پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

ناخودآگاه
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٢  

ناخودآگاه

"حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار

خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه؟"

 جالب است حس و حالش،این را در اولین و آخرین دیدار بسیار کوتاهمان در شبی سرد و بارانی در میانه شهری رویایی ،وقتی تازه و چند ساعت قبل ترش (لابد پیش از شروع باران بی وقفه ) رسیده بود آنجا،حس کردم . هر چند زیاد نمی شناسمش و جز این دیدار و گفتگویی کوتاه درباره بنفشه کاشتن در یک گورستان با هم صحبت نکردیم، اما گمان می کنم باید آدم جالبی باشد. من آدم جالب کم ندیده ام.خیلی از این آدم های جالب می روند جایی گوشه ذهن تا وقتی که خودشان را ناخودآکاه و بعد از چند سال تحمیل کنند به بخش کوتاه مدت و دم دستی حافظه. دوست دارم فرصتی دست دهد بیشتر با او گپ بزنم .خودش را اینگونه معرفی می کند :

«از آن زن‌هایی نیستم که برای شادی روح معشوق‌شان، فسنجان بپزند و یا برای شادی روح یک خارجی، زحمت ساخت قورمه‌سبزی به خود دهند. من نان تست و پنیر دوست دارم.»


کلمات کلیدی: