پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

خاطره شیرین من از استاد حمید سمندریان
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩۱  

خاطره شیرین من از استاد حمید سمندریان

 

اول بار در مراسم افتتاح سالن استاد حمید سمندریان به گمانم با حضور دکتر ایازی معاون ارشد دکتر قالیباف شهردار تهران ایشان را از دور دیدم

 به هنگام ورود استاد سمندریان به تماشاخانه حسن معجونی و بازیگران "به خاطر یک مشت روبل" با دسته گل های رز سرخ از استاد استقبال کردند .رضا کیانیان خسته از اجرای تئاتر "پورفسور بوبوس" خودش را سریع رسانده بود برای مراسم.مراسم میهمان دیگری هم داشت که من بعد از یازده سال دوباره دیدمش .پارسا پیروزفر یکی از بازیگران محبوب و مودب و دوست داشتنی است. نادر برهانی مرند و محمد یعقوبی دو دیگر کارگردان نامی و نیز تمامی بازیگران تئاتر مکاشفه نیز حضور داشتند و استاد سمندریان قیچی را به روبان صورتی زد و سالن افتتاح شد و چند کلامی هم حرف زد و مراسم تمام شد .

تازه فهمیدم که بعد از مراسم تئاتر مکاشفه اکران می شود و همه این جماعت  بلیط دارند جز من .نمی شد دیدن این تئاتر با استاد سمندریان را از دست داد و تا هفته دیگر به انتظار نشست  .

بعد از مراسم پاره کردن روبان با قیچی ،به خاطر خیل مشتاقان دیدن استاد هنوز دیدن استاد از نزدیک میسر نشده بود . به گمانم بعد از افتتاح تئاتری روی صحنه رفت که هر چه فکر می کنم عنوانش یادم نمی آید .

بعد از اینکه حضار داخل رفتند و لابی خلوت شد نوبت به من رسید تا از جلوی ورودی عبور کنم. جلوی در استاد را دیدم و به او سلام کردم . با خودم فکر کردم استاد دم در ایستاده تا میهمانان را هنگام ورود به سالن مشایعت کند . داخل سالن شدم و در ردیف اول تماشاگران دوباره استاد سمندریان را دیدم . شک کردم . اینقدر شباهت بین دو نفر .دوباره برگشتم بیرون و دیدم استاد همچنان در جای قبلی خود جلوی سالن ایستاده است .

جلوتر رفتم و تازه فهمیدم این مجسمه مومی استاد است که توسط هنرمندی اینچنین خوب و تمیز از کار درامده و من به مجسمه استاد سلام کرده ام .


پایان اجرا ،بوسه زدن بر شانه های استاد میسر شد و حیف و صد حیف که بیش از این دیگر دیداری حاصل نشد . جاوید نام و یادش


کلمات کلیدی: استاد حمید سمندریان