که هستید...به دو دوست سلام

به دو دوست سلام....

 (1)

اصغر جان دلمان خون بود و حالمان ناخوش ....

در میانه حسرت و آه از میان سینه و نهاد،برای لحظه ای و دقیقه ای لبخند به لبمان نشاندی و همان دم بغض شادی در گلو و اشک شوق در چشم به یکباره با هم اتفاق فرو افتاد ...

بیدار ماندیم و یا برخاستیم از روی ساعت کوک شده در بامدادی و شاید شبی،برای به انتظار کشیدن و دعا برای رخدادن حماسه و حماسه همان بود که نام ترا بخوانند و تو با غرور فروخورده همه ما-یک ملت- با سری رو به بالا از میان جمعیت و لابه لای جیغ های ممتد و بی امان جودی فاستر،رد شوی و روی بالاترین سکو بروی .

در میان خواب همه برایت دست زدیم و بعد از شنیدن آن چند کلمه و جمله کوتاه ،با آن لهجه شیرین ،به خاطر آن جملات عجیبت تلخ گریستیم.....

تلخ گریستیم اصغر جان !

گریستیم و خودمان را با این اشک ها آرام کردیم که تو هستی و با این همه هنوز امیدواریم که هستی ...

 

(2)

 مهم نیست که جماعت از دیدن عکس چند پاره شوند ...مهم نیست عده ای منتقدت باشند و بادی به غبغب اندازند که دیدی چه شد ؟ دیدی که ما کف دست خوانان خوبی هستیم و سحر و رمالی یادمان داده چگونه از فردا خبر بیاوریم و همه آنچه گفته بودیم درست از آب درآمد !!!

مهم نیست که عده ای از کارت خوشحال باشند و عده ای متعجب یا پریشان و باز مهم نیست که من در این میانه از کدام دسته و جماعتم .برای من هنوز تو همان «تام بوی»هستی که با سماجت و شیطنت تاجی از خار بر سر گذارده ای و خودت را «ژاندارک» می خوانی و از بچه های پَپِه می خواهی با فشار و سماجت تو را به درخت ببندند و بعد برگ ها را آتش بزنند...تو همیشه می خواستی هر چیزی را تجربه کنی ،شاید حتی سوخته شدن به سبک ژاندارک را ،با این تفاوت که دوست داشتی خودت با تسلط به نگهبانان و زندانبانان دستور سوزاندن را بدهی .مهم این است که برای خودت همیشه دلایل قانع کننده داری و مهم این است که تو هستی و چه زیبا که هستی و زیبا ،که هستی  و ما هنوز دوستت داریم میم !

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رند تبریزی

سلام... خوشحالم که به صورت تصادفی از اینجا سر در آورده ام و من هم به نوبه ی خودم مرگ خانواده بروسان رو تسلیت میگم واقعا خبر ناگواری بود... به امید شادی روحشون

مسافر

تا کور شود چشم حسود هر آن کس که نتوان دید تقدیم به کسانی که تحمل دیدن موفقیت اصغر عزیز و سر بلندی ایشان را نتوانستند ببینند

قانون تحقق خواسته هارامی دانید؟ دروبلاگ بخوانیدmojganrezayi.blog.comآمین از چه میگوید

شراره

درمورد اول :چه شیرین است اصغری که فرهادیست درمورد دوم که شوکه شدم ولی مهم اینست که هست وما هنوز دوستش داریم میم مثل مادر

مریم

... باید که رنج را بشناسیم وقتی که دختر رحمان از یک تب دوساعته میمیرد باید که قلب ما سرود و پرچم ما باشد... "خسرو گلسرخی"

داریوش

جاوید ایران[گل]

سودابه

اما سوال اینجاست که چه مفاهیمی در آخرین ساخته فرهادی، از ایران و مردم آن به نمایش گذاشته شده که حتی از سوی رژیم صهیونیستی نیز مناسب پخش برای ساکنان سرزمین‌های اشغالی ارزیابی شده است.

آشنا

والا به نظر من فیلم فرهادی یه چیزییی داشت که فقط مردم مسلمان معتقد به خدا متوجهش میشدن.نمی دونم خارجیا متوجه حسه شده بودن که این همه جایزه دادن یا تو بلبشوی سیاست و لج ولجبازی و یارکشی فرهادی رو تحویل گرفتن!!! و در مورد مادر مهربان میم ، واقعا ناراحت شدم، می شد توچشماش ناراحتی و اجبار و پشیمونی رو دید.ای کاش می شد برگرده و خودشو نجات بده.ای کاش ما ایرانی ها می تونستیم غریبه پرست نباشیم.همونایی که به فرهادی چراغ سبز نشوندادن این بلا رو سر میم آوردن دیگه!!!

خود ایرانی های خارج از کشور ازین کار شوک شدن حالا تو میگی هست و زیبا هم هست و مهم نیست! دمت گرم بابا حداقل یه خرده تاسف میخوردی آقای اهل خدا پیغمبر. [تعجب]