ضیافت

ضیافت

 

فیلم "ضیافت" ساخته مسعود کیمیایی یادتونه.دیدار دوباره چند تا رفیق بعد از سالها وقتی که هر کدوم یه جایی هستند و یه کاری می کنند....یادتونه تو کافه اون ارمنیه؟؟

کاری ندارم که از اون موقع تا به حال چقدر حرف و حدیث درباره این فیلم ساخته شده ...مهم اون قرار و جمع شدن دور هم بود که خیلی خوب تو فیلم تصویر شده بود....

اینها رو گفتم به عنوان مقدمه تا برسم به داستان و روایت خودم ....اینها دوستان هم دانشگاهی من هستند که بعد ١٧سال دور یک میز بیست نفره جمع شدن .

میز می تونست خیلی بزرگتر باشه اگر بچه ها و رفقا اینطوری و به هزار و یک دلیل مهاجر نمی شدن...

فرشید و نادر و امین و شهروز کانادا...من و ادوین و محمد خوش نشین و آرمن امریکا ...محمود رضا باقربیگ و دو سه تا استرالیا ...بابک سوئد و خیلی های دیگه که الان خیلی جاها بجز ایران هستند .

بگذریم !

انتهای میهمانی هم ظاهرا با گرفتن چند عکس تاریک در کنار سردر دانشگاه در نیمه های شب همراه بود به یاد آن روزها ...نمی دونم شاید این تاریک بودن عکس ها هم یه معنایی داشته باشه شایدم نداشته باشه و فقط به خاطر ضعیف بودن فلاش دوربین ها باشه ......به هر حال نقداً دم این بیست نفر بازمانده در این ضیافت گرم.

 


/ 3 نظر / 22 بازدید
هیوا

چه حرکتی زدن...دمشون گرم

آرام

سلام.خوبین؟من یه زحمت دارم براتون.کتاب دریا پری کاکل زری خانوم گلی ترقی رو پیدا نمی کنم.حتی متنش هم نیست بطور کامل.میشه بزرگواری کنین اگه دارین متنش رو به دستم برسونین؟میخوام ببینم میشه اجراش کرد یا نه ممنونم

نگار

انسان چیست جز مشتی استخوان پوشیده به پوستی چقر و کمی فراموشی؟ [ناراحت]