پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

مفتخریم آقا عباس !
ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ خرداد ۱۳۸٩  

مفتخریم آقا عباس !

بله ....به به ...چه خوشحالیم ....داریم حال می کنیم آقا عباس از این خبرهای خوش .

ظاهرا فیلم «رونوشت برابر اصل» ساخته عباس کیارستمی در جشنواره کنم جزو امیدها و شانس های برنده شدن و کسب عنوان نخل طلا است .

اگر به هر دلیلی این اتفاق نیفتد حتما ژولیت بینوش  ِنازنین جایزه بهترین بازیگری را برای این فیلم کسب خواهد کرد.

این پیش بینی اغلب کارشناسان است .روزنامه شرق یک ویژه نامه 4صفحه ای در ستایش کیارستمی با یادداشت هایی جالب از خیلی از چهره های شاخص غیر سینمایی منتشر کرده بود که در نوع خود جالب بود .

مصاحبه مفصل تصویری کیارستمی در حاشیه جشنواره کن را دیدم و حتما همه شما هم دیدید.مصاحبه واجد معانی بسیاری بود و اگر بخواهم درباره حرف هایش بنویسم یقینا خیلی طولانی خواهد بود و جایش هم این وبلاک محقر نیست.  این پیرمرد(به گواهی شناسنامه اش ) که به نظرم هیچوقت پیر نمی شود پشت آن عینک همیشه آفتابی انگاری چیز درخشانی را از ما پنهان می کند .

کم حرف می زند و بیشتر عمل می کند .درست در نقطه مقابل ِ ....بگذریم .

کیارستمی اگر این نخل را ببرد یقینا بزرگترین وپرافتخارترین کارگردان سینمای ایران در دنیا لقب خواهد گرفت .

او اینک یک فیلم با بازیگری جهانی یعنی ژولیت بینوش (برنده جایزه اسکار) ساخته است . ژولیت را دوباره به ایران دعوت کرده و آنقدر میهمان نواز بوده که هر جا می نشیند از خاطرات خوش سفر به ایران و مزه خوب دیزی و چلوکبابش می گوید و میهمان نوازی ایرانی جماعت .

فیلمی به نام شیرین در ستایش بازیگری ساخته و همه بازیگران زن ایران در همه ادوار تاریخ را در برابر یک کادر بسته قرار داده و از انها خواسته در کسری از ثانیه هنر بازیگریشان را به نمایش بگذارند و خیلی نو اوری های دیگر در فیلمسازی و حتی ادبیات و عکاسی کرده و بی توجه به مشوقان و منتقدان و دشمنان همواره و همیشه راه خودش را رفته .

عباس کیارستمی را در اکران خصوصی فیلم من ترانه 15سال دارم به گمانم حدود 8سال پیش دیدم . تصویرش در مصاحبه امروز با آن تصویر ذهنیم هیچ فرقی نکرده . این مرد انگاری پیر نمی شود و البته به نظرم حق هم دارد . من هم اگر با ژولیت بینوش کار مشترک می کردم پیر که نمی شدم هیچ جوان هم می شود ،یه جورایی حرکت متعالی داشتم به سبک بنجامین باتنی ...

 شانس ملاقات و دیدن ژولیت بینوش را در ایران نداشتم و چه حیف !

به هر حال این نوشته در ستایش موفقیت نوشته شده ...موفقیت یک ایرانی در آن سوی دنیا که قطعا اندکی غرور از دست رفته مان را دوباره احیا می کند .

خدا کند موفق شود آقا عباس !

خدا کند غذا بخورد و دوباره درکنار خانواده پناه گیرد جعفر!

خدا کند پاینده بماند هنر !

خداکند دوباره مغرور شود ایرانی جماعت به مایه های فخری که دارد یا خواهد داشت !

 

 

**********

امروز سه شنبه چهارم خرداد

خوشبختانه پیش بینی های اغلب  دوستان و صاحبنظران و کارشناسان درست از آب درآمد و ژولیت بینوش نخل طلای بهترین بازیگر جشنواره کن را کسب کرد و این افتخار را به سبد افتخارات خودش و البته سینمای ایران افزود . حالا دیگر ژولیت هم جزوی از افتخارات سینمای ایران ماست .

ژولیت بینوش را برای بازی های جاندارش در تمام فیلم هایی که از او دیده ام بخصوص سه گانه کشیلوفسکی فراموش نمی کنم .

در فیلم آبی بود ،به گمانم ،که همسر یک موزیسین معروف بود و در سانحه رانندگی همسر و فرزندش را از دست می دهد و بعد از این سانحه تصمیم می گیرد در انزوایی خودخواسته زندگی کند و به تدریج متوجه زوایای پنهانی از زندگی همسر فقیدش می شود .

من عاشق اون لحظه های نشتسنش تو کافی شاپ بودم . یک قهوه و یک بستنی سفارش می داد و بعد اونارو میکس می کرد و می خورد.خوردن دوچیز با حالت های مختلف سرد و گرم ،دو چیز پارادوکس .و بعد از خوردنش می رفت شنا .

یک جور زندگی درانزوای خودخواسته با برنامه ای که خودت می توانی هر جوری می خواهی تنظیمش کنی!

بگذریم .....

ژولیت تبریک !موفق باشی !

 Félicitations Juliette! Bonne chance!