پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

وقتی همه کناه کارند.......
ساعت ٤:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ فروردین ۱۳۸٩  

وقتی همه گناه کارند...

یادداشتی برای روبان سفید

به احترام میشایل هانکه

 

 

مقدمه

هرچند مدت زیادی از اکران فیلم گذشته ولی من تا قبل از عید فرصت دیدن این فیلم رو نداشتم . فیلم رو تو تعطیلات عید از یک دستفروش کنار خیابون خریدم و تماشا کردنش هم سه روز طول کشید . چون در حین دیدن فیلم کتاب هم می خوندم روز سوم بعد از تموم شدن فیلم یکباره مبهوت شدم . قبلا هم برای من چنین اتفاقی افتاده بود . شب های روشنِ فرزاد موتمن را در جشنواره در حالت خواب و بیداری دیدم و آخر فیلم تازه حواسم جمع شد و فهمیدم که این فیلم یک اتفاق بزرگ بوده که من از دست داده ام . با تماشای دوباره و این بار دقیق تر فهمیدم جنس مرغوبی است .

*****

روبان سفید‌ اثر میشایل هانکه، کارگردان اتریشی است که با لنزی سیاه و سفید دنیای رنگی را به تصویر کشیده است. محل وقوع ماجرای فیلم روستایی دورافتاده درآلمان و زمان آن سال 1913یعنی یک سال قبل از وقوع جنگ جهانی اول است و ظاهرا موضوعی بسیار ساده و بی اهمیت دستمایه قرار گرفته است . موضوع اصلی  زندگی کاملا معمولی مردمانی در یک روستای کوچک پروتستانی در زمانی نزدیک به زمان وقوع جنگ جهانی اول است .فیلم که با مونولوگ یک صدای پیر و خسته و فرتوت برای ما در عین تصویر شدن ،روایت نیز می شود از نگاه معلمی که زمانی در آن روستا به تدریس مشغول بوده ماجرا و اتفاقاتی را برایمان تعریف می کند . راوی فیلم،-معلم روستا - کاراکتر مرکزی آن است.زندگی در این  روستا بر اساس تقابل زمانی و شرایط آن زمان  بر بنیان ارباب و رعیتی بنا شده است ودر چنین جامعه ای همه تلاش می کنند از جایگاه خود در اجتماع مطلع باشندو تنها به وظایفی که برعهده دارند عمل کنند .یکی از ویژگی های این نوع جامعه طبقانی به حداقل رسیدن عواطف انسانی است . آدم‌های بی‌عاطفه در چنین جامعه‌ای، زبانی جز ضرب و شتم ندارنداین خشونت در مورد بچه ها بسیار بارز است . آنها حتی بخاطر کوچکترین خطای سرزده تنبیهی سخت ،هم بصورت فیزیکی و هم روحی روانی می شوند .زنان هم به شیوه‌های مشابهی مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند و همیشه در زیر سایه سنگین جامعه‌ی مردسالار ، به سختی زندگی می کنند ونفس می‌کشند. در چنین شرایطی که روال معمول زندگی در این روستا تلقی می شود ،زندگی مردم در آن دهکده دستخوش جریاناتی می‌شود. دکترروستا، که سوار بر اسب در حال بازگشت به خانه است، بر اثر برخورد با  ریسمانی که عمدا در مسیر او بسته شده است بر زمین می افتد و به شدت آسیب می بیند و شدت جراحاتش به اندازه ای است که او را ماه ها در بیمارستان بستری می‌کنند.بعد از این واقعه چند اتفاق دیگر نیز آرامش معمول روستا را به هم می زند .  کودک ارباب روستا و بعد از آن کودک عقب افتاده قابله که درآخر فیلم می فهمیم فرزنده نامشروع دکتر بوده توسط افراد ناشناسی مورد تهاجم و کتک قرار می‌گیرند. یا  انبار غله‌ دستخوش شعله‌های آتش می‌شود.و مزرعه کلم به هنگام جشن از بین می رود و زنی نیز دراثر یک سانحه از بین می رود . در ذهن مردم روستا تنها یک سئوال جدی و اساسی شکل می گیرد که چه کسی پشت این ماجراهاست؟

معلم بعد از مدت ها کنکاش و استدلال و استنتاج مقصران واقعی این حادثه را کشف می کند و می فهمد که آنها کسی نیستند جز بچه‌ها که در خرابکاری‌ها  نقش مستقیم داشته‌اند . ظاهرا آنها این کارها را به انتقام بدرفتاری و تنبیه خود ویا به انتقام از والدینشان که زندگی متحجرانه و حبس و محدودیت را به زور به آنها تحمیل کرده اند،انجام داده اند . در واقع می توان گفت که فیلم مکاشفه‌ای در روحیات انسانی و نقد و تقبیح خشونت است.داستان روبان‌سفید کمی قبل از آغاز جنگ جهانی اول شروع می‌شود. هانکه نشانه‌های این فاجعه‌ بزرگ جهانی را در دل جامعه کوچک اما تمثیلی اش نشان می دهد . تصاویر فیلم ابتدا به صورت رنگی فیلمبرداری شده و سپس رنگ آنها گرفته شده و  درنهایت فیلم سیاه وسفید متفاوتی از کار درآمده که به شکلی عجیب با حال و هوا و فضای ماجرا و داستان همخوانی دارد. آیشوالد روستای دور افتاده‌ در این مکاجرا و حکایت در واقع پیکره جامعه انسانی نشان می دهد و نیزکودکانی که قربانی خشونت می ‌شوند و هنگامی که بزرگ شدند خود منادی آن خشونت‌اند.روستایی که هانکه در روبان سفید به تصویر کشیده تمثیلی از یک جامعه استبدادی است.

بیایید نگاهی به شخصیت های داستان بپردازیم :

  • بارون، اربابی است که به تحقیر، خشونت و استثمار اهالی روستا می‌پردازد؛
  • کشیش روستا  کودکان شخصا تنبیه می کند و آنها را مجبور می‌کند روبان سفیدی به دستان خود ببندند تا پاکی و تزکیه روح را فراموش نکنند.
  • همسر ارباب(بارون) در نبود او به او خیانت می کند .
  • دکتر روستا با دخترش روابط ناشایستی دارد ضمن اینکه از قابله روستا دارای فرزند نامشروع است و با قابله بدرفتاری می کند .
  • همسر زنی که مرده با خشونت شدید با فرزندش برخورد می کند .
  • بچه ها عامل اصلی خشونت و حوادث روستا هستند .

تقریبا تمام شخصیت های فیلم به نوعی آلوده به گناه هستند . من تنها سه شخصیت را دیدم که نشانی از گناه در وجودشان نبود .

 اول- روای فیلم معلم روستا .

دوم -کودک کوچک پدرروحانی ده که با ترس و لرز برای نگهداری پرنده ای زخمی و کوچک از او اجازه می گیرد و در پایان فیلم وقتی که پدر روحانی پرنده محبوبش را از دست داده ،پرنده اش را که حالا سالم شده دوباره با ترس و لرز به او تقدیم می کند(یا مجبور می شود تقدیم کند)

و سوم -نامزد معلم که همیشه در ترسو لرز برای از دست دادن چیزی است که گمان می کند همه حتی معلم می خواهند در جایی از او بگیرند والبته سرانجام نیز بخاطر وقوع جنگ به وصال معلم نمی رسد .

تمام شخصیت ها در این فیلم به نوعی با گناه در هم آمیخته اند و اندک کسانی که از این فضا به دور هستند نیز در چنین فضایی تحمل نمی شوند و در نهایت راه نجات و رستگاری خود را در خروج از این روستا می یابند .در این روستا هر خانواده‌ای برای خود  رازی دارد. دختر یکی از آنان مورد هتک‌حرمت توسط پدر خویش قرار می‌گیرد(دختر دکتر روستا) و دیگری با رفتاری خشن بازخواست می‌شود و بعد ماجرای آزاردادن  پسر قابله روستا پیش می‌آید.به قول یکی از دوستان : روبان سفید،  نوار باریکی است که روی یک مفهوم بزرگ گره می‌خورد. همانطور که هانکه به‌درستی دریافته ریشه پیدایش فاشیسم را در جامعه و به‌خصوص در شخصیت‌های ملی آلمان آن زمان باید کاوید.منتقد لس آنجلس تایمز در نقدی پیرامون این فیلم به تاثیرپذیری هانکه از روبرتو روسلینی اشاره می‌کند و می‌نویسد: هانکه که هرگز شیفتگی‌اش به روسلینی را انکار نکرده، در فیلم تازه‌اش تاثیراتی از «آلمان سال صفر» پذیرفته است. او همچنین از وقایعی که منجر به آغاز جنگ جهانی اول شد نیز به عنوان کلیدواژه در ترسیم تفکرات سینمایی‌اش بهره می‌گیرد. هانکه مانند دیگر آثارش پرسشی را مطرح می‌کند و می‌کوشد با پرداختن به ابعاد متفاوت و مختلف موضوع به آن پاسخ بگوید؛ حیرانی پسر جوانی که از توالی فساد مستاصل شده و می‌پرسد:«چطور شد که به اینجا رسیدیم؟»روبان سفید، آخرین ساخته میشل هانکه قصد دارد با این پیش‌درآمد،  جواب این سؤال را بدهد. برای توضیح یک سال زودتر  از وقوع فاجعه را انتخاب کرده سال 1913،  و معما‌هایی که به‌طور مستمر و با بیرحمی توسط یک تبهکار ناشناس در روستایی در آلمان اتفاق می‌افتد؛ ماجرایی که منطبق با مزاج هانکه و سختگیری‌های او در دیدگاه‌های اخلاقی است. تأکید فیلمساز بر رفتارها و واکنش‌های کارکترها ریشه در نگاهی اخلاقی دارد.  یک مشت آدم خوب که در محاصره انسان‌های بد قرار گرفته‌اند.  اتفاق‌هایی زنجیره‌ای که به هم مرتبط هستند و مبین دغدغه همیشگی کارگردان درباره موضوع پیدایش فاشیسم به‌شمار می‌آیند.

 ******

 

  بیشتر درباره فیلم :

 روبان سفید ( Das weiße Band) -درام -محصول٢٠٠٩- این فیلم برنده جایزه نخل طلای شصت و دومین دوره جشنواره کن شد.همچنین این فیلم برنده جایزه گلدن گلوپ بهترین فیلم خارجی زبان سال ۲۰۰۹ شد. روبان سفید به عنوان نمایندهٔ رسمی آلمان برای شرکت در ۸۲امین مراسم جایزه اسکار معرفی شد. این تصمیم آکادمی فیلم آلمان موجب ناراحتی مقامات اتریشی شد. رییس کمیسیون فیلم اتریش در واکنش به این اقدام اعلام کرد، این فیلم تنها باید از سوی اتریش به آکادمی اسکار معرفی می‌شد.

تهیه کننده :اشتفان آرنت –ویت هایدوشکا

نویسنده : میشایل هانکه

فیلم‌برداری:کریستیان برگر

مدت زمان :150دقیقه

محصول مشترک :آلمان –اتریش –فرانسه و ایتالیا

زبان فیلم :آلمانی