پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

نفس یا خفگی!!!
ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠  

نفس یا خفگی !!!

این یک مرد است ...راننده آمبولانس است البته از نوع نسل اول آمبولانس ها به عبارتی روشن تر نعش کش است و آنچه حمل می کند دو نفراست که در مجموع نیمه جانند یعنی یکی مرده و دیگری جان دارد پس روی هم می شوند نیمه جان و هر دو کنار راننده خوابیده اند... اولی(یعنی اون بالایی) مرده و ساعاتی پیش روح از کالبدش خارج شده او قرار است به گورستان منتقل شود و دومی هنز زنده است و حالا حالاها با دنیا کار دارد...این سند نشان می دهد که در قدیم راه خانه ابدی و بیمارستان در یک مسیر بوده یا به ناچار هم مسیرش کرده اند ....از عکس هایی که در نگاه اول خیلی معمولی به نظر می رسد اما سندی است در افشاگری ماچگونه ماشدنمان!

به نحو شگفت انگیزی با دیدن این عکس وسوسه می شوم برای اینکه بزرگش کنم و قابش کنم و بگذارم توی اتاق خواب، دقیقا جایی مقابل چشمم طوری که وقت خواب و بعد از آن بیداری هم ببینمش .

وقت خواب ساکن طبقه اول آمبولانس را می بینم و وقت بیداری آن یکی که درطبقه دوم ساکن است و بعد می گویم : زندگی جاری است ...باید زندگی کرد .....

این عکس شگفت انگیز مجموعه ای است از پوچی و امید ...بود و نبود ....زندگی و مرگ ....همه چیز و هیچ چیز و سراخر نفس یا خفگی !!!!


کلمات کلیدی: