پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

شعرخوانی و سخن درباب عشق در بنیاد ایمان
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ اسفند ۱۳٩۱  

شعر خوانی و بخشی از صحبت های من در بنیاد ایمان


روز سه شنبه نوزدهم فوریه در مراسم شب شعری که به مناسبت روز عشاق با موضوع "عشق " در بنیاد ایمان در کالیفرنیای جنوبی ترتیب یافته شده بود،به دعوت دکتر نمازیخواه و همسر محترمشان حضور یافتم. کوتاه سخن درباب عشق گفتم و شعری از قیصر و چند شعر کوتاه از خودم :

 همه ما فکر می کنیم در زندگی شخصی خودمان به نوعی عشق را تجربه کرده ایم یا لااقل از آن چیزی شنیده ایم و حتماً وقتی در برابر این سئوال قرار بگیریم که عشق چیست،برای مدتی طولانی سکوت خواهیم کرد و در لحظه، پاسخ روشن و شفافی برای این سئوال نخواهیم داشت. هرکس با توجه به حس و حال خود ، از عشق تعریفی متفاوت از دیگری دارد و تمام این تعاریف در یک نقطه اشتراک دارند و آن اینکه با زبان و کلمات قابل توصیف نیستند. عشق همچون موهبتی آسمانی و هدیه پروردگار است وتعریفش در دایره کلمات موجود نمی گنجد .آنچه از عشق می گوییم همه و همه نکاتی است در پیرامون و حواشی عشق وگرنه از عشق گفتن هنری است که کار هر کسی نیست. لااقل کار من یکی نیست.

 

از غم خبری نبود اگر عشق نبود

دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟

 

بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود

این دایره‌ی کبود، اگر عشق نبود

 

از آینه‌ها غبار خاموشی را

عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟

 

در سینه‌ی هر سنگ دلی در تپش است

از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟

 

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟

دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

 

از دست تو در این همه سرگردانی

تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟


کلمات کلیدی: بنیاد ایمان ،عشق