پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

دید و بازدیدها /ایرج +پرویز شفیع زاده
ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ تیر ۱۳۸٩  

دید و بازدیدها

 

ایرج

چند روز پیش با پدر جان می رفتیم منزل . از قضا همسایه پیر عصا به دست ،در حال قدم زدن در حیاط  منزل مجاور بودند . به پدر جان گفتم می شناسی این پیرمرد را ؟

فرمودند :خیر

گفتم :آقای ایرج هستند . خواننده محبوبتان .

نگاهی به پیرمرد انداختند و با تعجب فرمودند :ایرج که این شکلی نیست!

گفتم :مگر شما ایشان را دیده اید ؟

گفت :نه ولی تو جوونی خیلی دلم می خواست ببینمش . صداش رو خیلی دوست دارم .

گفتم :دلیل اینکه شما تصویر ایرج رو تا به حال ندیدی اینه که صداش رو تو فیلم ها رو قیافه هنرپیشه ها دیدی بعدشم ایشون بیشتر تو رادیو کار می کردند.

باید می رفتم داخل منزل تا چیزی بردارم . پدر را با ایرج تنها گذاشتم . دقایقی بعد وقتی برگشتم دیدم پدر و جناب ایرج خوان مصافحه و دیالوگشان را با رضایت خاطر تمام کرده اند و از همدیگر خداحافظی می کنند .

داخل ماشین از پدر پرسیدم :چی می گفتید با ایرج ؟

گفت :اول ازش پرسیدم شما ایرج هستید ؟

گفتم :واقعا که !حاجی دیگه مارو قبول نداری ؟

گفت :کاره دیگه ..گفتم یهو خواسته باشی باهام شوخی کنی .

گفتم :خوب اون چی گفت؟

گفت :فکر می کنم هنوز ایرج باشم ...

سکوت و لبخند پدر ..بعد از چند دهه از جوانی یک فن(هوادار) توانسته هنرمند محبوبش را از نزدیک ببیند و با او صحبت کند . لذت زاید الوصفی را در چشمانش می دیدم . خیلی فکر کردم که راستی راستی دلیلش چیه ؟پس چرا من با دیدن خیلی از هنرمندان مورد علاقه ام و بعد از چند جلسه همصحبتی و احیانا هم کاسه شدن با اونها و دیدار رفتارشان در محیط خصوصی حس بدی بهم دست میده و در بسیاری موارد دیدار بعدیمان  به قیامت می ماند .

به نظرم رسید شاید این به خاطر این باشه که هنرمندهای عصر پدر هنرمند تر و بامرام تر بودند و هنردوستان آن روزگار نیز شاید خوش سلیقه تر ،چرا که بی جهت کسی را دوست نداشتندو لابد این دوست داشتن بر شانه های آن کسی که دوست داشته می شد آنقدر سنگینی می کرد که نتواند و نخواهد دست به هر کاری خارج از ادب و نزاکت و معرفت بزند .

صدای احسان رو توی ماشین داشتم واسه یادآوری برای پدرجان گذاشتم :

من یه پرنده ام ، آرزو دارم ، تو با من باشی

من یه خونه ی تنگ و تاریک ، کاشکی تو بیای ، چراغم باشی

هر جا که باشم ، هر کی که باشم، تو باید باشی، تا زنده باشم

می میرم اگه از تو جدا شم ، می میرم اگه با تو نباشم

اگه تاریکم ، اگه روشنم ، اگه پاییزم ، اگه بهارم

تو رو دوست دارم ، تو رو دوست دارم،تو رو دوست دارم

با تعجب به من نگاه می کنه و میگه :این آهنگ ایرجه ولی این صدای ایرج نیست .

می خندم و میگم :روزگار عوض شده پدر جان ...روزگار خیلی تار شده عزیز جان!

 

پرویز شفیع زاده

پرویز خان شفیع زاده رو شاید خیلی سخت بشناسید . اسمش زیاد شناخته شده نیست ولی قیافه اش رو حتما تو خیلی از فیلم ها دیده اید . بازیگر پیری که در اغلب نقش ها خوشتیپ و با کت شلوار اتو کشیده و شیک و پیک نقش آدم های پولدار و یا خارجی رو بازی می کنه . خیلی فیلم کار کرده .الان نقدا مریم و میتیل کار ارزشمند آقا فتحعل رو یادم میاد(خودش دوست داری دیگه وگرنه ما اون اویسی رو دوست داریم !)

هنوز یادتون نیومده ؟خوب یه آدرس دیگه می دم ..پرویز شفیع زاده در کلیپ یکی از زیباترین آهنگ های بهنام صفوی بازی کرده ..نقش پیرمردی که با خاطرات همسر تازه درگذشتش زندگی می کرد :

یه روز اومدی مثل موج دریا

بوی پیرهنت مثل خواب و رویا

سایه های ما روی شنای ساحل

پا به پام بی صدا غق تمنا

یه روز اومدی تو سکوت سردم

سربه راه شد این دل دوره گردم

حالا چی شده که می خوای جدا شی

چی شده تو بگو به من چه کردم

حالا باز من و نسیم و موج دریا

می مونیم بدون تو غریب و تنها

به خدا بی تو یه صدف شکسته ام به خدا

خوب حتما یادتون اومد .اون کلیپ رو حمید خان شفیع زاده احتمالا پسر جناب پرویز خان ساخته بود . حمید شفیع زاده رو که حتما همتون می شناسید دیگه؟کلیپ ساز سریالی بسیاری از خواننده ها در شبکه های ماهواره ای مثل ایران موزیک –مهاجر و...که تا قبل از مهاجرت همیشه پرکار بود و بعد از اون سوتی ضایع خیلی اذیت شد. قضیه سوتی چی بود ؟بگم !   ...بگم ! ...

آنطور که شنیده ام آقا برای شهرام صولتی تو دبی کلیپ می سازه و نقش خانوم مقابل شهرام خان صولتی رو اگر گفتید کی رو می زاره ؟ بگم !...بگم !...

عصبانی نشید .باشه می گم .بله ایشون همسرشون رو جلوی شهرام خان در کلیپ

بازی می دهند :

تق تق تتق تتق !

درباز می شود ...

آقا شهرام چهل گیس :

سلام عزیزم سلام عزیزم سلام ...دوست دارم عاشقتم یک کلام ....

و وقتی که به فرودگاه تهران می رسند ...بماند . ولی از حق نگذریم  همیشه دلم می خواست حمید خان رو می دیدم و می گفتم آخه آدم حسابی چقدر هنر برای هنر ،آدم واسه خاطر شهرام صولتی حاظر میشه چنین کاری بکنه ؟واقعا این آدم با این آهنگ زپرتی ارزشش رو داره ؟

 خوب بریم سراغ اصل مطلب . پریشب یه فیلمی می دیدم که این پرویز خان هم توش بازی می کرد . با خودم فکر کردم تو این همه سال گشت و گذار سینمایی هیچوقت این آدم رو ندیدم . از خودم پرسیدم به نظرت تو عالم واقعیت هم اینقدر خوش تیپ و خوش لباس هست ؟

همین دیشب که برای دیدن دوستان به انتهای یک کنسرت رسیدم و از در vip وارد اتاق استراحت خوانندگان گروه ...می شدم ناگهان در سرسرای در همین پرویز خان رو دیدم .چطوری ؟تر و تمیز و مرتب با کت شلوار بیست و کراوات همون لحظه باخودم گفتم کاش دیدار نازنین دیگری را می خواستم از خدا .کاش یک فیلم از آلپاچینو می دیدم !! انگاری در شب اندیشه مستجاب الدعوه به دیدار هر آن کس بودم که در نظرم آمده بود و چرا این کس باید پرویز خان باشد در حیرتم ...بماند ...

چی داشتیم می گفتیم ؟!!

- بنویس !