معشوقه ی تاریخی

معشوقه ی تاریخی

 

معشوقه من شعر می دانست،  

-شعر می داند-

به آهنگ دلنشینی شعر می خواند ،

-از حفظ و از رو -

گاهی فارغ می شد ،

می زایید و می زایید ،

و من پدر بچه هایش بودم،

با غرور و سری رو به بالا ،

و شاهد زجرهایش ،

وقت بی قابله زاییدن ،در اوج تنهایی،

ای وای نبودم ،نبودم انگاری،

نبودم ،وقتی که بودم !

راستی !معشوقه من شعر را می فهمد ،

-می فهمید -

معشوقه ام گم شده انگاری،

-آری ؟

نیست در این چشم گردان فضای ِاطراف ،

 در این معاصر روزگار،

-عصری که همه قابله ها باردارند؟

آخ ! معشوقه من زیبا بود ،

-با دو گوشواره از دو گیلاس سرخ همزاد؟

ظریف بود

-با دستانی کشیده و ناخن هایی به رنگ برگ گل کوکب؟

معشوقه من در میان تاریخ جامانده

-شاید!

نه حتما !

-کجای روزگار ؟

نمی دانم،

باد ،این نابکار ،وقتِ گرد ِخود چرخیدن،

معوشقه ام را با خودش برد ،

در شبی سرد ،

وقتی تبسم معصومی به لب داشت :

بعداز تو معشوق جهان باژگونه شد انگاری !

"بعد از تو ما که قاتل یکدیگر بودیم
برای عشق قضاوت کردیم
و همچنان که قلب هامان در جیب هایمان نگران بودند
برای سهم عشق قضاوت کردیم

بعد از تو ما به قبرستان ها رو آوردیم"

یادم نبود با باد رفته ای  

و باید که در آسمان ها جُستَت ،

یادم نبود ،در قبرستان خاطرات ،

چه می کردم با خود،

تنهای ِتنها ،

یادم نبود در سفر با باد نابکار ،

بی سرزمین اما، پراکنده ای ،

عطر افشانده به هر سرا ،مانده ای،

باورم نداشتم شعر ماندنی است ،  

حالا در نبودنت تا کجای تاریخ ،

بگو !تا کجایش باید مرثیه سرود و تلخ گریست ؟

بگو !

بگویید !

راستی ،راستی معشوقه ام حالا کجاست ؟

 

                                                 فرزاد حسنی- سوئد – استکهلم

در استکهلم ابرها به زمین نزدیک ترند و البته چه زیبا

********

توضیح - بخش های قرمز رنگ و داخل گیومه از فروغ فرخزاد است .

/ 11 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

اقا خوش بحالت این پولا رو از کجا میاری که همش تو سفری تمام دنیا رو گشتی دمت گرم زندگی یعنی همین خوش باشی

وحید حسینی

درود با یک مصاحبه متفاوت با مرتضا کربلایی‌لو و داستانی از خودم که در تازه‌ترین ویژه نامه‌ی روزنامه‌ی فرهیختگان چاپ شد، به‌روزم.

کارامازوف

عجیب الخلقه های بی سرور نوشته های چهار آنارشیست "سقا" _ عباس به نظرت من یه خوک کثیفم؟ خر نگاهی به هیکل خوک می اندازد. و...

آزاده

عشق واژه ای مظلوم گمنام وغریب در میان مدعیان بر عشق تو شعرهات زودتر پیدات میکنم وبارها وبارها میخونمت تا یکروز بلاخره حفظت کنم تو یادم برای همیشه[گل]

شایان

درود من تازگی به یه نکته پی بردم : مردها و پسرها فروغ را بهتر میفهمند (البته زن ایرانی که چه بگویم به او!!!)

غزل

وطن که تشریف داشتید از عکس خودتان در پست‏ها استفاده نمی‏کردید اما حالا! شاید دچار ...

زیبا

دچار یعنی عاشق و فکر کن که اگر ماهی کوچک دچار آبی دریای بی کران باشد. ای کاش از مرز شاید ها و باید ها میگذشتیم و آن میشدیم که هستیم. بی آنکه یکدیگر را قضاوت کنیم. مثل همیشه خوب می نویسید . موفق باشید و بقول سهرا ب همیشه دچار... مطلب فروغ چراغ ذهن زن ایرانی زیبا بود روحش شاد.

تکتم

سلام خوب هستید.خوشحالم ازینکه وبلاگتونو دیدم.و ممنون از این کار زیبا .جسارته ببخشید اما به نظرم شروع شعر اهنگین تر ه . با اجازتون من مطالبتونو میخونم . موفق باشید.

معشوقه تاريخي

واي ديوانه شدم. چقدر زيبا نوشتيد. فوق العاده بود. خوش به حالتون سويسي زدين به رگ.