پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

سالاد فصل فیلمی که خوب دیده نشد
ساعت ٢:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٧  

 

 

 

 

خسرو شکیبایی برای اولین بار با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) در سینماظاهر شدو تا سال 1368توانست در چند فیلم سینمایی مختلف ایفای نقش کند که شاید فیلم شکار را بابازی او و پرویز پرستویی که اون روزها تازکار بود به خاطر داشته باشید. از جمله دیگر فیلم های این دوره بازیگری خسرو شکیبایی می توان به فیلم های دزد و نویسنده، ترن و رابطه اشاره کرد. اماپس از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) و ایفای شاه نقش حمید هامون بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتادو همه با او اشنا شدند . او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت. هامون نوستالژی سینمایی بسیاری از جوانهای 28 تا 40سال ایرانی است که حالا بخشی از این جامعه به میانسالی رسیده اند . بودند دوستانی که بیش از 30 بار این فیلم را در سینما تماشا کردند و هنوز دیالوگ های زیادی از فیلم را از حفظ دارند .

هامون با پراکندگی های ذهنی و سرگشتگی های فلسفی و تنیدگی های زندگی درونی و بیرونی و خانوادگی خود در حقیقت شاید نمادی از درهم تندیگی نسل روشنفکر زمان خود بود که به عینه و بصورت ملموس از طرف تماشاگران و مخاطبان قابل لمس بود .

عده زیادی از کارشناسان و علاقمندان به خسرو شکیبایی معتقدند وی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلدونقش حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کردودر بسیاری از بازی های او در کاراکترها و نقش های متفاوت رگه هایی از هامون بطور ناخودآگاه و ناخواسته پیداست . تلاش زیاد خسور شکیبایی برای خارج شدن از جلد هامون چندین سال ادامه داشت و او تلاش کرد با حضور در فیلم ها ی مختلف و قوبل نقش های مختلف و حتی حضور در تلوزیون به نوعی هامون را از خود دور کند و به اعتقاد من در طول بیش از 12 سال پس از هامون در این کار زیاد موفق نبود . اما با بالارفتن سن و تجربه در این سالها او توانست توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت : بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380)شاید از این نوع تجربه های قابل اشاره باشد .

اما از اغاز دهه 80 به بعد تبلور تلاش شکیبایی در ایفای نقش های متفاوت بیشتر به چشم امد .

به اعتقاد من فیلم سالاد فصل از جیرانی که در سال 82 کلید خورد و در سال 84 اکران شد از جمله فیلم هایی بود که در آن شاهد یک بازی فوق العاده و زیبا از شکیبایی هستیم و متاسفانه کمتر به چشم منتقدین و دوستدارانش امده . شکیبایی در این فیلم که در گیشه نیز نتوانست موفقیت تجاری چنانی را کسب کند (به رغم تعداد زیاد بازیگران مطرح پروژه )بازی حیرت انگیزی را در نقش یک عاشق ارائه کرد. فیلم سالاد فصل به رغم ضعف های ساختاری فراوانی که دارد از حیث بازی خاص شکیبایی همیشه برای من جزو فیلم های محبوب به شمار می آید و معتقدم که در این فیلم شکیبایی لیاقت کسب جایزه را داشت .بازی جالب دیگر شکیبایی در  سالهای اخیر بازی در فیلم اتوبوس شب کیومرث پوراحمد بود .شکیبایی در این فیلم در نقشی نزدیک به سن و سال واقعی خود یک راننده اتبوبس را بصورت بارورپذیر ارائه می کند و به نوعی شاهد تلاش بی وقفه او در بازیگری در رایط سخت و در یک لوکیشن محدود هستیم .  

خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن دارد.

او آخرین جایزه اش را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد.

 


کلمات کلیدی: