ویرانی

سماع گوش من نامت سماع هوش من جامت
عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو

-مولانا/دیوان شمس-

/ 9 نظر / 35 بازدید
سيد

ممنون , پستت جالب بود اگه خواستي ميتونم لينکت کنم:x بهم سر بزن عزيز

sara

فتوی پیر مغان دارمو قولیست قدیم..ک حرام است می انجا ک ن یار است ندیم چاک خواهم زدن این دلق ریایی چ کنم..روح را صحبت ناجنس عذابیست الیم تا مگر جرعه فشاند لب جانان برمن..سالها شد ک منم بر در میخانه مقیم حافظ ار سیم و زرت نیست چ شد شاکر باش..چ به از دولت لطف سخن و طبع سلیم

سعیده

میشه بیشتر بنویسید .... جدیدا مطلب کم می نویسید ... تلخ زیباست پاتوق همیشگی منه .. ولی این اولین پیامم

آستیاژ

امید که احوالتون خوب باشه خسلی وقته پستی نزاشتید [گل]

me

به جان تو...

نقی شاکر

بهار با همه ی چتر ها معامله کرد و ابرهای جوان را دوباره حامله کرد شکوفه در بغل خشک شاخه ها چسپاند و در عروسی گنجشک ها مداخله کرد به کفش دوزک ها واکس های تازه رساند برای تعمیرات دوباره حوصله کرد برای پیچک ها عقد محرمیت خواند سه ماه جشن گرفت و سه ماه هلهله کرد . . ولی چه فایده ... وقتی رسید تابستان به پشت گرمی این مرد ترک عائله کرد!

مهتاب

سلام دوست نادیده ی گرامی :-) از آشنایی با شما خوشحال شدم .. خواستم به خاطر مطلبی که در باره ی بهرام بیضایی گذاشته بودید و مجلسی که فراهم شده بود .. و اطلاع رسانی آن تشکر کنم .. بهرحال احترام و اردت قلبی ما به ایشان همیشگی است .. باز هم ممنونم به خاطر آن پست زیبا .. و وبلاگ خوبی که دارید ..

مهتاب

سلام دوست نادیده ی گرامی :-) از آشنایی با شما خوشحال شدم .. خواستم به خاطر مطلبی که در باره ی بهرام بیضایی گذاشته بودید و مجلسی که فراهم شده بود .. و اطلاع رسانی آن تشکر کنم .. بهرحال احترام و اردت قلبی ما به ایشان همیشگی است .. باز هم ممنونم به خاطر آن پست زیبا .. و وبلاگ خوبی که دارید ..

naji

سلام چندتا متن برام بفرست