پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

یادی از یک دوست ....نقش دل در مدیریت
ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٠  

یادی از یک دوست

نقش دل در مدیریت

مجتبی کاشانی­کلام بسیار نافذی داشت و شعرهایش بسیار روی آدم‌ها تأثیر می‌گذاشت. مشاور مدیریتی شرکت‌های بزرگ ایران­خودرو, ایساکو, سازمان صنایع ملی, سازمان مدیریت صنعتی, زامیاد, سایپا یدک, آذرآب, فومن شیمی, شرکت الکتروکویر, پارچین, مؤسسه استاندارد و... برعهده داشت و کتاب­های بسیاری در حوزه­های مدیریتی نوشت و اشعارش نیز بارها منتشر شد. اقبالم بلند بود که مدتی با او همکار بودم و چند ماه آخر زندگیش می­دیدم چگونه خود را مهیای مرگ می­کند و تلاش دارد تا بعد از خودش آثار و کارهای ماندگارش از او نام نیک باقی بگذارد. ­سال ها فعالیت در مدرسه­سازی و در نقاط محروم و نیز فعالیت در حوزه صنعت و به ویژه حوزه تخصصی 5S که در ایجاد نظم و انضباط کاری فضاهای ارائه­کننده خدمات پس از فروش خودروسازی­ها، بسیار مؤثر بود و در نهایت دل سپردن به شعر و شاعری و نوشتن چندین کتاب مدیریتی از جمله کارهای اوست.

 

درباره مجتبی کاشانی

مجتبی کاشانی در سال ۱۳۲۷ در خانواده‌ای معمولی در مشهد به دنیا آمد. پس از اخذ دیپلم جهت ادامه تحصیل در رشته اقتصاد وارد دانشگاه شیراز شد. در سال ۱۳۵۶ فوق­لیسانس خود را از مرکز مطالعات مدیریت وابسته به دانشگاه هاروارد دریافت نمود و در سال­های ۱۳۵۶و ۱۳۶۷و ۱۳۶۹، به ترتیب دوره‌های مدیریت صنعتی، مهندسی صنایع و کنترل کیفیت فراگیر را در ‍ژاپن گذراند. حس نوع­دوستی و عدالت خواهی از مواردی بوده که همیشه او را تحت تأثیر قرار می­داد و این را در همه آثارش می‌توان مشاهده نمود .مجتبی کاشانی متخلص به "سالک" از جمله افرادی بود که برای بلوغ فرهنگ مدیریت در ایران تلاش فراوان کرد.

 

فعالیت های مجتبی کاشانی

خاطرم هست در ماه­های آخر زندگی در پی ضبط صدایش و شعرخوانی بود. شعرهایی که بعد از مرگش گاه و گاه از صدا و سیما، با صدای خودش می­شنویم.در سال 1357 همکاری خود را با شورای شعر و موسیقی رادیو شروع کرد و چند سرود که خیلی هم سروصدا کرد برای رادیو ساخت مثل «بابا خون داد، دلیرانه، هم­شاگردی سلام، جانباز، مدرسه‌ها واشده و...» که مدت‌ها در مدارس از سرودهای بچه‌ها بود و از رادیو و تلویزیون پخش می‌شد. به همت او و انجمنی که پایه­گذاری کرده بود،240مدرسه توسط اعضا گروه و کمک‌های جمع‌آوری شده از مردم ساخت. به زعم خوانندگان شعرهایش، شعرهای اجتماعی او خیلی موفق بودند. اکثر شعرهای او طرفدار داشت اما شعر «مدرسه عشق» که در کتاب آخرش به نام «عشق‌بازی به همین آسانی است»، چاپ شده، خیلی معروف است. کاشانی در قسمت‌هایی از وصیت‌نامه­اش گفته است:

«من کاری نتوانستم برای مردم انجام دهم، حاصل عمر من برای ملتم و کشورم 200 مجتمع آموزشی است که با پول مردم و دوستانم در انجمن یاوری ساختم و شش کتاب شعر که برای مردم و به عشق آنها سروده‌ام و تعدادی کارخانه منظم و زیبا شده و هزاران کارگر و کارمند و متخصص صنعتی. امیدوارم از آنها پاسداری شود به هر حال به قول پاستور من از آنچه در توان داشتم انجام دادم و اینک در لحظه وداع از این نظر احساس شرمندگی نمی‌کنم و این را به خوبی در شعر «اهل به آینده» در کتاب روزنه‌گفته‌ام.»

کاشانی در وصیت‌نامه‌اش به همه وصیت دوستی و عشق کرده «عاشق باشید و در هر کاری با ایمان به خدا پیش بروید حتماً موفق می­شوید"... این شاعر اجتماعی و خیر مدرسه­ساز در 24 آذر 1383 در تهران در اثر بیماری سرطان فوت کرد.. وی پس از سال­ها مطالعه دربارهٔ مدیریت در کشور ژاپن و تطبیق آن با آموزه‌های ایرانی- اسلامی، نظریه‌ای را ارائه داد که از آن به عنوان «نقش دل در مدیریت» یاد می‌شود. وی با همین نام نیز کتابی منتشر ساخت. او در نظریه‌اش تأکید می‌کند که انسان سه مرکز یا عامل برای انجام کار دارد. جسم او، دل او و مغز او هر سه، در به­وجود آمدن نتیجهٔ کار نقش دارند و از فعالیت هریک فرآورده‌ای حاصل می‌شود:

فرآورده­ی دل: انگیزه

فرآورده­ی مغز : اندیشه

فرآورده­ی جسم : کار عملیاتی و فیزیکی

اینجا دو مطلب به نقل از مجتبی کاشانی می آورم .اولی به نقل از کتاب «نقش دل در مدیریت »و دومی شعری که خیلی دوست دارم و اغلب در سخنرانی ها و برنامه ها از آن استفاده می کنم .

 

 اول – حکایت بوفالوها و غازها

 پرواز بوفالوها

"جین بلانکو" در کتاب "پرواز بوفالوها" ویژگی­های اجتماع بوفالوها و غازها را به این شکل توصیف می­کند:

 ویژگی بوفالوها:

- آنها به یک رهبر پایبند هستند و همه از او تبعیت می­کنند.

- آنها درست همان کاری را می­کنند که به آنها دستور داده شده است.

- آنها هرگز تصمیم نمی­گیرند و تا دستور نرسد، هیچ کاری نمی­کنند و هیچ کجا نمی­روند.

- هیچ­کس جای دیگری را پر نمی­کند و جلو نمی­افتد و مسئولیت نمی­پذیرد.

 ویژگی غازها:

- هر غاز مسیر پرواز دسته­جمعی گروه را می­داند.

- رهبری و جلودار بودن نوبتی است.

- هر غاز، زمان در نوک پرواز قرار گرفتن و هدایت گروه را خود انتخاب می­کند.

- همه غازها تمایل به پذیریش مسئولیت جلودار بودن را دارند.

- غازها در طول پرواز مراقب یکدیگر هستند.

- بررسی­ها ثابت کرده که غازها در پرواز گروهی، 70 درصد بیشتر از مسافتی را که انفرادی می­توانند طی کنند، می­پیمایند.

بلاسکو می­گوید: وقتی از مطالعه نظام هماهنگ و زندگی گروهی غازها آگاه شدم، به داخل شرکت خود برگشتم و به همه همکارانم دستور پرواز دادم و از آنها خواستم از امروز غازهایی باشند که هم خود از پروازشان لذت ببرند و هم من سازمان کمال یافته­تری را اداره کنم. آری من به آنها اختیار و آزادی پرواز دادم و گفتم:"بوفالوهای من پرواز کنید." غافل از اینکه بوفالوها نمی­توانند پرواز کنند. به خود گفتم بلاسکو سازمان تو، یک سازمان بوفالویی است. مگر خود تو این طور نخواستی که همکارانی مطیع و بی­چون و چرا داشته باشی؟ پس اگر غیر از این می­خواهی، خود تو اول باید تغییر کنی و در اینجا بود که دریافتم دیدگاه من مدیر هم باید تغییر کند. من باید بوفالوها را تبدیل به غاز کنم، باید طبیعت آنها را تغییر بدهم، با آموزش، پرورش، رشد، ایجاد انگیزش، روحیه، اختیار، مسئولیت،‌ اعتماد، صداقت و ...

 

دوم – برد و باخت

شعر "برد و باخت " یکی از شعرهای خواندنی مجتبی کاشانی است .

 برد و باخت

و بدانید اگر من مُردم،

کمر عشق به دنیا بستم.

مرکب عشق به دنیا راندم.

توشه عشق ز دنیا بردم.

و به شکرانه عشق،

رنج­ها طی کردم.

پیچ وخم پیمودم.

غم فراوان خوردم.

تا برویانم عشق،

بذرها افشاندم.

بارها روییدم.

بارها پژمردم.

تا بیاساید عشق،

خویش را رنجاندم.

خویش را فرسودم.

خویش را آزردم.

تا بنوشانم عشق،

جام مردم گشتم.

دل به مردم دادم.

دل از آنها بردم.

در فراوانی عشق،

غرق گشتم درمهر

غرق بودم در شعر.

غوطه­ها می­خوردم.

و بدانید که در بازی عشق،

شرط بستم با خویش.

باختم دنیا را.

زندگی را بردم