پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

مرز سحر انگیزمیان خیال و واقعیت
ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٠  

 

مرز سحر انگیزمیان خیال و واقعیت

یادداشت من برای فیلم "اینجا بدون من"

 

توضیح – لطفا تا دیر نشده فرصت را از دست ندهید و به تماشای این فیلم فاخر و ارزشمند دوست خوبمان بهرام توکلی بشتابید و برای دوساعت هم که شده توی صندلی سینما پای فیلم میخکبو شوید و به مونولوگ های دوست داشتنی و شگفت انگیز صابر ابر گوش دهید .یادداشت زیر را خیلی سریع آماده کردم و ادای دینی بود به اندازه و سهم خودم برای تشویق و ترغیب دوستان برای دیدن این فیلم . به گمانم تا آخر ماه رمضان یتوانید این فیلم را در طرح اکران ویژه این ماه مبارک تا بامداد تماشا کنید . دوبار این فیلم را دیده ام و خیلی دوست دارم فرصتی دست می داد برای دیدار سه باره اش....یادداشت من در دو بخش تنظیم شده بخش اول نگاهی کوتاه و گذرااست به این فیلم و بخش دوم دلایل موفقیت این فیلم در ارکان را بررسی می کند :

 «اینجا بدون من» تصویری تراژیک از سرنوشت انسان‌هایی است که زندگیشان جایی برای رویا‌هایشان ندارد.

«اینجا بدون من»سومین فیلم توکلی اقتباسی از نمایشنامه معروف «باغ وحش شیشه‌ای» ، فیلمی ستایش شده درباره انسان‌هایی تنها و درگیر مشکلات مختلفاست.فیلم  روایتی تاثیرگذار از سرنوشت تلخ و تراژیک انسان‌هایی  است که رویایی در زندگی ندارند.

فیلم، اقتباسی هوشمندانه و ایرانی از این نمایشنامه معروف است و به روشنی می توان ویژگی های  جامعه معاصر ایران را به ویژه در طبق فرودست را در فیلم دید و به کشف و شهود در این قشر جامعه برآمد .

فیلم بهرام توکلی نه تنها از ارزش‌های نمایشنامه ویلیامز بزرگ چیزی کم نکرده که در زمینه ایرانی کردن و سینمایی‌تر کردن اثر ویلیامز نیز سنگ تمام گذاشته است.

کارگردانی توکلی در کل قابل قبول و انصافا در بعضی صحنه‌ها فراتر از استاندارد‌های سینمای این کشور است.

فیلم درباره انسان‌هایی است که چیرگی تخیل بر واقعیت در ذهن آنها بحران آفرینی می‌کند.

صحنه درد دل مادر و دختر یک نمونه مستقیم در این رابطه است و یا رویاهای پسر که دوست دارد نویسنده سینما و ماهنامه فیلم شود و روز به روز دچار توهماتی روان‌پریشانه می‌شود و مادر که معلولیت و مشکلات ذهنی دخترش را نادیده می‌گیرد و فکر می‌کند با پوشاندن کفش‌های پاشنه بلند می‌تواند دختر پر نقصش را روانه خانه بخت کند و در نهایت پایان فیلم که به نوعی حجت را تمام می‌کند و سرنوشت خیال‌انگیز و فاجعه بار را نشان می‌دهد.

پسر خانواده در دیالوگی عجیب و غریب خوشبختی خانواده را در تحقق خودکشی جمعی می داند . در نیمه پایانی فیلم مادر مستاصل از وصعیت دختر درماینده از پسرش طلب سیگار میکند و در مورد جدی بودن پیشنهاد از پسر می پرسد .

آنچه در فیلم می بینیم چیزی است بین واقعیت و خیال و تماشاگر باید خیلی دقیق باشد تا بتواند در بخش های مختلف بین خیال و واقعیت تفکیک قائل شود .

 

چرایی درخشش یک فیلم فرهنگی در گیشه

فیلم سینمایی «اینجا بدون من» به کارگردانی بهرام توکلی در آستانه فروش 600 میلیون تومانی قرار گرفته است و طی روزهای آتی این رکورد را خواهد شکست .

به نظر می رسد تا اینجای کار نیز این فیلم توانسته است به موفقیتی بزرگ و مهم دست پیدا کند .این فیلم تبلیغات و اطلاع رسانی خود را در سطح فرهیختگان و نیز نشریات فاخری مثل تجربه ،نافه و شهروند امروز و نیز مجله فیلم شروع کرد و تلاش کرد با آگهی دادن در این نشریات و روزنامه هایی مثل شرق و اعتماد توجه قشر تحصیل کرده سینما را به خود جلب کند .

در اقدامی دیگر تهیه کننده این فیلم با اجاره تعدادی از بیلبوردهای ارزان قیمت محیطی در اتوبان ها تلاش کرد با کمترین هزینه به معرفی فیلم خود بپردازد . تهیه کننده در این بیلبوردها عکس هایی از فاطمه معتمد آریا و نیز عکس چهارنفره ای از صابر ابر،نگار جواهریان ،پارسپیروزفر و فاطمه معتمد آریا را درج کرده بود که در نوع خود جالب توجه بود.

در نهایت ماجرای آتش گرفتن و نیز پاره شدن این بیلبوردها نیز برای مدتی خبر رسان ها بود و به صورت غیر مستقیم در تبلیغ و معرفی این فیلم بیشتر از خود بیلبوردها موثر بود .

در سال‌های اخیر سینمای هنری و فرهنگی مظلومیت خاص و مضاعف داشته است، با قدرت گرفتن سینماداران و تعیین نوع اکران فیلم‌ها در سال‌های اخیر سینمای متفاوت کاملا زیر سایه نمایش آثار تجاری قرار گرفته و این آثار معمولا راه به پرده سینما‌ها نداشته‌اند.

با تجربه حضور فیلم های سخیف در سینمای ایران طی چند سال اخیر ،شرایط برای اکران فیلم های هنری و ارزشمند بسیار سخت تر شده و به نحوی پیش رفت که بدنه اصلی سینمای ایران و بازار اکران با پیچیده کردن شرایط ،بر سراکران اینگونه فیلم ها انواع مشکلات را ایجاد می کردند .

گردانندگان پشت پرده بازاراکران با اتخاذ سیاست های مختلف تلاش کردند به نوعی عمل کنند تا نوع نمایش فیلم‌های هنری در سینمای ایران به شکلی باشد که آ در گیشه با شکست مواجه شوند و در رقابتی که از پیش بازنده آن هستند شرکت کنند تا این فرضیه به قطعیت برسد که تولید این آثار به نفع سینمای ایران نیست، قرار است با نمایش بدون تبلیغات این فیلم‌ها آنهم در چند سینمای محدود تهران معلوم شود که مخاطب سینمای ایران فقط فیلم‌های کمدی را می‌پسندند و نمایش این فیلم‌ها برای هیچ گروه و قشری جذاب نیست.

به این ترتیب در سال‌های اخیر بسیاری از فیلم‌های شاخص و دوست‌داشتنی سینمای ایران کرانی مهجور داشته‌اند و بافروش‌هایی اندک در انتهای جدول اکران سالانه ایستاده‌اند تا سینماداران و تهیه‌کنندگانی که مقابل تولید چنین آثاری موضع شدید دارند با افتخار سر خود را بالا بگیرند و بگویند سهم این فیلم‌ها از مخاطب در سینمای ایران بسیار اندک و ناچیز است .  

اما این روز‌ها فیلم سینمایی «اینجا بدون من» به کارگردانی بهرام توکلی یکی از بهترین کارگردان‌های نسل تازه سینمای ایران در سینماهای تهران با فروش خوب خود خلاف این ادعا را اثبات می کند .

توکلی که فیلم خوب قبلی او(پرسه در مه )قربانی همین اکران نامناسب و غلط شده بود و آنچنان که باید و شاید تماشاگران امکان دیدن آن را پیدا نکردند ،این بار توانسته مخاطب خود را به خوبی پیدا کند و با آن ارتباط برقرار کند .

تمامی سینماهای نمایش دهنده فیلم توکلی در ماه رمضان تا ساعت دو نیمه شب پذیرای تماشاگرانی هستند که بعضا چندین بار است که این فیلم را دیده اند و برای کنکاش و جستجو گری بیشتر دربراه این فیلم دوست داشتنی و عجیب دوباره به سالن های سینما مراجعه کرده اند .

این اولین بار است که یکی از سه فیلم توکلی اکران مطلوب دارد، البته مطلوبیت نسبت به شرایط اکران «پا برهنه در بهشت» و «پرسه در مه» .

فیلم تحسین شده منتقدان توانسته در ۱۴ سینما و پس از 42 روز نمایش مرز 6۰۰ میلیون تومان را در هم بشکند و انتظار می رود در صورت تداوم اکران در شهرستان ها بتواند به رقم شگفت انگیز 800میلیون تا یک میلیارد تومان نیز برسد.

 این استقبال از فیلمی تلخ و جدی که به تماشاگرش باج نمی‌دهد، لودگی نمی‌کند، نمایشی پرزرق و برق و پوشالی از زندگی طبقه مرفه جامعه نیست یک پیروزی بزرگ و موفقیتی شگفت انگیز است .

پیروزی بزرگ سینمای متفاوت ایران و نسلی که فارغ از هیاهوی رایج و تبلیغات رسمی برای حمایت از تعدادی از سینماگران در مسیر مطلوب حرکت می‌کند، نسلی که از مشکلات و موانع ترسی نداردو فیلم خوب را به خوبی تشخیص می دهد و تلاش می کند به صورت غیر مستقیم و سینه به سینه به دوستان و آشناسانش در معرفی یک فیلم خوب و موفقیت یک کارگردان خوب کمک کند .

 فروش قابل قبول «اینجا بدون من» که در شرایط بهتر می‌توانست بالا‌تر از این هم باشد، ثابت می‌کند سینمای جدی ایران هم می‌تواند مخاطب داشته باشد، به شرطی که مخاطب از نمایش چنین آثاری مطلع شود.

به نظر می رسد در صورت اکران عادلانه این آثار هم می‌توانند از گیشه پاسخ مثبت بگیرند، نه به این معنی که فروش میلیاردی داشته و در صدر جدول بایستند، بلکه به این معنا که علاقمندان سینمای جدی، ادبیات و هنر را به سالن‌های سینما بیاورندوبرای بخشی از جامعه که از دیدن طنزهای مبتذل روی پرده سینما دلزده شده‌اند خوراک فرهنگی مهیا کنند .

و در انتها باید دوباره به این نکته مهم و اساسی تاکید کرد که نمایش موفقیت‌آمیز «اینجا بدون من» یکی از بهترین فیلم‌های امسال زنگ خطر را برای آنهایی که مخالف سینمای هنری هستند به صدا درمی‌آورد، آنهایی که رونق کسب و کارشان را در نابودی این نوع فیلم‌ها و ترویج نگاههای سبک و فاقد خلاقیت و ظرافت می‌دانند.

امید که جوانانی چون بهرام توکلی بتوانند با ساخت فیلم های خوب و محترمی چون فیلم "ایجا بدون من" اینگونه موفقیت ها را تداوم بخشند .

***

 توضیح بعد از این : از بخش هایی از یادداشت محدثه واعظی پور در بخش دوم این یادداشت بهره گرفته ام .