درباره پل چوبی

#پل_چوبی از اون دست فیلم هایی است که باید مثل ترشی در گذر زمان جا می افتاد تا مزه اش بهتر زیر زبان حس شود.

بعد از نزدیک هشت سال دوباره دیشب و امروز به تماشایش نشستم. تصویر بی بدیلی است از آنچه بر ما رفته است.

جای #مهدی_کرمپور و #خسرونقیبی بودم فکری برای ساخت ادامه آن می کردم و تصویر جدیدی از ده سال بعد آن نسل ناکام را برای آیندگان ثبت و ضبط می کردم. حالا تماشای دوباره پل چوبی برای من سال ها بعد از اولین اکرانش در تهران، اینجا و در مهاجرت معنی و مفهوم دیگری دارد. اینجا می توان کشف و شهود بهتری، تفسیر و تاویل دیگری از این فیلم داشت.

کرمپور بعد از پل چوبی فیلم های دیگر هم ساخت آنچنانکه نقیبی نیز فیلمنامه های دیگری نوشت اما این یکی با همه کارنامه کاری آن ها فرق می کند.

این حدیث بی قراری ِ مستمر و ممتد نسل ناکام ما است. دیالوگ هایی که از زبان #بهرام_رادان در فیلم جاری و ساری است حکایت ما است. نسلی که لابه لای چرخ دنده های تیز روزگار له شد اما هنوز تکیه گاه نسل بعدی و حامی آنها است.

نسل عجیبی است این نسل تاریک و خوش دارم که هنوز و همچنان دل به کورسوی نور دارد و همچنان باور دارد که راه را از بیراه خواهد یافت. هنوز فکر می کند انتهای قصه این نسل را خودش به دست خودش رقم خواهد زد.

آری این نسل احوال رفته بر خود را خودش ثبت و ضبط خواهد کرد. مورخ تاریخ این نسل خودش خواهد بود. خود ِ صادق اش با خود و روزگار!

پل چوبی را دوباره ببینید. تنها و در خلوتتان البته


https://www.youtube.com/watch?v=WvccF4QwMBk

/ 0 نظر / 97 بازدید