پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

تهران
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۳  

تهران

 

ساعاتی پیش با دوستی خیلی قدیمی که از آسیای جنوب شرقی به سمت تهران در پرواز است لحظاتی پیش از پرواز حرف می زدم و بعد در ادامه چند خطی هم نوشتم و نوشت. 
آخرین لحظات پیش از آنکه از دسترس خارج شود، برایش می نویسم عکسی از خودت پیش از پرواز بگیر و بفرست که به خطوط هوایی آن طرف ها اعتمادی نیست و دیدی هواپیما به مقصد نرسید و سقوط کرد و آن وقت این عکس سوژه بسیار جالبی برای یک استتوس فیسبوکی است و کلی بیننده در سراسر جهان پیدا خواهد کرد. 
عکس می گیرد و می فرستد و زیر عکس می نویسد :"ها ها ها " و می گوید پروازش از حطوط هوایی ایران است . 
برایش می نویسم پروازهای داخلی علاوه بر امکان سقوط در خوشبینانه ترین حالت سر از جای دیگر هم در می آورند.خاطرم هست زمانی قصد داشتم با پروازی از خطوط داخلی به پاریس بروم که سر از یک کشور دیگر در آوردم .تازه نکته جالب اینکه در میان بهت و حیرت همه مسافران، خلبان و خدمه ابتدا ما را از هواپیما تخلیه کردند و بعد مثل در ماشین بعد از پارک کردن،در هواپیما را بستند و قفل کردند و بلافاصله با اولین پرواز به سمت پاریس رفتند و ما را در کشوری که ناخواسته سر از آن در آورده بودیم ،جا گذاشتند. 
در آخرین جمله پیش از اتمام مکالمه نوشتم به محض اینکه رسیدی خبر سلامتی ات را بده ،البته اگر سالم رسیدی .LOL
عکسی را هم که ارسال کرده بود داخل گوشی ذخیره کردم و خدا خدا کردم که هیچوقت گذرم به سمت این عکس نیفتد.
ساعاتی قبل تکست کرد:ها ها ها دیدی رسیدم !!!
اکنون او در تهران است .مرکز جهان ....
من و عکس بلااستفاده اش، اینجا هستیم در این سر جهان....
این هم قصه می توانست با پایانی خوش تمام شود اما پایان این قصه باز می ماند چون او با تهران قهر است و من عاشق تهران و ما حرف های بسیاری با هم داریم .


کلمات کلیدی: