوی نمی خواهد کاندیدای جناح اصلاح طلب باشد. او به جلب نظر طیف وسیعی از جناح موسوم به ‏اصول‌گرا نیز می‌اندیشد تا به صورت کاندیدایی فراجناحی و به قول خودش اصلاح طلبی اصولگرا ظاهر ‏شود.‏به نظر می‌رسد اقبال در بین جریان موسوم به اصولگرا از آقای موسوی کم نخواهد بود و تنها حامیان آقای ‏احمدی نژاد در برابر او موضع خواهند گرفت.‏در رقابت بین آقای موسوی و آقای احمدی نژاد، نفر دوم شانسی برای پیروزی نخواهد داشت.‏حضور آقای موسوی در مقام رئیس جمهور آینده اما به معنای تداوم برخی از مهمترین سیاست های جاری ‏بخصوص در حوزه خارجی البته بدون سر و صدای بی مورد و برانگیختن حساسیت‌های بیجاست، اما این ‏حضور از یک طرف احتمالا شدت فشارهای خارجی را بر ایران برای مدتی کاهش می‌دهد و از طرف دیگر ‏فشار اصلاح طلبان بر دولت را به کلی خنثی و آنها را با فرمول خاصی در حکومت ادغام می‌کند.‏به باور من، اصلاح طلبان قادر نخواهند بود در مقابل سرسختی میر حسین موسوی برای ادامه برنامه هسته‌ای ‏همان موضعی را بگیرند که در مقابل محمود احمدی نژاد می‌گیرند هر چند که ماهیت عمل هر دو یکی باشد.‏با این همه، دولت آقای موسوی در حوزه فرهنگی و سیاسی انعطاف ناپذیری دولت آقای احمدی نژاد را ‏نخواهد داشت و گر چه در این دو حوزه نیز اصل "کنترل" را رعایت خواهد کرد، اما دایره فعالیت را ‏وسیعتر خواهد گرفت.‏بدین ترتیب من گمان می‌کنم که آقای موسوی ممکن است به صورت کاندیدای نظام در آید هر چند که نه ‏مطمئنم و نه شاهد و قرینه‌ای برای آن دارم. فقط منطق امور این را ایجاب می‌کند، اما منطق امور حسی ‏شهودی است، هر چند که آن را باید مطرح کرد، ولی روی آن نمی توان شرط بست.

****             ****           ****