پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

از مادر دیدن ،از مادر شنیدن
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ آذر ۱۳۸۸  

توضیح - امروز 7آذرحالم خوب بود و ردیف .پنج پست و پنج تصویر به سبک و سیاقی جدید یکجا نوشته و منتشر شد و از حاشیه (ذهنم) به متن (اینجا)آمد. لطفا سر فرصت هر پنج تاش رو بخونید و نظر بدید .این یکی از پنج پست هست .

از مادر دیدن ،از مادر شنیدن

شاید بالای 12 یا 13 بار این فیلم علی حاتمی کبیر را دیده ام . بعد از دو سه بار اول هر بار که به این دیالوگ رقیه چهره آزاد عزیز که رسیده ام اگر تنهای تنها باشم زار زار گریسته ام  و به پهنای صورتم اشک ریخته ام . اینقدر دلنشین و باورپذیر است جملات و بیان که احساس می کنم من هم یکی از فرزندانش هستم و البته از همه آنها کم طاقت تر و احساسی تر :

"سر شام گریه نکنید، غذا رو به مردم زهرنکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم. راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف.آبروداری کنین بچه ها،نه با اسراف. سفره از صفای میزبان خرم می شه،نه از مرصع پلو. حرمت زنیت مادرتون رو حفظ کنین. محمدابراهیم،خیلی ریز نکن مادر،اون وقت می گن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ..."

(مادر - علی حاتمی )

 


کلمات کلیدی: علی حاتمی ،مادر