پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

گربه ها و کبوترها
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠  

گربه ها و کبوترها

روایت اول - گربه های نگهبان

هنوز پا به مسجد نگذاشته ام که سنگینی نگاه هایی را روی خودم حس می کنم . در ابتدا چیزی نمی بینم اما این سنگینی را کاملا حس می کنم . چند قدمی که به سوی مسجد بر می دارم و نگاه از طاق زیبایش بر می گردانم متوجه این نگاه های می شوم . چند ده گربه اطراف مسجد در گوشه و کنار لمیده اند و زل زده اند به من غریبه . پیش تر می روم .

جلوی در ورودی مسجد و دشت کوچک سرسبز منتهی به دریا نیز گربه های زیادی زیرنور آفتاب لمیده اند و چرت می زنند. پا به درون صحن مسجد می گذارم ...گوشه و کنار صحن پر از گربه است .

تا ایوان و بنای اصلی پیش می روم . باید کفش ها را در بیاورم.داخل می شوم ....محراب سنگی و منبر سبز بزرگ و مقبره ای در انتهای مسجد و باز گربه هایی که گوشه و کنار مسجد لمیده اند و میزی کوتاه کنار در ورودی با دفترچه یادبود مسجد که هر کس به زبان خودش چیزی در آن نوشته است ...دفترچه را ورق می زنم ...انگار فارسی زبانی تا به حال گذرش به اینجا نیفتاده و یا حال نداشته چیزکی بنویسد....دست به کار می شوم...

گربه های داخل مسجد زل زده اند به منِ در حال نوشتن...نگاهشان را حس می کنم . ..

به سمت انتهای مسجد و مقبره می روم .....مقبره ای به عرض یک متر و نیم و طل دومتر و نیم و کسی که خفته زیر این شال سبز و دست راست مقبره اصلی و بزرگ ، در ایوانی که با چوب سبز بسته و محصور شده سه مقبره دیگر مفروش به شال سبز و عمامه ای سفید با بندی سبز کنار هر کدام از مقبره ها ....فضا به خودی خود عجیب و غریب است ....همه اینها قابل هضم است اما مانده ام در حکایت این گربه ها ....اینها اینجا چه می کنند؟آیا نگهبانان این مکان مقدس هستند یا اینکه آمدن و ماندنشان در اینجا حکایت و روایت غریبی دارد؟

 صد حیف که کسی نیست تا به این پرسشم پاسخ بدهد و من نیز زبان گربه ها را نمی دانم . ...بیرون صحن روی زمین می نشینم و گربه ها از سر و کولم بالا می روند ...حکایت غریبی است این مسجد کنار دریا...یاد مزار صادق هدایت افتادم و گربه هایی که شب ها گرد مزار جمع می شوند ....مریدان بوفی که بر سنگ مزارش حک شده ....

 

 

                        

 روایت دوم – کبوتران جَلد کلیسا

این طرف تر ...چند دقیقه ای دور تر از آن مسجد ،کلیسایی قدیمی است لابد با چند صد سال سابقه و قدمت ....عجیب تر حیوانات مأنوس با این مکان مقدس است که بر خلاف مسجد، کبوتران جَلد آن هستند....حیواناتی در نقطه مقابل گربه ها...این ها نیز اهلی هستند و اگر مجالشان دهی از سر و کولت بالا می روند ... شیرین و دوست داشتنی هستند و صدا و رفتارشانبی خود و بی جهت و ناگهانی ،تو را از هزاران مایل دورتر می برد ...انگاری این کبورترها پسرعمو ها و دخترعموهای کوبوتران حرم ضامن آهو هستند....جَلد چیزی شده اند اینجا، مثل اقوامشان که جَلد حریم امن مشهد الرضا شده اند ....


کلمات کلیدی: