پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

برای یاران لیلا
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ امرداد ۱۳٩٢  
برای یاران لیلا
 
هنوز بعضی شبها،
دلم پر می کشد سمت کوهها
سمتِ عشق ِلیلا ...
یعنی تمام ِقله های پابرجا،
غم لیلا کم بود،
که حالا شما هم افزون شدید ؟
در میان دل پر دردمان،
تا ابد سه قطره خون شدید...
نکند رفته بودید دیدنِ لیلا؟
نشانیش را پرسیده بودید؟
از کجا یادتان مانده بود،
وقت ِ کوچیدنش را؟
لابد می خواستید غافلگیرش کنید؟
یادتان هست ،
خانه اش سمت کوه های بلند بود،
خانه ای سپید و بی دودکش،
آرام و زیبا و گرم زندگی می کند ،
بی هیچ کشمکش،
حالا که رفته اید ،
حالا که مهمان لیلا هستید ،
یادتان باشد ،
این روزها کوه ها معشوقشان را پس نمی دهند،
کوه های سرد و بلند فکری به حال دل ِما نمی کنند،
کوه ها چه می فهمند بغض و انتظار چیست ؟
ما مانده ایم در دامنه ها و دره ها ،
دست تکان می دهیم برای شما ،سمت قله ها،
سفرتان خوش ،
برسانید سلام ِ ما را ،
به برف و کوه و سرما،
اما راستی راستی ،این چه رفتن و ماندنی است ؟
هنوز درگیریم با پرواز ِلیلا،
رفت و ماند،محکم و استوار و پابرجا،
لاید آنجا برای شما هم کاشانه ای کرده مهیا،
ای آفتاب بر ستیغ کوه بتاب ،
آب کن این سپید بختی اش را ، این برفش را ،
می خواهیم برویم خانه لیلا....

                                               فرزاد حسنی - کالیفرنیا

کلمات کلیدی: