پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

متن ایمیل امروز من به اصغر فرهادی
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠  

متن ایمیل امروز من به اصغر فرهادی

 

اصغر جان !

وقت خواندن اسامی نامزدها و در لحظه موعود وسط کداک تیاتر ،اسم ایران را که شنیدی، سرت را محکم و کشیده و با غرور بالا بگیر  و اگر اسم فیلمت را به عنوان برنده خواندند- که می خوانند – با قدم هایی محکم و سری کشیده و سینه ای فراخ به سمت استیج برو و به اندازه تمام تحقیرهایی که در این چند وقت به دست کس و ناکس شدیم ،به جای ما فخر بفروش .

حتما پشت تریبون حرف بزن و اگر توانستی باز هم از از ایران ....ما نشسته ایم به دعا و خواندن هفت باره «لاحول و لا قوت الا بالله العلی العظیم »

اصغر جان ! از راه دور این ذکر و دعا را هی دور سرت فوت می کنیم ، هی دور سرت فوت می کنیم  و آرام  و با حالی خوب ،منتظر غرور و افتخاری هستیم که قرار است تا ساعاتی دیگر تو بین مردم پخش کنی...

به هر کدام اندازه یک بشقاب کوچک هم که برسد کافی است .ما مردم زیاده خواهی نیستیم .

..ما منتظریم اصغرجان به طعم شیرین و دلچسب افتخار .

اینجا تاریک است اصغر جان!

 ...چراغ ها را خاموش کرده ایم و منتظر به چراغانی و آتش بازی که بعد از خبر خوش بامداد در خیالمان به راه خواهد افتاد .جای دیگر اگر بودی ،شاید در این لحظات نیازی به خیال ورزی نبود و شهرمان بامدادان غرق نور و شادی و آتش بازی بود اما چه کنیم اصغر جان !

اینجا ایران است ...جایی که با همه خوب و بد هنوز دوستش داریم .سبز باشی و استوار