پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

دُور دُور بازی
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٢  
دُور دُور بازی
رفتم دکتر .منشی دکتر خیلی زود با من خودمانی شده و منم از فرصت استفاده کردم و گفتم داری چهارتا کوارتر بهم بدی ماشینمو پارک کردم سکه ندارم؟ بنده خدا رفت از سراغ کیفش و پیدا کرد و بهم داد و گفت زود بنداز تو پارکومتر و برگرد بفرستمت بری پیش دکتر کارت زود تموم بشه . 
رفتم و سریع برگشتم و منو فرستاد اتاق دکتر . کسی تو اتاق نبود یکی دو دقیقه بعد دختر جوان و زیبای ایرانی داخل شد . 
بهش گفتم :شما دکتری؟ گفت : به قول بچه های ایران پ ن پ داشتم از اینورا رد می شدم گفتم با شما هم ملاقاتی داشته باشم . 
-خنده از من و لبخند از ایشون.-
بگذریم ...منشی گفت کل معاینه دکتر ده دقیقه طول می کشه ولی کار من یک ساعت و نیم طول کشید .
دکتر وقتی فهمید تازه واردم ازم پرسید :ببینم این دور دور بازی تو ایران که میگن چیه ؟ 
بهش گفتم : در اصل یه جور بازی خاص تو منطقه ای خاص از تهرانه با ماشین اما در بطنش یه جور تراژدی عمیقه ،یه جور چرخیدن جوونا دور خودشون مثل اینکه یه سگ هی دنبال دم خودش بیفته . یه رفتن و آمدن با خودرو در مسیر مشخصی و بازگشتن در مسیر مخالف تا نقطه ای که بودی .
دکتر جوان 15 سال پیش از ایران خارج شده بود و نمی تونست منظورم رو بفهمه بنابراین ازمن پرسید :که چی بشه ؟
به دکتر گفتم یکی از اصول مهم دور دور بازی اینه که کسی به اینکه قرار چی بشه فکر نمی کنه . مدت هاست که خیلی چیزهامون شبیه همین بازی شده . این بازی فقط پشت مجتمع گلستان و توسط معدود برو بچ محل انجام نمیشه .خیلی فراگیره و تا جایی که دیدم کسی از اونایی که تو این بازی می افتن سئوال نمی کنه . 
بعد از بحث مفصل دور دور بازی نوبت به سئوال های من از او رسید ....دکتر های اینجا خدا رو شکر خوبند . والسلام.
 

کلمات کلیدی: