در بحرین

در بحرین

 

سکانس اول - تو فرودگاه بحرین نشستم . یه خانواده لهستانی میان کنارم میشینن. یه مرد کچل گنده و یه زن خیلی کوچولو با سه تا بچه قد و نیم قد . یه پسر و دختر عینکی کوچولو حدود 4تا5ساله دارن با یه بچه کوچولو .بچه کوچیکخپه دل آدمو می بره .بهم می خنده و سریع با زبان اشاره جهانی با هم گرم می گیریم . به مامانش می گم میشه یه عکس از گل پسرت بگیریم ؟جواب می ده که :

-yes! Of course.

بعد بچه رو آماده می کنه انگار که قرار یه عکاس معروف از بچش یه پرتره بگیره . بعد از گرفتن عکس ازم تشکر می کنه . چند دقیقه ای هم بچه رو می سپارن دست من و میرن واسه خرید . بچه ها قیافه باحالی داره .

پروازشون زودتر از پرواز منه . باهم خداحافظی می کنم و من و دوست موچکم وداع تلخ و شیرینی را در فرودگاه بحرین تجربه می کنیم .

گل پسر لابد بد شانسه که تو این سن و سال وداع رو تجربه می کنه اونم با کی ؟با من ؟؟؟!!!

به امید دیدار یه جای دیگه این دنیای کوچیک کوچیک عزیز دلم !

 

 فرودگاه بحرین

سکانس دوم – تو فرودگاه بین المللی منامه یک فروشگاه کتاب بود که چند کتاب جالب ایرانی داشت :

  • ترجمه زندگی اولین برنده نوبل زن مسلمان "شیرین عبادی"
  • ترجمه کتاب "لولیتا خوانی در تهران" نوشته" آذر نفیسی"
  • کتابی درمورد رئیس دولت ایران نوشته "کسری ناجی" به انگلیسی
  • کتابی درمورد زندگی بنیانگذار انقلاب ایران

تو کتابفروشی کوچکی با 100عنوان کتاب دیدن این کتاب ها جالب بود . خواستم عکس بگیرم از کتابفروشی ،گفتم یه اجازه ای از مسئولین بگیرم . به سختی و با بدبختی یه جملاتی سرهم کردم به انگلیسی .یارو تو چشمام نگاه کرد و صبر کرد تا جمله ام تموم بشه . بعد آخرش به فارسی گفت :می تونی فیلم بگیری داداش !!

با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم :خوب مریضی ؟ندیدی خودمو جر دادم تا دوسه تا جمله انگلیسی سرهم کنم.

یادم رفته بود که بحرین زمانی یکی از استان های ایران بود .

راستی چرا بی خیال بحرین شدیم ؟؟؟؟

 تا چند روز دیکه شاید دوباره برگردم بحرین، شایدم برنگردم .نمی دونم همه چی بستگی داره به.....

/ 8 نظر / 7 بازدید
sahell

سفرای دور دور...خوش باشی

احسان

بحرین مدتی در زمان ساسانیان در قلمرو ایران بود. از سال ۱۵۲۲ تا ۱۶۰۲ بحرین مدتی در دست پرتغالی‌ها قرارگرفت. در سال ۱۶۰۲ میلادی، پس از اخراج پرتغالی‌ها از خلیج فارس، جزیرهٔ بحرین به دست دولت صفوی افتاد و سلطهٔ ایران بر آن (به جز دوره‌های کوتاهی از حملهٔ عمانی‌ها) تا سال ۱۷۸۳ میلادی ادامه داشت[۱]. از سال ۱۷۸۳، جزیرهٔ بحرین به دست خاندان آل خلیفه (که از اعراب شبه‌جزیرهٔ عربستان بودند) افتاد که از قرن نوزدهم تا سال ۱۹۷۱ تحت‌الحمایهٔ انگلیس بودند[۲]. با این حال، در دوران قاجار و پهلوی، ایران هنوز مدعی مالکیت بر بحرین بود تا آنکه در سال ۱۹۷۱، پس از میانجی‌گری سازمان ملل و همزمان با اعلان استقلال بحرین از انگلیس، ایران ادعای حاکمیت بر بحرین را کنار گذاشت[۳].

الهام

چه نی نی ناززززززززززززی.[ماچ]

یاسمن

نمی دونم چرا ولی منم از این کشورهای عربی حوزه خلیج فارس خوشم می یاد به نظرم گذشته از هوای گرمش برای زندگی خوبه . در هر صورت خوش بگذره

...

گفتم :خوب مریضی ؟ندیدی خودمو جر دادم تا دوسه تا جمله انگلیسی سرهم کنم. :))))))) یه حس همذات پنداری با این تیکه دارم...:)))

سمیرا

سلام ای همه خاطره ما از روزای شاد نوجوونی,از روزای خوب تلویزیون. من لیله الرغایب از شما یاد گرفنم,کاش بازم بودی.[گریه] (تاجاییکه یادمه ازسفر متنفر بودی؟)

عیسی

بسیار جالب بود! مخصوصا بحرین رفتنتون. کلا هم وبلاگ جالبی داری.