زحمتم سه برابر شده است !!-به بهانه سالگرد درگذشت "تختی بزرگ"

زحمتم سه برابر شده است !!

یکی از آخرین عکسهای "غلامرضا تختی "کوچک و دوست داشتنی

امسال سومین سالی است که ابن‌بابویه بدون خانواده تختی (پسرش بابک و نوه‌اش غلا‌مرضا) میزبان میهمانان سالگرد درگذشت جهان پهلوان تختی است. سه سال پیش بابک - که هیچ‌گاه دل خوشی از این مراسم و از بالا‌ و پایین پریدن‌های تبلیغاتی مدیران ورزش ایران در مراسم سالگرد نداشت- برای ادامه زندگی به آمریکا رفت. فرزند جهان‌پهلوان تختی و نوه‌اش "غلا‌مرضا تختی" حالا‌ در آمریکا زندگی می‌کند. در وبلاگش کریسمس و سال نو میلا‌دی را با عکس‌هایی از کاج‌های تزئین‌شده جشن می‌گیرد. از "هالوین" می‌نویسد و عکس کدوتنبل به ما نشان می‌دهد.

"غلا‌مرضا تختی" در آمریکا آرام‌آرام بزرگ می‌شود و به فرهنگ آمریکا آرام‌آرام خو می‌کند. او که باید بیش از هرکسی شبیه پدربزرگش باشد (و احتمالا‌ هم هست)، هزاران کیلومتر از ایران دور شده. او که حالا‌ 14 ساله است و به سختی تلا‌ش می‌کند در غربت همچنان غلا‌مرضا تختی بماند، او در سالگرد پدربزرگ و به یاد او یادداشتی کوچک نگاشته بود. این یادداشت کوتاه، سرشار از غم و شوق و لبخند و اشک به تنهایی به نظرم کفایت می کند برای نوشتن یک یادداشت به یاد تختی بزرگ در این وبلاگ و خواندن این یادداشت مرا از نوشتن در این خصوص معاف کرد:

""    دیروز سالگرد پدربزرگم بود و ماآنجا نبودیم. آن سال‌هایی که بودیم مامانم و بابام شیر و موز می‌آوردن مدرسه. بعد از مدرسه هم، من و مامانم می‌رفتیم خانه مادربزرگم و صبر می‌کردیم تا شب که بابام بیاد از ابن‌بابویه و حسینیه ارشاد... تلویزیون روشن بود اما پدرم را نشان نمی‌دادند. این بود که همه خیال می‌کردند بابام نرفته.   

بابک تختی

ما مجبور بودیم به تلفن‌ها جواب بدهیم و بگوییم که بابام آنجا بود. بعد همه فهمیدند که چرا بابام را نشان نمی‌دهند، با اینکه او از همه بلندتر و پرزورتر و قشنگ‌تر است و تازه فرزند جهان‌پهلوان هم هست...

من اینجا که آمدم به مادرم گفتم: "هیچ‌کس مرا نمی‌شناسد و من چطور بروم مدرسه؟ تو ایران همه می‌دانستند من کی هستم اما اینجا چه کسی می‌فهمد؟"

تصویری طراحی شده از تختی بزرگ

 مادرم گفت:" چه بهتر، خودت باید کاری کنی که همه تو را بشناسند." این بود که درس خواندم خیلی. تو زبان انگلیسی اول شدم، بین دانش‌آموزان آمریکایی توی سه کلا‌س ریاضی اول شدم و توی چهار کلا‌س علوم اول شدم و خیلی جایزه گرفتم؛ تازه به‌خاطر اینکه به یک بچه چینی کمک کردم کارت مخصوص به من دادند و تازه آن‌وقت بود که فهمیدم من هم کمی خوب هستم. بعد یکی از معلم‌ها به من گفت درباره "شب یلدا"کار کنم، تحقیق کنم و کردم. دیدم چقدر قشنگ است شب یلدا. همان‌وقت دلم می‌خواست بیایم ایران اما مادرم همین‌جا شب یلدا گرفت و خلا‌صه بعد از این تحقیق معلمم جلوی همه به من گفت:" تو با آن قهرمان ایرانی که توی اینترنت اسمش پر است چه نسبتی داری...؟" گفتم :"نوه او هستم." همه برگشتن به من نگاه کردند و از آن روز کارم سه برابر شده. یکی برای خودم درس می‌خوانم یکی هم برای اینکه نگویند نوه جهان‌پهلوان چیزی سرش نمی‌شود.   "" منبع :نواندیش

 توضیح - بد نیست سری به وبلاگ زیبا ،خواندنی و دوست داشتنی "غلامرضا تختی "کوچک بنویسید . با اینکه از ایران دور است ولی فارسی را خیلی شیرین و دلنشین می نویسد . با خوندن موفقیت هایی که در این سه سال اخیر کسب کرده شاید بشه نتیجه گیری کرد که رگ و ریشه واقعا میتونه موثر باشه (جدای از تلاش و کوشش و پشتکار معمول ) بخونید وبلاگش رو از اینجا:

لینک وبلاگ "غلامرضا تختی" کوچک و دوست داشتنی

/ 29 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رعد.ا

سلام عزیزم ~~~~~$$$$ خوبی مهربان~~..$$**$$ ~~~~~~~~~...$$$**$$ .................... $$$~~~'$$ ~~~~~~~~$$$"~~~~$$ ~~~~~~~~$$$~~~~.$$ ~~~~~~~~$$~~~~..$$ ~~~~~~~~$$~~~~.$$$ ~~~~~~~~$$~~~$$$$ من آپ کردم~~$$$$$$$$ ~~~~~~~~$$$$$$$ ~~~~~~~.$$$$$$* ~~~~~$$$$$$$" ~~~~.$$$$$$$.... ~~~$$$$$$"`$ ~~$$$$$*~~~$$ ~$$$$$~~~~~$$.$.. $$$$$~~~~$$$$$$$$$$. $$$$~~~.$$$$$$$$$$$$$ $$$~~~~$$$*~'$~~$*$$$$ $$$~~~'$$"~~~$$~~~$$$$ 3$$~~~~$$~~~~$$~~~~$$$ ~$$$~~~$$$~~~'$~~~~$$$ ~'*$$~~~~$$$~~$$~~:$$ ~~~$$$$~~~~~~~$$~$$" ~~~~~$$*$$$$$$$$$" ~~~~~~~~~~````~$$ منتظرحضور سبزت هستم.'$ ~~~~~~~~..~~~~~~$$ ~........~$$$$$$~~~~$$ ~~~~~$$$$$$$$~~~$$ ~~~~~$$$$$$$$~~~$$ ~~~~~~$$$$$"~~.$$ ~~~~~~~"*$$$$$ سلام وب خوبي داريد اگه مايل به تبادل لينك هستيد منو با نام / سایت یک شاعر گمنام "رعد.ا" /لينك كنيد وبگيد با چه نامي لينكتان كنم موفق باشيد

فاطیما

سلام اقای حسنی از مطالب پرمحتوای وبتون خیلی استفاده کردم . خوشحال میشم گه گاهی به من سر بزنین [لبخند] هر چند وبلاگ من تازه تاسیسه ![زبان]

"غلا‌مرضا تختی در آمریکا آرام‌آرام بزرگ می‌شود و به فرهنگ آمریکا آرام‌آرام خو می‌کند" چقدر دلم گرفت وقتی این پست را خواندم. داریم با اسطوره های خود چه می کنیم؟ علت این همه بی مهری چیست؟ تلویزیون روشن بود اما پدرم را نشان نمی‌دادند. این بود که همه خیال می‌کردند بابام نرفته.

نسیم

"غلا‌مرضا تختی در آمریکا آرام‌آرام بزرگ می‌شود و به فرهنگ آمریکا آرام‌آرام خو می‌کند" چقدر دلم گرفت وقتی این پست را خواندم. با اسطوره های خود چه میکنیم؟ علت این همه بی مهری چیست؟ . "تلویزیون روشن بود اما پدرم را نشان نمی‌دادند. این بود که همه خیال می‌کردند بابام نرفته." راستش تا قبل از دیدن این پست و خواندن وبلاگ غلامرضای عزیز و با دیدن تصاویر تلویزیونی من هم فکر میکردم بابک تختی هیچ گاه در این مراسم حاضر نمیشده است......

پارسا

ممنون آقا فرزاد...این نوشته واسه من مثل یک تلنگر بود

احمد کمالی

زحمت را شما کشیده اید آقای فرزاد جسنی که یاد کرده ای ونوشته ای بسیار ارز شمند و بجا کار کرده اید من بنوبه خود قدر دانی می کنم موفق با شید بازهم بنویسید که اینها در گرانبهای ما یند هرچه بگو ییم وبنویسم کم است.

یک ساکسیفونیست در پیاده روهای پاریسی

سلام.چرا همیشه کسانی را که جلای وطن کرده اند سرزنش می کنیم؟چرا هیچ وقت سعی نمی کنیم بفهمیم چرا ایران را ترک کرده اند.فرزند تختی یا هر آدم دیگری...هیچ وقت پرسیده اید که چرا بابک تختی را در مراسم پدرش هیچ دوربین و یا رسانه ای نشان نمی داد؟ولی می پرسیم چرا آمریکایی شده.آیا آنچه را که در آمریکا دارد می توانست در ایران داشته باشد؟آیا نباید برایش درد آور باشد که در مملکت خودش,در مراسم پدر خودش دیده نشود؟فرزند جهان پهلوان باشی و نادیده ات بگیرند؟این چه فرهاد کشی است که راه می اندازیم؟

من از کودکی بر سر مزار حهان پهلوان تختی رفته ام

ن اش ز کودکی بر سر مزار حهان پهلوان تختی رفته ام وبا یاد او بزرگ شده ام ازطرف یک ایرانی

مینا

خیلی خوب بود دستتون درد نکنه کاره تحقیقم درست شد ممنونم[نیشخند]