آخرین پست سال 93 ،طولانی برای روز تولدم

طولانی برای روز تولدم

مروری بر یک سال گذشته

 

 

«در لحظه ی تحویل و دگر گشتن سال

با سبزه و تنگ ماهی و آب زلال

بر بوی گلی که بشکفد از تو مرا

مانند نسیم می پرم بی پر و بال»

/دکتر شفیعی کدکنی/

 

چسبیده ام به ریسمان نوروز. بهار قرارگاه من است و نوروز راهی برای گذشتن از زمستان و رسیدن به فصل زایش.

قرائن نشان می دهد در اولین روز بهار زاده شده ام اما اگر مورخین بعدها بخواهند بیشتر و دقیق تر در احوال من جستجو کنند و من آنچنان آدم مهمی بشوم که ارزش تدقیق شدن در جزئیات زندگی ام را داشته باشد، به این نتیجه می رسند که در آخرین روز زمستان به دنیا آمده ام و به تصمیم و تدبیر احتمالی خانواده و شاید برای خوش یمنی، تولد ثبتی ام در اولین روز بهار رقم خورده است.

 نمی دانم این تصمیم را می توان به حساب تقدیر گذاشت یا نه؛ به هر حال نتیجه آن شده که من بین بهار و زمستان تا ابد باقی ماندم اما همیشه بهار را بیشتر دوست داشته باشم. روحیاتم بیشتر اسفندی شد اما خوبی های فروردینی ها را هم شاید گرفته باشم.

سومین بهاری است که دور از خاک و مام سر می کنم و سفر بلندم باز هم طولانی تر می شود . سومین باری است که خارج از مرزهای وطنم سال را تحویل می کنم . دو سال قبل ساعت چهار صبح و سال قبل ساعت حوالی ده صبح و امسال حوالی سه و نیم عصر و با حدود دوازده ساعت و نیم یا شاید سیزده ساعت و نیم اختلاف زمانی با زادگاهم .اما خاصیت جالب سال تحویل ما ایرانی ها این است که در یک آن و لحظه در هر جای دنیا که باشی سال تحویل می شود و تو در هر جایی باشی می توانی همزمان با هزاران هزار هموطنت در ایران به سال جدید لبخند بزنی و دعای تحویل سال را زمزمه کنی .

در این سه سال بسیاری چیزها آموختم که قطعا اگر خودم را محدود به مرزهای مرسوم و زندگی قبلی می کردم،نمی توانستم به آنها دست پیدا کنم.در سال گذشته نیز کشف و شهود به سان گذشته ادامه یافت .

دقیق شدن در رفتار جامعه جدید و کشف و شهود بیشتر در رفتار مردمان مهربان این کشور کمک کرد بیشتر با فرهنگ عمومی این کشور آشنا شوم و البته باعث شد در برخی از موارد فرهنگ عمومی کشور خودم نیز بیشتر تعمق کنم و به رهیافت های شخصی مهمی در این خصوص برسم .

کشوری که اینک در آن اتراق کرده ام، کشوری بزرگ است با پهنه وسیع و گسترده . در سال گذشته توفیق داشتم بخش هایی از این کشور پهناور را از نزدیک ببینم و با آداب و رسوم و فرهنگ و ویژگی های زندگی اجتماعی آنها آشنا بشوم .

در حد امکان و توان گزارش های تصویری از این سفرها تهیه کردم و در شبکه یوتیوب برای آشنایی دیگر دوستان علاقمند به اشتراک گذاشتم.

آخرین سفرم در سال گذشته بازدید از شمال کالیفرنیا و منطقه مشهور سیلیکون ولی در روزهای آخر اسفند بود.سفری جالب با تجربه های خوب.

بازدید از ایالت آریزونا و شهرهای مهم آن و البته بخش های مهمی از ایالت نوادا از سفرهای جالب توجه سال گذشته بود .امیدوارم در سال جدید بتوانم از ایالت های دیگری هم بازدید کنم.

در سال گذشته باز هم توفیق دیدار بسیاری از بزرگان علم و ادب و فرهنگ و هنر ایران زمین را داشتم و با تعمق در رفتار و گفتار و کردارشان بسیاری چیزها آموختم و پیش آمد که گاه از دیدارشان متعجب شدم چرا که اثر هنریشان با شخصیت واقعیشان فاصله ای بسیار داشت .

با این که به اصل فاصله گذاری بین هنر مند و اثر معتقدم، ولی هنوز و همچنان دقت در احوال هنرمند یکی از دلمشغولی های مهم من است.

خوشبختانه در این سه سال گذشته با وجود دوری از وطن، توفیق دیدار بسیاری از هنرمندان ایرانی را که در ایران کمتر در دسترس بودند را داشتم و با بسیارانی که در خارج از ایران زندگی می کنند، به گفتگو نشستم .

همچنان تعدادی از هنرمندان مهم امریکایی را نیز دیدم اما به جهت عدم تسلط کافی به زبان، امکان بحث و گفتگوی مناسب و جانانه فراهم نشد .امیدوارم در سال جدید بتوانم این نقصان در یادگیری و آموختن را جبران کنم.  

یکی از نکات جالب توجه در برخورد با هنرمندان مهاجر دور از وطن، تغییر رفتار و در هم ریختگی فکری برخی از ایشان و حرکت خودخواسته به سمت انحطاط و نابودی با انواع ابزار سهل الوصول و در اختیار، در جامعه میزبان است که مایه تاسف است.

گذشته از این، ظهور و بروز برخی رفتارهای عجیب و غریب همچون روحیه خشونت و دیکتاتوری را از هنرمندانی دیدم که از آنها انتظاری جز این داشتم و گمان نمی کردم که چنین رفتاری با روح هنری قابلیت انطباق داشته باشد.

شاید لازم باشد در سال آینده بیشتر روی این موضوع تحقیق کنم. موضوع بسیار جالب توجهی است و گمان نمی کنم تحقیق مناسبی در این خصوص صورت گرفته باشد  برای نتیجه گیری درباره این موضوع شاید نیاز باشد که از زوایای مختلف روانشناختی و جامعه شناختی و هنر به این موضوع نگاه کرد.

در سال گذشته همچنان و با دقت جزئیات رفتار ایرانیان مهاجر را در جامعه امریکا زیر نظر داشته و مطالعه کردم و گاها نیز یادداشت برداری هایی کردم. گذر روزگار برخی از انتقادهای گل درشتم در سال های گذشته  درخصوص رفتار ایرانیان مهاجر را تعدیل کرد؛ اما همچنان روی تعداد زیادی از انتقادهایم ایستاده ام و گمان می کنم جای طرح موضوع و آسیب شناسی وجود دارد اما از طرفی هیچ اطمینانی ندارم که این تعمق و تدبر و مطالعه به کار کسی بیاید ولی به هر حال به شخصه به این موضوع علاقمند هستم و همچنان به این مطالعه ادامه خواهم داد. تا اینجای کار نتیجه مطالعاتم در جامعه متمرکز مهاجری چون کالیفرنیا تلخ و ناگوار است . با بازدید از سایر ایالت ها می توان به صورت صریح تر و روشن تر، قضاوت بهتری هم ارائه داد.

در سال گذشته به لطف بسیاری از دوستان بسیاری از آثار نویسندگان ایرانی و دوستان خوبم را همزمان با انتشار در تهران در این سر دنیا خواندم. بسیاری از کتاب ها و مجلات مهم هنری با اندکی تاخیر به دستم رسید و از این نظر هیچگونه بعد و مسافت جغرافیایی را حس نکردم . دست دوستانی که فایل کتابهایشان را به صورت الکترونیکی برایم فرستادند درد نکند . همچنان از دوستان هنرمندی که در سفر به ینگه دنیا کوله باری از کتاب و مجله برایم آوردند تشکر و قدردانی می کنم.

همچنان که پیشتر نیز نوشتم ،تولد برادرزاده ام شیرین ترین و زیباترین اتفاق زندگی ام بود و لذتی وصف ناپذیر و عجیب نثارم کرد .امیدوارم این شیرینی با توفیق دیدار این محبوب چندین برابر شود. برای سلامتی آن عزیز نادیده همیشه و هر روز دعا می کنم و امیدوارم ورودش به زندگی خانواده با خیر و برکت بسیار همراه باشد .

سال گذشته عاری از اتفاقات تلخ و ناگوار نیز نبود. بودند زمان های دلتنگی و غم و غصه .

اما یاد گرفتم که باید از غصه ها گذشت و از آن ها قصه ساخت برای ماندن و کم کم دارم یاد می گیرم که زندگی کوتاه است و ارزش هیچ چیزی را ندارد و دارم ایمان می آورم که در این کوتاهی زندگی تا می توانم باید از آن لذت ببرم و البته لذت های آدمی با یکدیگر متفاوت است و من همچنان که در تعریف لذت از جانب دیگران تحقیق کرده و می کنم ،لذت بردن از زندگی را روی اصول و تفکرات و تجارب شخصی خودم در سال آینده ادامه خواهم داد.

در اواخر سال گذشته به کمک تعدادی از دوستان نان و نمک خورده با پاره ای از کاستی ها و ایرادهای رفتاری خودم آشنا شدم و حتما تلاش خواهم کرد در سال جدید در حد توان در رفع آنها بکوشم .

از دست دادن دو دوست نویسنده جوان در سال گذشته از اتفاقات تلخ و ناگوار و فراموش نشدنی است .گمان نمی کنم مرگ این دو دوست تقریبا هم سن و سال، به این راحتی ها از یادم برود.

از سیاست گریزانم و با آن میانه ای ندارم اما حوادث خشونت بار جهان در سال گذشته که منجر به کشته شدن تعداد زیادی بی گناه در نقاط مختلف جهان شد ،در بسیاری مواقع بسیار غمگین و دلشکسته ام کرد و به حال نوع بشر گریستم . کاش در سال جدید بیشتر به انسانیت نزدیک شویم .

یافتن دوستان سال های دور نیز یکی از اتفاقات شیرین و جالب سال گذشته بود.

از نوشتن در سال گذشته راضی نیستم و امیدوارم در سال پیش رو با نظم و ترتیب بیشتر و بهتری جلو بروم . پرونده های نیمه تمام بسیاری را باز کرده ام وامیدوارم به تدریج یکا یک آنها را ببندم و به دست ناشر بسپارم .

امیدوارم در سال جدید اتفاق های خوبی را شاهد باشم و همچنان از نعمت سلامتی برخوردار بوده و زیر سایه لطف حضرت باریتعالی برای جامعه و دوستان و کشورم فردی مفید و موثر باشم .

قدردان نان و نمک باقی بمانم و از معرفت در رفاقت هیچوقت کم نگذارم و انگیزه یادگرفتن و خواندن در من هیچ وقت رنگ نبازد .

و دیگر گفتمت که گلستانی و ابراهیم کرده ای مرا ....

 

پیغام های خصوصی

 

به ا.ش

روزگار غریبی است نازنین

 

به آ.آ

آب رفته در جوی با باران آسمان باز آید .

 

به پ

چشم هایی که می خندند قیمت ندارند

 

به ب.م

محافظه کاری طریقتی است که باید با دقت و نگاه ژرف درباره اش بیندیشم . بی شک تو آموزگار من در این راه بودی و هستی . آگاهانه یا نا آگاهانه

 

به ف.ع

تعجیلت در کار و به سرانجام رساندن و بی خیالی و وسعت دلت را دوست دارم .

 

به س.ع

رفیق همیشگی من . عزیز من . از زندگی ام تخم مرغی بساز و بزن به دیوار .چه اثر هنری شگرفی خواهد شد .

 

به ف.ع

دوستت دارم . مستمر و بی وقفه و عاشقانه

 

به و.ح

فدایی داری و پرچم برات بالاست

 

به ه. ح

عزیزترینی .استشمام بوی کله کوچکت گاهی بزرگترین آرزوی من است.

 

به س.غ

فارسی شکر است و ایران کهن . مفتخر باش به آب و خاکت

 

به ا.ر

با وجود ایرادهای مختلف ،دوست خوبی هستی یا حداقل من اینطور فکر می کنم

 

به آ.م

شک را دور بریز . توهم را کنار بگذار .

 

به ح.ن

معرفت مکمل و لازمه دوستی است . مسلما دوستی بدون معرفت چیزی مهم کم دارد.

 

به ن .ح

دنیا مجال کوتاه لذت بردن است .

 

 

 

 

/ 3 نظر / 69 بازدید
رحمانی

تولدتون با تاخیر تبریک ،سال نوتونم مبارک اقای نویسنده .

کسی که هیچ وقت از تو خوشش نمیومد

http://www.jamnews.ir/detail/News/459621 اینو ببین وحشی بی سروپا... پیش خودت فکر کردی خیلی مردی ؟ بشکنه دستت و بشکنه دست پدری که تو گوشت نزد فقط یک حیوان زاده میتونه همچین غلطی بکنه .

محسن ازقوچان

سلام سال نو مبارک میشه کمی از خاطرات سالهای قوچانت بگی کدوم محله بودین؟ عکسی از قوچان داری از اون دوران؟