پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

مرگ نویسنده
ساعت ٤:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩۳  

مرگ نویسنده

تصور مرگ تنهایی آزار دهنده است. تصور چندین روز ماندن پیکر بی جان روی زمین و دل نگران نشدن کسی برایت دلگیر کننده است. تصور دانستن بیماری و بی اعتنایی به آن ،تصور افسردگی ،تصور بی حالی و بی انگیزگی برای همه چیز ،حتی خوردن ترسناک است.تصور نوشتن در این شرایط شگفت آور است. نوشتن هزاران مایل دورتر از سرزمین مادری،در جایی که کمترین وجه اشتراکی با موطنت دارد.

یک ماه از مرگش گذشت . نه خوانی رفت و نه خوانی آمد. شگفتا که برخی نامش را نیز منکرند. در یک ماه اخیر بارها و بارها به یک هفته آخر زندگیش فکر کرده ام و چند باری هم خوابش را دیده ام . قیاس مع الفارغ نیست اگر بگویم حکایتی داشت مابین گوهر مراد و صادق هدایت،مرگ غریبانه اش .
تنها کاری که می توانم برایش بکنم نوشتن روایت تلخ و سردش هست.
 

کلمات کلیدی: