پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

یک برش از زندگی عادی ماتیو
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩٢  
یک برش از زندگی عادی ماتیو



صبح که از خواب پا می شویم ماتیو بیدار است و روی سلفونش تقریبا سوار شده و مشغول ور رفتن با گوشی است . می گوید از ساعت هفت بیدار است و بعد آرام می گوید فکر نمی کنید کمی زیاد می خوابید ؟
ماتیو به شد کم خواب است . از فیسبوک متنفر است اما عضو فعال اینستاگرام است چون در اینستاگرام به عکس و فیلم بیشتر توجه می شود و او از تصویر لذت می برد . 
مهمان است و برایش تخم مرغ نیمرو با خرما آماده می کنیم . تقریبا یک لقمه می خورد و از ما می پرسد صبحانه اصلی من کجاست؟
می گوییم: چیز خاصی می خواهی برای صبحانه ؟
می گوید نه همان صبحانه همیشگی .
بعد دور و بر را جستجو می کند تا شیشه رامی را پیدا کند و توی لیوان بریزد و یک ضرب بالا برود . بعد توضیح می دهد درباره رامی که نوشیندنی مورد غلاقه دزدان دریایی بوده و ریشه اش احتمالا حوالی آفریقا. 
ظهر غذای ایرانی می گیریم اما نهار هم چیز زیادی نمی خورد یک برش کوچک جوجه و یک سوم سیخ کوبیده با کمی برنج و ماست و باز دوباره سراغ غذای نرمالش می رود:"رامی" و اینبار بیشتر"شیواز" می رویم لب دریا . در مسیر مرتب عکس می گیرد . عکاس خوبی است و دید بصری بالایی دارد و سوژه های خوبی شکار می کند . در اینستاگرام 66 دوست و 19 فالور دارد و جالب آنکه هر چیزی که می گذارد تقریبا 90 درصد دوستان و فالورها لایک می کنند . 
فیلم هایی از سگ زشت و بد ترکیب و دست آموزش نشان می دهد و هنرنمایی او در انجام درست آموزه های ماتیو.
می رویم لب دریا. کمی شنا می کنیم و کنار دریا به خواب می رویم .بیدار که می شوم می بینم بیدار است و به دریا خیره شده . 
میگه روز خوبیه دوباره بزنیم به آب موج های بلند که اومد هم مسیر بشیم با موج ها و خودمون رو بسپاریم به موج .خیلی حال میده .
عصر به خانه برمی گردیم . به ماتیو می گم چیزی می خوری؟ 
میگه آره مرسی یه نوشیدنی نرمال . میگم :چایی؟ میگه :نه نرمال باشه لطفا ! میگم :قهوه . جدی میشه و میگه :گفتم که نرمال. میگم :نوشابه ؟ میگه :تو مثل اینکه متوجه نیستی . خودش بلند میشه و نوشیدنی نرمالش رو میاره .شیواز رو می ریزی و یک ضرب می ره بالا . دوتا پشت هم . 
ما بیهوش می شویم و او دوباره روی گوشی اش می افتد .می گوییم ماتیو گرسنه نیستی . جدی می گوید نه به اندازه کافی غذا خوردم ولی کمی حس می کنم تشنه ام !!!!!!!!!!
شب قبل از رفتن قطره ای توی چشم هایش می ریزد . می گویم چیه این قطره ؟ میگه چیزی نیست قرمزی چشم رو می بره !!!!!!
شب کمی سیب زمینی سرخ کرده و یک لقمه تاکو می خورد و باز تشنه است . به خانه که می رسیم باز به رفع عطش ادامه می دهد و روی گوشی می افتد . پیش از ورود به خانه پیشنهاد می دهد برویم استریپ کلاب . همه مخالفت می کنند اما او جدی می گوید به اولین دستگاه ATM که برسیم براتون یک دلاری می گیرم . میگیم نه و برای اینکه از سرمون باز کنیم میگیم اونجا اجازه خوردن نوشیدنی نرمال رو نمی دن . میگه خوب باشه تحمل می کنم . میگیم نمیشه .اصلا ما خسته ایم . اصلا ما با اینجور جاها حال نمی کنیم . 
حیلی جدی میگه :خوب به خاطر اینکه بی شعورید !!!!!!
11 سال پیش آمده ینگه دنیا . دلش برای کسی تنگ نمی شود . چیز خاصی تو دنیا نیست که دوست داشته باشد . معتقد است که باید در زندگی لذت برد و حال کرد و بزرگترین حال دنیا رفع عطش است .معتقد است نباید به هیچ چیز فکر کرد مگر درباره نوشیدنی نرمال و زن.
خیلی جدی میگه اگه خواهرم اینجا بود حتما از خجالت شما ها در می آمدم . می گوییم :ماتیو ناراحت نمی شدی اونوقت ؟ خیلی جدی میگه :برای چی .کی از شماها بهتر؟!!!!!!!!
شب ازش می پرسیم :ماتیو اگه یه وقت زن بگیری و کسی با زنت رابطه داشته باشه ناراحت میشی .
جدی جدی میگه :نه چرا ناراحت بشم . تازه با طرف رفیقم میشم که ایرادهای کار خودم رو در بیارم ببینم گیر کار کجا بوده . 
به من میگه تو میکروب و ویروس داری اگه نوشیدنی نرمال بخوری همه رو می شوره و یهو می بره . 
من همیشه میکروب دارم . چیزی هم نمی تونه بشوره و ببره ....فعلا نوشیدنی های نرمال من چایی هست و رد بول که این آخری هم به جای و در فقدان هایپ عزیز است که نوش می شود . با این دوتا قطعا از ماتیو هم بیشتر فضانورد می شوم.
ماتیو یک کاراکتر بی نظیر است .زندگی دائمی در سرخوشی دست ساخته و مصنوعی . نوشیدنی نرمال بهانه ای است برای فراموشی . برای فاصله گرفتن و جنگیدن با خاطره . ماتیو مظهر ضد خاطرات است . مظهر و قهرمان فراموشکاری خودخواسته . ماتیو در لحظه زندگی می کند و گمان می کند از تمام مواهب زندگی به خوبی استفاده می کند . ماتیو عکاس خوبی است فقط حیف که نمی تواند از خودش عکاسی کند !!!!

 

کلمات کلیدی: