پراکنده از فرزاد حسنی

مجموعه یادداشت ،داستان و نقادی( فیلم،تئاتر ،موسیقی و کتاب) پراکنده و گاه و بی گاه از"فرزاد حسنی" در محیط محترم وب

دو حکایت گلشیفته دار
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٩  

دو حکایت گلشیفته دار

 گلشیفته فراهانی و امین مهدوی

حکایت اول - شما همسر گلشیفته نیستید ؟

زمان دو سال پیش .

ریشی انبوه دارم و موه هایی بلند . پیراهنی مشکی و شلواری جین پوشیده ام . بی خیال همه چیز و همه کس در یک خلا کامل در فکری عمیق فرورفته ام . به چی فکر می کردم دقیقا یادم نمیاد .هرچه بود فکر عمیقی نبود چون تا لحظه اکنون نتوانسته ام در این دنیای وانفسا تغییری ایجاد کنم . توی لابی یک سالن نشسته ام و منتظر شروع برنامه ای هستم .

ببخشید آقا ؟ببخشید ؟

این صدا مرا از میلیون ها سال نوری که در خیالم پیموده ام می کَند و متوجه نزدیک ترین جاندار اطرافم می کند . سرم را بلند می کنم .

بله !با من بودید ؟

شما همسر خانوم گلشیفته فراهانی نیستید ؟

یک آن میخکوب می شوم .

بله ؟!!!

(بله گفتنم از آن بله های حمیدهامون به پیرمرد آشغالی است از بالای بالکن وقتی که برایش شعر حکیمانه ای می خواند و او را در تردید می گذارد که با چه کسی طرف است:ای خسرو خوبان نظری سوی گدا کن... )

یک دختر و پسر جوان با دسته گلی که لابد برای برنامه تدارک دیده اند بالای سرم ایستاده اند . دخترک دفترچه یادداشت قرمز رنگ و خودکاری سبز به دست دارد .

گفتیم شما همسر گلشیفته فراهانی نیستید .؟

این بار پسر بود که حرف می زد . از زمختی صدایش فهمیدم چون هنوز هم منگ بودم .

من !!! نه!  نخیر خانوم .

آقا تو رو خدا اذیت نکنین . من عکستون رو تو اینترنت دیدم کنار خانوم فراهانی .

نه خانم چه اذیتی . گلشیفته همسری داره از من نازنین تر و حتما انسان تر . اشتباهی گرفتید . من اصلا تو عمرم خانوم فراهانی رو ندیدم .در واقع تا به حال این افتخار رو نداشتم.

دارید مارو اذیت می کنید . همتون اولش آدم رو سرکار می ذارید .خوب شاید لذت می برید .نه آقا مطمئنم . کاری نداریم فقط یه زحمتی داشتیم .

گفتم که اشتباه گرفتید .

فقط می خواستیم ازتون یه امضا بگیریم . نامزد من امضا هنرمندا رو جمع می کنه . دوست داره امضا شما رو هم داشته باشه . قول می دیم به کسی راپورت بودن شما رو تو این برنامه ندیم .

ولی به خدا من همسر خانوم فراهانی نیستم . همسر ایشون امین مهدوی هستن . نمی دونم واقعا چه شباهتی بین من و ایشون پیدا کردید؟

حالا یه امضا بدید دیگه آقای مهدوی ؟

نگاهی به این زوج دیوانه می اندازم . اسم مهدوی را هم انگار برای اولین بار است که می شنوند .

منو دست انداختین ؟

(هردوتا حسابی عصبانی شده اند . نمی فهمم چرا و به چه دلیل .)

نه شما هستین که ما رو دست انداختین .می دونم عادتونه واسه کلاس گذاشتن . خوبه حالا خودتون هنرمند نیستین واقعا حیفه گلشیفته با این شوهر کردنش . براش متاسف شدم . عیب نداره نخواستیم .ولی به همه میگیم!

چی میگید به همه خانوم ؟

میگیم که گلشیفته چه شوهر از خودراضی و مغروری داره .

بده من خانوم دفترچه ات رو .

خیلی ممنون آقای مهدوی !!!!!

 

*******

مردانه ترین اعترافات آدم : امین جان ببخش ! اگه امضا نمی کردم  معلوم نبود این دیوونه ها چی میگفتن راجع به تو . خدا تو و گلشیفته رو واسه هم نگه داره . به امید دیدار !

 

 

حکایت دوم -جدیدترین فیلم گلشیفته

«آقا آخرین فیلم گلشیفته رو دارم . واسه جشنواره کن امسال کاندید شده بدم خدمتتون . »

«ولی خانوم فراهانی امسال فیلمی تو جشنواره نداشتند . »

این جمله را با تعجب به جوان دستفرش پشت چراغ قرمز چهارراه می گویم .

«ایناهاش ببینید . »

این را او با قیافه ای حق به جانب می گوید و دی وی دی را به دستم می دهد. نام فیلم دو فرشته است و روی آن نوشته نامزد بهترین فیلم جشنواره کن و آخرین فیلم گلشیفته فراهانی به کارگردانی محمد حقیقت  . ولی من مطمئنم گلشیفته چنین فیلمی را در یکی دوسال اخیر بازی نکرده . با این حال این فیلم را ندیده ام و دیدنش ضرری ندارد . اسکناس هزارتومانی سبز علامت تسلیم من است و بعد چراغ سبز علامت تسلیم در برابر چرخ روزگار و حرکت .

فیلم را می بینم . حدسم درست بود . فیلم برای سال 81است و از فیلم هایی است که لابد تا به حال روی پرده نیامده و احتمالا محصولی است از خانه فیلم مخملباف .

فیلم در ستایش اصالت موسیقی است و نفی جمود و تحجر .داستان یک خطی احتمالی ،بسیار ضعیف است و تنها نکته مثبت حضور استاد حسن ناهید و گلشیفته در فیلم است . مهران رجبی نیز بازی بسیار ضعیف و غیر قابل تحملی دارد . روی هم رفته برای کسانی که دلشان برای گلشیفته روی پرده تنگ شده است دیدنش خالی از لطف نیست هرچند که در دو سه سکانس کوچک بیشتر بازی ندارد . اما همین دو سه سکانس هم حال آدم را لااقل برای دو سه ساعتی خوب می کند یا بهتر می کند !