پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

چرا باید ایران را دوست داشت؟
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٤  

علی اشرف درویشیان

چرا باید ایران را دوست داشت؟

 

ایران را دوست دارم چون که مزرعه های سرسبز و معطر برنج شمال را دوست دارم .چون جنگل های انبوه مازندران و رشت را دوست دارم .ایران را دوست دارم چون فردوسی و شاهنامه اش را دوست دارم .چون رستم و سهراب و گردآفرید و تهمینه را دوست دارم . چون شیراز را دوست دارم. حافظ و سعدی را دوست دارم .چون کرمانشاه را دوست دارم و ابوالقاسم لاهوتی شاعر نامدار کرمانشاهی را دوست دارم .باغ های کرمانشاه و درخت های آلوچه و انگور و سیب و گلابی اش را دوست دارم . چون بیستون و شیرین و فرهاد را دوست دارم .چون لاله های واژگون لرستان را دوست دارم . ایران را دوست دارم زیرا دکتر محمد مصدق , خسرو روزبه , خسرو گلسرخی و قهرمانانی چون بیژن جزنی و سعید سلطانپور و محمد مختاری و جعفر پوینده و همه ی جانباختگان راه آزادی را دوست دارم . ایران را دوست دارم چون سرزمین پدری و اجدادی من است و مزار عزیزانم در آن است .پدر , مادر , مادربزرگ و همه ی کسانم در آن خوابیده اند . ایران را دوست دارم چون مقام های سه گاه و چهار گاه و شور ودشتی و همایون و افشاری و در نهایت شجریان و آوازش را دوست دارم . و سه تار و کمانچه و دف و تنبور را دوست دارم .ایران را و بابا کرم را دوست دارم . اینها تکه هایی از پازل شخصیت و هویت مرا تشکیل میدهند . بدون این ها که گفتم من بی هویت خواهم بود .

ایران را دوست دارم و آبگوشت و کوفته ی ایرانی را و آش های مختلف و ترید و شله زرد و و شله قلمکار و انواع شربت ها را دوست دارم . و بوی عطر گلاب قمصر کاشان را دوست دارم . بوی چادر مادربزرگم را و جهان پهلوان تختی و پهلوان حسین گلزار کرمانشاهی را و نامجو را و همه ی کسانی که برای اعتلای نام ایران کوشیده اند .

ایران را دوست دارم و صادق هدایت و بوف کورش را و داش آکل را و شنگول و منگول را و بزرگ علوی را و استاد محمد باقر مومنی و جلال آل احمد و استادم دکتر سیمین دانشور را ودکتر امیر حسین آریانپور را .

اینها همه بخشی از هویت من هستند و اگر این ها نبودند من پا در هوا و ول بودم .اما اینها همه ,آن گل , آن آش , آن شعر و آن تصنیف ها همه شخصیت مرا ساخته اند ومن شدم آنچه که امروز هستم .

ایران را و فرش کاشان و شله زرد روز اربعین و همه ی این ها را دوست دارم و روی همه ی اینها ایران را دوست دارم و سرزمین دلیر پرور کردستان را و کرد ها و شاعران و نویسندگان و مبارزان کرد را دوست دارم . کوچه های بچگی ام را که در ایران است دوست دارم .معلم های گذشته ام را , استادانم را , همه و همه را دوست دارم و ایران را که جایگاه ستارخان و باقرخان و یار محمد خان کرمانشاهی و صفر خان و صمد بهرنگی است دوست دارم . ایران را دوست دارم زیرا شعر های شاملو و فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی را دوست دارم .

و در پایان کلمه ی "پایان " را دوست دارم زیرا وقتی در دوران بچگی ام در مدرسه مشق هایم تمام میشد و به پایان میرسیدم شاد میشدم چون میدانستم که دوران زحمت ها و خستگی هایم به پایان رسیده است.


کلمات کلیدی: علی اشرف درویشیان