یادداشت های جشنواره فیلم فجر -3

یادداشت های جشنواره فیلم فجر ٨٧-3

یادی ازاین سه نفر ....

 

موفق شدم دو فیلم دیگر را هم در جشنواره فیلم فجر ببینم . اولی "وقتی همه خوابیم" دیگر اثر استاد"بهرام بیضایی" بود و بعدی "عیار 14" آخرین ساخته "پرویز شهبازی" . جالب آنکه هر دوکارگردان بعد از سالها از آخرین کارشان ،فیلم جدیدی را از خود به نمایش می گذاشتند .

یقینا هر دو فیلم دو بخش نسبتا مجزا و دو یادداشت تقریبا پر و پیمان را می طلبد پس اگر خواننده این وبلاگ هستید یا نه! به موضوع این دو فیلم علاقه دارید در انتظار دو یادداشت آتی سینمایی در باره دو فیلم "وقتی همه خوابیم" و نیز "عیار 14"تو همین وبلاگ باشید .

 

مژده شمسایی

نکته جالب به هنگام نمایش "فیلم وقتی همه خوابیم" که من در سینما جوان 1 در ساعت 19 روز جمعه 18 بهمن موفق به دیدنش شدم ،یک اتفاق جالب بود .

تمام مدت فیلم را در کنار "مژده شمسایی" بازیگر نقش اول "وقتی همه خوابیم" و پسرش "نیاسان بیضایی" نشسته بودم و جالب آنکه اصلا متوجه این قضیه نشده بودم .

این موضوع را به دو گونه می توان تفسیر کرد (در ذهن خودم ) : یا آدم بسیار گیجی هستم و یا اینکه خیلی مشتاق برای دیدن تمام جزئیات فیم بودم و به شدت روی پرده متمرکز بودم .....-نمی دانم -

تحلیل این موضوع برام خیلی جالب بود  ....مژده شمسایی زنی است که به نظرم دو خصوصیت جالب دارد . جدای از فیلم هایش، تا کنون سه بار او را دیده ام و در یکی از ملاقاتها گفتگوی کوتاه سی دقیقه ای هم داشتیم .بنابراین بر اساس جمع این موارد می توانم از شخصیت او این برداشت را بکنم : در نگاه اول و به ظاهر زنی بسیار معمولی که ممکن است در یک گذرگاه یا خیابان و یا سیل جمعیت عبور کننده در یک مجتمع خرید اصلا به چشم شما هم نیاید و یا اینکه کوچکترین تاثیر ذهنی از منظر ورودی چشم ایجاد نکند .

اما همین زن بسیار معمولی (در ظاهر) در برخورد کمی نزدیک انگاری زنی بسیار مغرور و متکبر به نظر می رسد برای اونایی که لابد تو یه مدت کوتاهی ایشون رو دیدن و یا باهاش در حد یک سلام و احوالپرسی برخورد داشتند .

اما نه !  شمسایی زنی است که به نظر می رسد در پشت ظاهر همیشه آرام،مغرور و حرکات کند و با طمانینه  و نیز کلماتی که در گفتگو با وسواس و خساست عجیب از آنها استفاده می کند ،نشانه هایی از طوفانی عمیق دارد . طوفانی ذهنی که شاید به مدد تجربه ، دانش ،تحصیلات و نیز هم نشینی با یکی از مفاخر روزگار ما(بهرام بیضایی) بدان پایه رسیده است ...نمی دونم چطوری این موضوع رو توصیف کنم ...همینقدر بدونید که زنی عجیب است :"مژده شمسایی" ...بعد ها بیشتر از او خواهید خواند و دید و فهمید .

"نیاسان بیضایی" هم پسر شیرین و دوست داشتنی است ..شنیده ام که خوب پیانو می زند .امیدوارم تو این خانواده هنری او نیز موفق باشد .

 

کامبیز کاهه

دو سه روز پیش داشتم چیزی در مورد سینما می نوشتم یه دفعه چیزی تو ذهنم اومد ...بی مقدمه و بی هیچ پیش زمینه قبلی .....صدایی تو ذهنم پیچید : "چیزی در مورد کامبیز کاهه بنویس! "

باورش سخته ...چطور ممکنه ؟خودمم نمی دونم ولی در پاسخ به ندای درون ...چیزکی برای کامبیز کاهه .....

کامبیز کاهه را یکبار در تمام عمرم دیدم شاید حدود 9 یا ده سال پیش در یک جلسه نقد و بررسی به گمانم در حوزه هنری بود فچه فیلمی ؟اصلا به خاطر نمی آورم . موهای بلند ،عینک پنسی ،شلوار جین و کفش تیم برلنش رو خوب به خاطر دارم .

بچه بسیار باسوادی بود و مسلط به سینمای جهان ...آن سالها حتما همه نقدهاش رو در مورد سینما و بخصوص سینمای جهان خوندید .

به نظر من یکی از منتقدهای خیلی جدی سینمای ماست که به خاطر تسلط کاملش به زبان این روزها با ابزار و امکاناتی که اینترنت در اختیار ما قرار داده می تونست ضمن نقد آثار فاخر سینمایی جهان ما رو از نقد سایر منتقدان معتبر هم آگاه کنه ....اما حالا کامبیز کجاست ؟تواینترنت خیلی دنبالش گشتم ...ردی از آثارش به دست نیاوردم ..به گمانم مدت زیادی هست که دیکه نمی نویسه .....بعد از اون ماجرای دستگیری تعدادی از وبلاگ نویسها از جمله "سینا مطلبی"(که این روزها سردبیر بی بی سی فارسی شده ) "کامبیز کاهه" هم جزو دستگیر شدگان بود . ظاهرا جرمش این بود که در یک شبکه قاچاق ورود فیلم های سینمایی به ایران و ترجمه و زیرنویس اونها نقش داشت ...بعد از آزادی ظاهرا قلم رو برای همیشه کنار گذاشته ...تاجایی که خوندم تهران رو هم ول کرده و برگشته به سرزمین پدری ..احتمالا آلان باید تو مشهد یا اطراف نیشابور باشه ....حیف بود این آدم ...حتی اگر واقعا جرمش این بوده باشد به نظر من به گردن خیلی از ماها که با زیرنویس های خوب متوجه خیلی از ظرائف فیلم های شاخص خارجی می شویم ،حق زیادی دارد( او و یا هر کس که این کار را می کند)...کسی از کامبیز خبری دارد ؟دلم می خواهد بیشتر از او بدانم .....

 

اما مریم پالیزبان

بعد از دیدن "عیار 14" پرویز شهبازی اگر اهل دل باشی یاد کردن از فیلم قبلی او "نفس عمیق" نباید زیاد عجیب باشد . به نظرم هنوز "نفس عمیق" پر و پیمان ترین کار شهبازی است . تو اون دوره در جشنواره بیست و یکم در یکی از بخش های جنبی جشنواره فجر از طرف یکی از سازمان های غیر دولتی فیلم های جشنواره رو می دیدم و در پایان "نفس عمیق" رو به عنوان بهترین فیلم معرفی کردم .

"نفس عمیق" اما با یک بازیگر عجیب معنا پیدا کرد :"مریم پالیزبان" .....

معلوم نشد چه جوری پیداش شد ...یهویی اومد و یهویی هم رفت ...این اولین و آخرین کار مریم بود تو سینمای ایران ...یادش کردم امروز ....راستی می دونید مریم الان کجاست ؟

...."مریم پالیزبان متولد ۱۵ مهر۱۳۶۰ در ارومیه بازیگر سینما، تئاتر و شاعر می‌باشد.پالیزبان دانش آموخته رشته هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. او بازیگر فیلم تحسین شده نفس عمیق و نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن نقش اول در بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر برای همین فیلم بوده‌است.مریم پالیزبان هم اکنون مشفول گذراندن دوره دکترای تئاتر در دانشگاه FreieUniversität برلین می‌باشد.مریم پالیزبان علاوه بر فعالیت‌های تئاتری و سینمایی و بازیگری در زمینه‌ی شعر همپرکار است. یک مجموعه‌ی شعر دارد با عنوان «دهان». مریم پالیزبان در حال حاضرروی تعزیه در ایران و تاریخ و پیدایش و گذشته‌ و حال تعزیه کار می‌کند."....

این هم شعری که از وبلاگ مریم پالیزبان با عنوان "گرگ صابونی "انتخاب کردم :

اولین قطار را سوارشو

خورشید پشت برگ هایپاییزی می لغزد

و همه چیز در انتظارتوست

باران خواهدبارید

و دلمن

تگرگ می خواهد

                  برف می خواهد

از قطار که پیاده میشوی

مواظب باش روی یخ ها سُرنخوری

و من بخار منجمد شده ی صدایمرا

برای گونه های تو میفرستم

" این اولین قطار است."

 

توضیح -لینک وبلاگ مریم پالیزبان از :               اینجا

 

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم گلی

شرمنده ! ظرف چند دقیقه همه ی مطالب + پیام هایت را خواندم. عجب گرفتاری شدی ها از دست این مردم! هی می گن تو خودتی یا اون عکسه؟ هی میگن اون عکسه سرکاریه! هی میگن اگه خودتی چرا با اسم بچه ی مردم وب زدی؟ هی میگن فرزاد خودتی مگه نه ؟! جواب ملتو بده!!! حالا من میگم فرزاد جون هر کدوم از بندهای درفوق عشقته همون کارو بکن. بی خیال! میدونی چرا ؟ چون من خیلی وقته فهمیدم آدم تو این مملکت هر کاری میکنه بازم همه آخر سر آقش می کنن! دیگه خودت دستت تو کار می دونی چی میگم. ببخشید من اینطوری حرف می زنم ها. من یکخورده شلوغ وشوخ طبعم. یک وقت از دست من ناراحت نشی.[گل]

عبدالله حقدوست

با سلام خدمت شما دوست عزیز و گرامی؛ با مطالب جدید؛ «عزیزم شام چی داریم؟» [گل] و «احادیث هفته سیزدهم» [گل] آپ شدم. در ضمن توصیه می‌کنم علاوه بر ملاحظه آرشیو، حتما باقی احادیث هفته، مخصوصاً احادیث هفته یازدهم [گل] و دوازدهم [گل] را که «آداب و شرائط دوستیابی» در آنها ذکر شده، ملاحظه فرمایید. منتظر حضور سبز شما و دوستان محترمتون هستم. بای

امیر

ایول عالی بود

سحر

سلام- وبلاگ خوبی داری بهت تبریک میگم-آقای حسنی من شخصی هستم که به کار گویندگی ومجریگری بسار علا قه دارم - چپ چپ نگام نکن شما هم مثل بقیه فک نکن که صدای گرم 1 گوینده رو شنیدم یاچهرهی 1-2 مجری دیدم حالا جذب این هنر شدم اصلا این طور نیست همین قدر درباره علاقه ام به این هنر بگم هم عاشق این کارم هم اینکه توانایی شو دارم و بقیه چیزایی که 1 مجری باید داشته باشه مثل اعتماد به نفس که اصلا کاذب نیست و.... نمی خوام پر گویی کنم فقط از شما 1 مشاوره یا راهنمایی میخوام من چطوری با ید خودمو ه تهیه کننده یا مسعول دیگه ای معرفی کنم تا ازم تست بگیره چند بار هم صدا سیما اومدم اما موفق نشدم شما منو راهنمایی میکنی . اللبته اگه فیلم ها ی جشنواره بزارن.. منتظر جوابتو هستم سلامت باشی پسر جون .ممنونم از پل ارتباطی

مریم گلی

دستت پر از یاس![گل]

Greight

بهت تبریک میگم وبلاگ خوبی داری هر چند اسمت ایهام داره ! سری به ما هم بزنین http://forum.enz.ir

Merci

بهناز فوائدی

نوشتن در مورد بهرام بیضایی اصلا مشکل نیست(بر خلاف کمنت قبلی که ته اومدم بنویسمش تصویر در رفت )به شرطی که تمام سبقه تئاتری و ادبی و ...حضرت استاد را جای خودش در همان اندازه و قد و قواره ومستقل از هم نقد کرد بدون اغراق وابراز ارادت احتمالی و خلافش[خنثی]

سایت عروض

با سلام با صدای «دکتر سید مهدی موسوی» به روز هستیم با سفرنامه اش... در: http://www.arooz.com/mag2/1387/11/post_250.php برای دانلود و شنیدن صدایش...

امیر

کامبیز سال هاست برگشته تهران اخیرا توی یه نمایش دیدمش