پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

کجاست فرهاد ؟؟؟؟؟؟!!
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٧  

دنیا بیستون است اما فرهاد ندارد، و آن تیشه هزار سال است که در شکاف کوه افتاده است مردم می آیند و می روند اما کسی سراغ آن تیشه را نمی گیرد.دیگر کسی نقشی بر این سینه سخت و ستبر نمی زند.دنیا بیستون است و روی هر ستون ، عفریت فرهاد کش نشسته است.هر روز پایین می آید ودر گوش ات نجوا می کند که شیرین دوستت ندارد. و جهان تلخ می شود


اما !!

تو باور نکن

زیرا که تا عشق هست ، شیرین هست


عشق اما گاهی سخت می شود ، آنقدر سخت که تنها تیشه از پس آن بر می آیدروی این بیستون ناساز و ناهموار گاهی تنها با تیشه می توان ردی از عشق گذاشت ، و گرنه هیچ کس باور نمی کند که این بیستون فرهادی داشت


کلمات کلیدی: