پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

برای زادروز احمد رضا احمدی
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٢  
* سی ام اردیبهشت، زادروز احمدرضا احمدی *

هفتاد و سه ساله شد در جشنی با همراهی مسعود خان کیمیایی و ماهور جان دوست خوپِ نازنینم و دختر احمد رضا خان . این هم شعری ناب از او برای تولدش . حال اساسی در دورترین جا از احمد رضا احمدی و به امید دیدارش:

چه کسی می خواهد
این تکه های شب را
به ما بفروشد
ما که با خود سکه نداریم
هر کسی هست
نمی داند ما که در فکر خودکشی و نیستی
بوده ایم
سال ها سوال ما این بود
چرا آمد
چرا رفت
مگر ما
شب و امید را واقعی
نمی دانستیم
تپش قلب ما منظم بود
دسته دسته کبوترها
از کنار پنجره ی ما
می گذشتند
حتا برای یک لحظه به پنجره ی ما نوک نزدند
به سوی آب می رفتند
تشنه بودند
پس از عبور کبوتران
چون به عشق و عاشقان
پناه داده بودیم
گفتم تو را صدا کنم
میان ما
دو اقیانوس
تعدادی دریا و جنگل فاصله بود
کم کم عمرم به پایان می رسید
امیدی به دیدار تو نیست
امیدی به دیدار هیچ کس
نیست.

"احمد رضا احمدی"
*زاد روزشان مبارک.