در ستایش "سوته دلان ":بلا روزگاریه عاشقیت !

درستایش "سوته دلان ": بلا روزگاریه عاشقیت !

 سوته دلان

وظیفه دارم در ستایشش بنویسم . اصولا تکلیف دارم و باید بنویسم بخاطر این همه لذت و همه احساس های خوبی که از دیدن این فیلم نصیبم شده است و بخاطر آنچه که یاد گرفتم از آن .

"سوته دلان"  را می گویم . این شاهکار "علی حاتمی" بزرگ و نازنین که نامش در سینمای ما جاودان خواهد بود . عزیزی است این حاتمی که متاسفانه هیچ وقت توفیق دیدار و هم صحبتی با او برایم فراهم نشد و افسوس بسیار برایم به جای گذاشت .

در حسرت دیدار و همدمی با چند نفر هنوز می سوزم که برخی رفته اند و از این رفتگان که دیدارشان به این دنیا نرسید یکیش همین "علی حاتمی" عزیز بود !

می خواستم خدمتش برسم و ببینم چطوری تنفس می کند؟ چگونه فکر می کند ؟ببینم چطور سر صحنه قلمش را بر می دارد و می نویسد؟ و چه فلسفه ای دارد از این همه ایران دوستی باطنی ؟

برسیم به سوته دلان که کمتر از آن گفته اند و نوشته اند  . فیلم محصول سال 56 است و طبیعی است که به خاطر فضای ان سالهای بحران و انقلاب خوب اکران نشدو البته در اآن سالها خوب دیده نشد اما امروز بعد از سی  و یک سال از تولید فیلم می بینیم که حاوی چه نکته های ظریف و باریکی است .

سعی دارم بخاطر توصیه دوستان در پرهیز از اطناب وتوصیه به موجز نویسی مختصر کنم حکایت را :

اول – داستان فیلم

حبیب ظروفچی(جمشید مشایخی )، کاسب خوش نامی است که به شغل کرایه دادن ظروف به مجالس اشتغال دارد و با وجود گذر از میانسالی هنوز ازدواج نکرده و زندگی اش را وقف مادر و برادر ناتنی اش مجید دوکله(بهروز وثوق ) کرده است. برادر دیگرش کریم(سعید نیک پور)، که پرنده باز است با همسرش زینت سادات و فروغ الزمان که سالهاست به پای حبیب آقا نشسته، با آن ها زندگی می کنند. مجید که به دلیل کله بزرگ و غیر عادیش  و ناراحتی ظاهرا عقل سالمی ندارد ، در مغازه حبیب آقا کار می کند.اودل باخته دختری است که عکس اش را در ویترین یک عکاسخانه دیده است. به تدریج حال روحی مجید وخیم می شود و حبیب آقا به امید شفا یافتن او را به امام زاده داود می برد.  چندی بعد مجید به یک بلیط فروش سینما دل می بندد و از خانه گریزان می شود. حبیب آقا او را می یابد و تصمیم می گیرد زنی را همراه و مصاحب مجید کند تا شاید در بهبود وضع روحی مجید موثر واقع شود. حبیب آقا به واسطه دوست دوافروشش و باج خوری موسوم به دکتر(جهانگیر فروهر) زن معروفه ای به نام اقدس(شهره آغداشلو) را در ظاهر زنی نجیب به خانه می آورد و مجید و اقدس مهر یکدیگر را به دل می گیرند و به رغم مخالفت حبیب آقا با شیوه ای جالب ومنحصر به فرد و بسیار زیبا ازدواج می کنند و در خانه ای پرت زندگی خود را شروع می کنند. مجید از زبان حبیب آقا از گذشته اقدس مطلع می شود و حالش رو به وخامت می گذارد و از حبیب آقا می خواهد که او را به امام زاده برسانداما  در میانه راه  می میرد.

 

دوم – فضای زمانی و مکانی داستان

داستان در تهران دهه سی اتفاق می افتد و در فاصله نزدیک به جنگ جهانی دوم و با فضا سازی بسیار زیبا و طراحی دکوراتیو بسیار مناسب و نیز دیالوگ های منحصر به فردش تونسته به خوبی این زمان و فضای رو تو تهران القا کنه .

 

سوم - موسیقی فیلم

حسین علیزاده در مصاحبه ای عنوان کرده بود که مهمترین تکنیک در تکنوازی ساز های ایرانی، سکوت است و با استناد به همین جمله می توان سوته دلان را آواز و نوایی در عالم سینما نام داد. سکوت، بیش ترین دیالوگ را در فیلم دارد وآنچنان در روابط شخصیت ها تنیده شده است که گهگاه دیالوگ ها می توانند به عنوان پاره کننده رشته کلام سکوت عمل کنند ولی علی حاتمی آنقدر باهوش بوده که نه تنها دیالوگ ها را در تقابل  نا منسجم سکوت قرار نداده، بلکه چنان دیالوگ های شاهکاری در فیلم قرار داده که هر کدام، شعر نویی در توصیف فیلم هستند . در این فیلم، موسیقی هم ایرانی ست. ایرانی نه به این معنا که سازهای اصیل جایگزین سازهای غربی باشند بلکه به این معنا که جز این موسیقی که با روح ایرانی همراه است هیچ موسیقی دیگری نمی تواند بر فیلم نقش ببندد.

 

چهارم – اشاره های ماندگار

در این فیلم شاهد دیالوگ های بی نظیر و ماندگاری هستیم که شامل انبوه‌فراوانی‌ از مفاهیم‌ فولکلور ایرانی‌ اعم‌ از مثل‌ها، کنایات‌ و زبانزدها به‌ کاررفته‌ است.به چند نمونه توجه کنید :

بازی‌های‌ کلامی‌: 

 هلو برو ـ تو گلو، بگو آره‌ـ آجر پاره‌، بگو طشت‌ـبشین‌برورشت‌ و...
نمادهای‌ مذهبی‌: 

 مسجد،امامزاده‌، امامزاده‌ داوود(ع‌)، روضه‌ موسی‌بن‌ جعفر(ع)

 برخی‌ مثل‌ها:

·  روز به‌ روز دریغ‌ از دیروز (راجع‌ به‌ گرانی‌ اجناس‌ به‌کار می‌رود)

·   شب‌ زفاف‌ کم‌ از صبح‌ پادشاهی‌ نیست‌ به‌ شرط‌ آن‌ که‌ پسر راپدر کند داماد

·   از یه‌ هیزمیم‌، تنورمون‌ علی‌ حده‌ است‌ (یعنی برادر ناتنی هستیم از مادر جدا و از پدر مشترک

·   آفتاب‌ لب‌ بومیم‌(این‌ مثل‌ هم‌ در سوته‌ دلان‌ و هم‌ در فیلم‌ مادر به‌ وسیله‌ مرحوم‌ چهره‌ آزادگفته‌ می‌شود)

·  آب‌ نطلبیده‌ مراد است‌ (در تعارف‌ آب‌)

·  زیر لحاف‌ کرسی‌ کی‌می‌دونه‌ که‌ خوابیده‌ کسی‌

·  ما که‌ دنیامون‌ شده‌ عاقبت‌ یزید

·  انار میوه‌بهشتی‌ یه‌ (زبانزد)

·  گریه‌ کن‌ نداری‌ وگرنه‌ خودت‌ مصیبتی‌

·  دختر بزرگ‌کردم‌ واسه‌ مردم‌، پسر بزرگ‌ کردم‌ واسه‌ زندون‌

·  کُت‌ بده‌ کلاه‌ بده‌ دو قازو نیم‌ بالا بده‌

·  به‌ هر چمن‌ که‌ رسیدی‌ گلی‌ بچین‌ و برو

  نمادهای‌ایرانی‌:

در آغاز فیلم‌ حبیب‌ آقا ظروفچی‌ لیست‌ بلند بالایی‌ از اقلام‌ ظروف‌ایرانی‌ را که‌ در عروسی‌ از آنها استفاده‌ می‌شود نام‌ می‌برد. (آفتابه‌ لگن‌و...)، استفاده‌ از کرسی‌ نیز یکی‌ دیگر از نمادهای‌ ایرانی‌ در این‌ فیلم‌است‌.

 رسوم‌ دیگر: 

 آینه‌ وقرآن‌ بردن‌ برای‌ منزل‌ جدید.

 

پنجم –دیالوگ های  ماندگار

· دکتر رو به اقدس وقتی می خواهد فاحشه خانه را ترک کند :"زن از طلاش بگذره خیلی حرفه!"

·  حبیب آقا در آخرین دیالوگ فیلم :"همه عمر دیر رسیدیم ."

·  مجید :"ماچت می کنم ها ."

·  مجید : "خدایا چقدر دشمن داری دوستات هم که ماییم یه مشت علیل بدبخت که در حقشون دشمنی کردی."

·  مجیددر آخرین صحنه وقتی خبر گذشته اقدس را می شنود و حالش به هم می خورد در حجره  :"بلا روزگاریه عاشقیت . "

ششم – بازیگران وبازیگر                                                

این فیلم شاهکار بازیگری "بهروز وثوقی" است که زیر آن گریم خاص و تن دادن به آن نوع گریم که کمتر بازیگری در آن زمان حاضر به پذیرش این نوع گریم بود بازی بسیار زیبا و ماندگاری را از خودبر جای گذاشته . از بازی زیب

/ 32 نظر / 106 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسترن

سلام . حال همه ما خوب است اما تو باور نكن . همه عمر دير رسيديم . همه عمرم دير رسيدم . گاهي خودمو شبيه مجيد سوته دل مي بينم كه صداقتش و نتونستن پذيرش دروغ از ديگران اون رو بلاخره از پا در مياره . چرا كه اونقدر صادقه كه دروغ آدما روچون فكر مي كنه راسته، به سادگي باور مي كنه . صداقت تاوان بزرگي براي آدم هاي ساده اس گرچه تاوان تلخيه ولي بسيار زيبا است . چقدر زيبا نوشتين و انصافا حق مطلب رو ادا كردين . تا حالا مطلبي رو در مورد اين فيلم نخونده بودم . انگار هيچ كس جرات نوشتن راجع به گذشته رو نداره .

ژغال

فرزاد جان منم همون جمله ته خط مجید و بهت میگم. بلا روزگاریه عاشقیت.

شیرین

خیلی خوب بود

شیرین

[دلقک][گل]

محمدرضا

سلام...وبلاگی طراحی کردم که محتوای اون بررسی کم و کاستی های سینما و موسیقی ایران هست...خوشحال میشم از حضورتون...

اشکان

فوق العاده بود . خیلی لذت بردم . این محبوبترین فیلم منه این بازی بهروز وثوق بهترین بازیه تاریخ سینماست و این کارگردانی آقای حاتمی بهترین کارگردانی

الهام

سلام یادداشت بسیار خوبی بود به نظر من سوته دلان از 3 اپیزود عشقی تشکیل شده بود که اپیزود دوم (برادر وسطی ) از همه جالب تر بود که جای کار بیشتری داشت البنه من تا آلان نمی دونستم که آقای نیکپور آن نقش را بازی کردند نقش زینت السادات را کدام هنرمند نقش آفرینی کردند؟

الهام

سلام یادداشت بسیار خوبی بود به نظر من سوته دلان از 3 اپیزود عشقی تشکیل شده بود که اپیزود دوم (برادر وسطی ) از همه جالب تر بود که جای کار بیشتری داشت البنه من تا آلان نمی دونستم که آقای نیکپور آن نقش را بازی کردند نقش زینت السادات را کدام هنرمند نقش آفرینی کردند؟

سارا

این فیلم محبوبترین فیلمی هست که دیدم فوق العادست صداقت مجید برای من یه رویاست و وفای فخری خوروش محشره