پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

بی عنوان
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٢  
 
 
 
می اندازم توی گلنوکس بولوار ودوازده چراغ را رد می کنم . عجیب است که همه سبز است تا برسم به ابتدای اتوبان 134 .حواسم سر جای خودش نیست . سرعتم رسیده به 60مایل .سرعت را کم می کنم و می پیچم توی اتوبان . کمی بالاتر تابلو علامت می دهد اتوبان 101 بسته است . ناچار باید بپیچم سمت اتوبان 170 .دستم بی اختیار می رود سمت دنده ماشین . می خواهم دنده عوض کنم.یادم می آید که ماشین اتومات است . یکهویی پریدم به اتوبان گردی شبانه تهران در نیمه های شب . وقت هایی که اتوبان حکیم بسته می شد و من باید گریز می زدم به همت و از خروجی شهرک وارد میدان صنعت می شدم و رو به سمت فرحزاد و قلیانی که منتظرم بود،حتی نیمه های شب . یادم آمد آن شب ها دستم روی دنده ماشین می ماند و فکرم جای دیگری بود غیر از تهران . روزگار جالبی است.
 

کلمات کلیدی: