لرزان دیدن بهمن مفید

توضیح - امروز 7آذرحالم خوب بود و ردیف .پنج پست و پنج تصویر به سبک و سیاقی جدید یکجا نوشته و منتشر شد و از حاشیه (ذهنم) به متن (اینجا)آمد. لطفا سر فرصت هر پنج تاش رو بخونید و نظر بدید .این یکی از پنج پست هست .

 

لرزان دیدن بهمن مفید

پیرمردی روی صفحه تلوزیون ظاهر می شود و با لبخند سلام می کند و با دستان لرزان شیشه ای را مقابل دوربین می گیرد و بعد به دستانش خیره می شود و می گوید :دست های من هم می لرزد ،خوب دیگه پیریه و سن و سال کاریش نمی شه کرد .

این بخشی از یک تیزر تلوزیونی هست که این روزها بارها و بارها از شبکه های مختلف پخش می شه و موضوعش درباره ترک اعتیاد و سیگاره و بازیگرش "بهمن مفید" .

بازیگری دوست داشتنی که هنوز با فیلم قیصر در ذهنمان محکم و استوار نقش بسته . هر بار که این تیزر را می بینم و دستان لرزانش را جلو دوربین ممی گیرد حالم بد می شود .

باورم می شود که گذر جدی است و واقعی .

اختتامیه بیست و یکم یا دوم فیلم فجر بود گمانم ..چه سالی بود ؟؟...نمی دانم دقیقا ولی می دانم سالی بودکه فیلم "فرش باد" کمال تبریزی فیلم منتخب تماشاگران شده بود . در مراسم اختتامیه در تالار وحدت در ردیف سوم از آخر جایی برایم تدارک دیده بودند . "حسین پاکدل" به معرفی برنامه و برندگان سیمرغ بلورین پرداخت . مشغول صحنه و خیره به آنجا بودم .

قبل از اینکه کار گروه موسیقی چهل دف شروع شود برای لحظه ای به دور و برم نگاهی انداختم . دقیقا کنار دستم کسی نشسته بود که انتظارش را نداشتم و اصلا تصور نمی کردم که ایران باشد و در چنین مراسمی حاضر شود :خود خود بهمن مفید بود .

خسته و درب و داغون .

خوش و بشی کردیم . زیاد نتوانست در سالن دوام بیاورد و از سالن بیرون زد تا سیگاری بگیراند .

وحالا خوشحالم که از ترک سیگار سخن می گوید .

بهمن مفید به دو دلیل برایم عزیز است . اول به خاطر نسبت برادری با بیژن مفید کبیر و همکاری در برخی کارها با ایشان و دوم به خاطر دیالوگ ماندگارش در قیصر :

"قصش درازه، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد،علی فرصت. آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. کریم آق منگل بابا، میشناسیش. آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم ما اصلا تونخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکیراست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجورو، رو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم. اولیو رفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمعپاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آ شیخ خلیل نامرد ساقی شد. گفت بریمبالا، مام رفتیم بالا، گفت به سلامتی میتی. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی ضامن داراومد بیرون. رفتم اومدم دیدم کسینیست همه خوابیدن. پریدم تو هتل. اومدم دم کوچه مهران بقل این نرقه فروشیه. اومدمپایین یه پسره هیکل میزونه، اینجوریه، زد تو سینم افتادم تو جوب. گفتم هتته. گفتعفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیش زد از اولیش قایمتر زد. دست تو جیبم کهبرم و بیام چشام باز دیدم مریض خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگینزده. آره، خوبیت نداره، واردین که"

 

/ 18 نظر / 678 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهناز ساعدی

سلام آقای مفید را همه دوست داریم ولی دلم میخواست از ایشان آدرس اینترنتی داشتم و بهشون ایمیل میفرستادم تا دلم شاد بشه[رویا]

محمود

فکر می کنم میگه اوتول به جای هتل

پارسا

با سلام من توخونه کامپیوتر ندارم.ولی هرروز تواداره دنبال تک گوی بهمن عزیز میگردم که بعلت فیلتر نمیتونم پیدا کنم خیلی دوسش دارم توی قصابی نازیاباد عکس های قدیمی بهمن وجود داره میرم اونجاگریه ام میگیره

رامین

آقا بهمن اسطوره ست تو حق نداری با این لحن تحقیر آمیز در موردش بنویسی.ادب نداری ننویس ریدمون

وحید

پریدم تو هتل نه!!!! پردیم تو اْتْلٍ (اتومبیل)[چشمک]

فرهاد

سلام جسارت است ولی کریم آب منگل درست است. آب منگل محله ای حوالی خیابان 17 شهریور فعلی بوده است. شاد باشید

تلنگر

کاش مغرور نبودن و خاکی بودن رو بعضیا از بزرگترا یاد بگیرن.از جمله فرزادا.....که هیچ جوره به دل نمیشینن.پا توی کفش بزرگتر از خودت نکن....

s

کاش هیچ وقت حقیقت نداشت که ایشان داروی ترک اعتیاد رو تبلیغ می کنند واسم خیلی سخته

دکی

واقعا جاشون خالیه تو سینما. هرجا هستن شاد و سلامت باشن. مردم ما قدرشون ندونستن! چرا ایشون نباید کار کنن ولی حسین گیل و ایرج قادزی و جلال پیشواییان و ....باید باشن ولی بهمن مفید که با شرم و حیاترین بازیگر قبل انقلاب بوده باید هنرشون تلف بشه!

مسعود

سلام ممنونم بخاطر این مطالب خوبتون خدا قوت...