شب هزار و یکم برای مژده و شبنم

شب هزار و یکم برای مژده و شبنم

 

ساعاتی پیش بعد از ده سال شب هزار و یکم دوباره اجرا شد .تئاتری که اولین بار ده سال پیش در سه پرده توسط بهرام بیضایی با تیمی از بازیگران تکرار نشدنی روی صحنه رفت و با استقبال زیادی مواجه شد. خاطرم هست که بلیط به دشواری گیر می آمد . یادم می آید بلیط ها پیش فروش شده بود و با دوستان به سختی توانستیم بلیطی برای ورود به سالن چهار سو محل اجرا پیدا کنیم و باز به خاطر می آورم وقت ورود فهمیدیم جایی روی صندلی ها نداریم و بالشتکی به دستمان دادند نزدیک صحنه و گفتند هر جا دوست دارید بنشینید.

یادم می آید نزدیک ترین جا به صحنه نشستم . یادم می آید و امیدوارم اشتباه نکرده باشم فرخ نژاد در آن اجرایی که من دیدم دچار بیماری شد و علی عمرانی در آن پرده جورش را کشید .

هنوز شیفتگی ام نسبت به بازی مژده شمسایی را در آن اجرا به یاد دارم و هنوز فراموش نکرده ام بازدم های آهسته و آرام شبنم طلوعی روی صحنه را؛چرا که اینقدر نزدیک بودم به صحنه که کوچکترین ظرافت های کاری بازیگران را می توانستم زیر نظر بگیرم. مژده شمسایی و شبنم طلوعی دو بازیگر ارزشمند تئاتر آن مقطع و دوران اوج تئاتر و البته دوران شروع آشنایی من با تئاتر بودند که بازی درخشانی در این تئاتر داشتند.

یادش بخیر.....ساعاتی پیش بعد از ده سال شب هزار و یکم این بار در کالیفرنیا و شهر سن دیه گو اجرا شد.اما مگر می شود این تئاتر را بدون آن بازیگران غول اجرا کرد؟ پاسخ مشخص است . البته که نه !!!از آن همه غول فقط مژده شمسایی مانده و بیضایی و به همین جهت است که از سه پرده تنها پرده اول اجرا شد و به واسطه نبود امکانات اجرای صحنه ای تعدیل و تبدیل شد به نمایشنامه خوانی صرف توسط مژده جان شمسایی.

کاش روزی این تئاتر بی نظیر دوباره با همان غول ها روی صحنه بیاید و دوباره بلیطی در آخرین صحنه گیرم بیاید ...بالشتکی به دستم دهند تا بروم آن جلو بنشینم و نفس های شبنم را بشمارم موقعی که شور صحنه او را از خودش می رباید و غرق در هیبت مژده شوم وقت گفتن دیالوگ های طولانی بدون مکث...ای کاش می شد .....

 

****توضیح:

شب هزار و یکم نمایشنامه ای است از استاد بهرام بیضایی که در سال 1383 توسط خود استاد در تالار چهارسوی تئاتر شهر به روی صحنه رفته است.نمایش شب هزار و یکم، نمایشی است در سه پرده کاملا مجزا که به نقل سه روایت از آخرین شب از داستان های هزار و یک شب می پردازد. روایاتی که نقطه اتصال و اشتراک آنها، همانا ماجرای شکل گیری اولیه و اتفاقاتی است که بر هزار و یک شب می گذرد. این نمایشنامه (یا نمایش) دارای سه نمایش جداگانه است که از نظر موضوعی با یکدیگر پیوند دارند. هر نمایشنامه سه بازیگر دارد:دو زن و یک مرد.

 

بهرام بیضایی در مورد داستان های شب هزار و یکم بیضایی چنین نوشته: "نمایش نخستین شب هزار و یکم/۱ – نمونه پیشین و گم شده افسانه ضحاک (اژدهاک) بازسازی شده ؛ داستان گفته نشده شاه ضحاک و همسرانش شهرناز و ارنواز؛ که نویسنده فکر می کند سرچشمه اصلی داستان پایه ای و بنیادین کتاب نابود شده « هزار افسان » است."

"نمایش دوم شب هزار و یکم/۲ – داستان گفته نشده مترجم گمنامی است که هزار افسان از پارسی به عربی برگرداند و نام آن الف لیله و لیله کرد؛ کتابی که قرن ها بعد در بازگرداندن دوباره به پارسی نام هزار و یک شب گرفت."

"نمایش سوم شب هزارویکم/۳ – حتما چند دهه پس از تاریخ چاپ بازگردان هزار و یک شب به فارسی –۱۲۸۰ ه. ق- می گذرد و به روزگار ما نزدیک تر است؛ و داستان گفته نشده سرانجام زنی است که هزار و یک شب خواند."

 

شب هزار و یکم / 1

این بخش از نمایش شب هزار و یکم با این بازیگران به روی صحنه رفت: پانته آ بهرام در نقش شهرناز،بهناز جعفری در نقش ارنواز و حمید فرخ نژاد در نقش ضحاک. این نمایش، هزار و یکمین و آخرین شب پادشاهی ضحاک را روایت می کند.در این شب این دو خواهر آخرین داستان خود را برای ضحاک که همانا داستان هزار شب پادشاهی او است، روایت می کنند و بی پرده با ضحاک از همه چیز سخن می گویند و راز ماندن خود را در کنار ضحاک می گشایند.

در این نمایش شهرناز و ارنواز خواهرانی هستند که هزار شب برای پادشاه داستان ساخته اند و به این ترفند هر شب جوانی را از مرگ رهانیده اند. همانطور که می دانیم این نقشی است که شهرزاد و دین آزاد در هزار و یک شب و سرچشمه اش، هزار افسان داشته اند. بدین ترتیب بیضایی در این بخش از نمایش شب هزار و یکم این دو داستان را در هم می آمیزد و گویی به ریشه اصلی و باستانی آن پیوند می دهد.بیضایی به این یکسان بودن ریشه های پادشاهی ضحاک و داستان هزار و یک شب در کتاب دیگر خود، ریشه یابی درخت کهن پرداخته است.

 

شب هزار و یکم / 2

این بخش با بازی مژده شمسایی در نقش خورزاد نیکرخ، ستاره اسکندری در نقش ماهک و اکبر زنجانپور در نقش های شریف/عجمی/امیر حرس، به روی صحنه رفت. این نمایش روایت خورزاد نیکرخ و ماهک، همسر و خواهر پور فرخان است که برای یافتن نشانی از او نزد شریف در بغداد آمده اند. پورفرخان کسی است که به درخواست خود شریف و دربار بغداد هزار افسان را به عربی ترجمه کرده. اکنون که اعراب آن را به عربی خوانده اند، محتوای آن به مذاق ایشان خوش نیامده و پور فرخان را در بند کرده اند. همچنین شریف تنها نسخه هزار افسان را از این دو خواهر می گیرد و از بین می برد. این نمایش شرح تاسف بار و اندوه آور ضربه سهمگین عرب بر پیکره زبان و فرهنگ و یادگارهای کهن ایران است.نمایش، چرخش زبانی از فارسی به عربی و فرهنگ غالب اعراب را در ابتدای نمایشنامه به زیبایی می نمایاند. این نمایش هم روایت شبی هزار و یکم است. هزار و یکمین شبی که پور فرخان به ترجمان هزار افسان گذرانده است.

 

شب هزار و یکم / 3

اما نمایش سوم که این نقش آفرینان در آن حضور داشته اند: شبنم طلوعی در نقش روشنک، شبنم فرشادجو در نقش رخسان و علی عمرانی در نقش میرخان.

زمان رخداد این نمایش قرن گذشته است و از نظر زمانی نسبت به دو نمایش دیگر به ما نزدیک تر است. از همین رو است که زبان نمایش نیز به زبان امروز بیشتر مانند است. نمایش حکایت زنی است به نام روشنک که دور از چشم همسر در مدت هزار و یک شب، کتاب هزار و یک شب را خوانده است. کتابی که جامعه مردسالار خواندنش را برای زنان مضر می داند و چنین باور دارد که هر زنی که این کتاب را بخواند، خواهد مرد. این نمایش روایت تقابل مرد نادان و زن دانا است.

بیضایی این نمایش را امیدوارانه و با سر خم کردن مرد پیش دانایی پایان می دهد. چیزی که شاید تنها راه رهایی و بازگشت ایرانیان به شکوه گذشته باشد.

/ 2 نظر / 271 بازدید
rana

سلام ما میخوایم این تئاترو اجرا بریم شما فیلمی ازش ندارین؟