پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

یادی از لیلا کسری
ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳  

یادی از لیلا کسری

لیلا کسری(متخلص به هدیه) شاعری است که بیشتر با ترانه های ماندگارش به یاد مانده است. لیلا زندگی سختی را تجربه کرد و در نهایت پس از مبارزه طولانی با یک بیماری در همین شهر فرشتگان با زندگی وداع گفت . در بیمارستانی نزدیک خانه فعلی ام. امروز با فرید زلاند درباره او کوتاه حرف زدیم . از قدرت بی نظیر ترانه سرایی و ترانه های ماندگارش (بخصوص آنهایی که با هایده کار کرده )شنیده ام که قرار است این ساکنان فراموشکار شهر فرشتگان لختی این فراموشی را کنار بگذارند و به زودی برای او مراسم یادبود باشکوهی برگزار کنند. پیشاپیش دست مریزاد به برگزار کنندگان.من بیش از همه عاشق ترانه "قصه من" لیلا هستم.

ترانه قصه من، یکی از آخرین ترانه‌های سروده شده توسط خانم هدیه‌است، که توسط خانم هایده اجرا شده‌است. این ترانه به نوعی سرگذشت خود اوست و ماجرای دست و پنجه نرم کردنش با بیماری سرطان را روایت می‌کند. علاوه بر مصداق یافتن این ترانه در مورد خود هدیه، خیلی زود و با مرگ نابهنگام هایده این ترانه در مورد خواننده اثر نیز مصداق یافت. در یکی دیگر از آلبوم‌های این سال آلبومی با صدای هایده، ستار و مهستی منتشر می‌شود. از هایده در این آلبوم نرگس شیراز (چه کنم چه کار کنم تو من و نشناختی)، و قصه من (مثل بادسرد پاییز غم لعنتی به من زد) منتشر می‌شود. ترانهٔ قصه من سروده لیلا کسری است که در این ترانه داستان زندگی خود را بازگو می‌کند. ماجرای درگیری با سرطان و عمل‌های چندگانه لیلا کسری. اما آنجا که او می‌گوید "منو از تنم بگیری تو ترانه هام می‌مونم" نوستالژی غریب لیلا کسری برای جوان‌های نسل امروز است، یک غم نامه.

 

«مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد

حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد

رگ و ریشه هام سیاه شد تو تنم جوونه خشکید 

اما این دل صبورم به غم زمونه خندید

آسمون مست جنونی، آسمون تشنه خونی

آسمون مست گناهی، آسمون چه روسیاهی

اگه زندگی عذابه، یه حباب روی آبه

من به گریه‌ها می خندم میگم این همش یه خوابه

آسمون تو مرگ عشق و توی یاخته هام نوشتی

این یه غمنامه تلخه که تو سر تا پام نوشتی

من به لحظه شکستم اگه نزدیک اگه دورم

از ترحم تو بیزار که خودم سنگ صبورم

آسمون تیشه ت شکسته من دیگه رو پام می مونم

منو از تنم بگیری تو ترانه هام می مونم»

 

لیلا کسری از سنین نوجوانی و جوانی به فعالیت شاعری روی آورد. وی که در سنین جوانی ازدواج کرده بود، پس از بدنیا آمدن دو فرزندش، پاشا و جهان شاه، مجموعه شعر یک پاییز و دو بهار را منتشر کرد. وی سپس دو کتاب شعر دیگر به نام‌های فصل مطرح نیست و جشنواره این سوی پل را در سالهای ۴۸ و ۴۹ از خود به یادگار گذاشت.کتاب فصل مطرح نیست به عنوان بهترین کتاب شعر نو سال ۱۳۴۸ انتخاب شد. به عنوان شاعر و روزنامه نگار در مجله اطلاعات بانوان نیز فعالیت نمود و هر هفته یکی از کارهایش در مجله منتشر می‌شد.

کسری به عنوان ترانه سرا به پیشنهاد فریدون خشنود در سال ۵۴ به این عرصه وارد شد و با نام هنری هدیه با خوانندگانی چون نوش آفرین، نسرین، ستار، حبیب ، مهستی، هایده، ابی، ایرج؛ گلپا، الهه و بعد از انقلاب اندی؛ سیاوش شمس، معین، فرزین، ویگن، داریوش، همکاری نمود.لیلا کسری در سال ۱۳۵۶ و پس از آن که فرزند سومش علیداد را به دنیا آورد، دچار سرطان سینه شد. لیلا کسری بنا به گفته خودش در سال ۱۳۵۶ متوجه غده‌ای در سینه خویش شده بود، مدتی بعد برای معالجه به لندن رفت. پس از خروج از کشور و حضور در امریکا غدد به پهلویش زدند و سرطان روز به روز پیش روی کرد. وی در طی ۱۱ سال با این بیماری که تمام وجودش را چون موریانه بلعید، مبارزه کرد.

لیلا کسری سرانجام در نوروز سال ۱۳۶۸ و پس از عمری پُر بار از ترانه و هنر، در بیمارستان سنچری سیتی Century City کالیفرنیا، به دلیل بیماری سرطان سینه از دنیا رفت و چهره در نقاب خاک کشید.

فیلمی که لینک آن را در پیوست می بینید یکی از معدود فیلم های به جا مانده از لیلا کسری است.این فیلم روایتی است از آخرین روزهای زندگی شاعر در بستر بیماری.

 

https://www.youtube.com/watch?v=Jwk828NO5l4



کلمات کلیدی: لیلا کسری